ورزش و زندگی http://varzesh.tarlog.com/category/15/ fa کاملترین و جامعترین مطلب و مقاله سوارکاری http://varzesh.tarlog.com/post/1201/ <span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><font color="#0000cd"><font size="3"><b>ســوارکاری</b></font></font><br><b><br><br>مقدمه</b><br>سوارکاری از ورزش هایی است که در چند دهه ی اخیر مورد توجه خاصی قرار گرفته اند، با این وجود سابقه ای طولانی داشته است و می توان آن را از کهن ترین ورزش ها به شمار آورد. این ورزش امروزه نه تنها به عنوان یک رقابت سالم و مفید، بلکه به عنوان سرگرمی و به منظور گذراندن اوقات فراقت مورد توجه قرار گرفته است، و با این که نسبت به بسیاری از ورزش ها پر هزینه به نظر می رسد، هر ساله تعداد بیشتری طرفدار به سوی خود جلب می کند. سوارکاری و پرورش اسب در اسلام نیز بسیار توصیه شده است و جایگاه ویژه ای دارد. رسول اکرم فرموده اند: "به فرزندان خود، سوارکاری، تیراندازی و شنا بیاموزید." همچنین در حدیثی از ایشان آمده است: "پیشانی اسب ها تا روز رستاخیز جایگاه خیر و برکت است. " در قرآن کریم آمده است: " و الخیل و البغال و الحمیر لترکبواها و زینه و یخلق ما لا تعلمون" "و اسبان و استران و خران را (آفرید) تا بر آن ها سوار شوید و (برای شما) تجملی (باشند) و آن چه را که نمی دانید می آفریند."<br><br><b>سوارکاری چیست؟</b><br>سوارکاری ورزش، هنر و روش هایی است که به سوار شدن و هدایت کردن اسب مربوط می شود. ویژگی این ورزش این است که انسان و مرکب (معمولاً اسب) را متحد می سازد، بنابرین موفقیت اسب و سوارکار به ارتباط و اعتماد و احترامی که آن دو برای یک دیگر قائل اند، بستگی دارد.<br><b><br>تاریخ سوارکاری</b><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">سوارکاری ورزشی بسیار قدیمی است که از دیرباز به منظور جنگیدن یا پیام رسانی به افراد آموزش داده می شد.و...<tarlogendprepost><br>تاریخ رام کردن اسب هنوز به درستی شناخته نشده است. باستان شناسان با توجه به قدیمی ترین آثار بر جای مانده از پیشینیان در رابطه با رام کردن اسب ها، معتقدند که اولین اسب های اهلی به بیش از سه هزار سال قبل از میلاد بر می گردند. قبل از آن اسب به منظور تهیه ی غذا شکار می شده است. البته باستان شناسان در بعضی نقاط از اروپای شرقی دهانه هایی پیدا کرده اند که به شش هزار سال قبل از میلاد بر می گردند. این نشان می دهد که انسان از آن زمان سعی داشته است که اسب را رام کند و از آن بهره ببرد، ولی به دلیل سرعت آن در فرار موفق نشده است. قدیمی ترین آثار در اروپای شرقی، شمال قفقاز و آسیای مرکزی یافت شده اند.<br>اگرچه اهلی ساختن اسب در مقایسه با حیواناتی چون سگ (نه هزار سال قبل از میلاد) و گوسفند و بز (پنج هزار سال قبل از میلاد) مؤخر بود، با این وجود تحول عظیمی در زندگی انسان به وجود آورد. انسان نه تنها از گوشت و شیر اسب بهره می برد، بلکه برای جابه جایی نیز از او استفاده می کرد. نکته ای جالب در این باره این است که مورخان عقیده دارند که مردم قبل از یادگیری چگونه سوار شدن بر اسب، از ارابه استفاده می کردند. آنان برای این فرضیه خود دو دلیل عمده ارائه می کنند:فسیل های پیدا شده نشان می دهند که اسب های آن دوره برای حمل انسان بسیار کوچک بوده و قد آن ها (بلندی شانه) به بیش از ۱۴٠ سانتی متر نمی رسید.<br>قبل از آن که اسب توسط انسان رام شود، مردم از ارابه استفاده می کردند و آن ها را به حیواناتی از قبیل گاو یا الاغ وحشی می بستند. بستن ارابه به اسب های کوتاه قد خیلی دشوار نبود، در حالی که سوار شدن بر کمر اسب باعث وحشت و رم کردن آن می شد.<br>مهار و تربیت کردن اسب ها در زندگی مردم اوراسیا تحول و تأثیرات فراوانی به دنبال داشت. در حالی که در گذشته طی کردن مسافت های طولانی غیر ممکن به نظر می رسید، انسان توانست به کشف سر زمین های جدید و کشور گشایی بپردازد. کم کم وسایلی برای هدایت و تسلط بیشتر بر اسب مانند زین و رکاب (که از اختراعات چینی ها می باشند) ساخته شدند و در اختیار سوارکاران گرفتند. تربیت و پرورش اسب نیز، به خصوص در خاور میانه اهمیت بسیاری یافت و صحرا نشینان این مناطق به پرورش و نگاه داری اسب های اصیل عربی پرداختند. سوارکاری تا اواخر قرن پانزدهم میلادی، بیشتر در جنگ ها معمول بود. البته در بعضی از کشور ها مانند ایران باستان، به عنوان ورزش و سرگرمی نیز مورد توجه قرار می گرفت (مانند بازی چوگان)، ولی جنبه ی هنری آن از اواخر قرن پانزدهم میلادی به بعد اهمیت یافت. بلاُخره در اواخر قرن نوزدهم میلادی، با پیشرفت صنعت و جایگزین کردن اسب ها توسط ماشین آلات، سوارکاری جنبه ی ورزشی و سرگرمی که امروزه مشاهده می شود را به خود گرفت.<br><br><b>برقراری ارتباط با اسب</b><br>اولین گام یادگیری سوارکاری ، یادگیری ارتباط برقرار کردن با اسب است. سوارکار باید بتواند خلق‌و‌‌خوی اسبی را که قرار است سوار شود درک کند و با او به خوبی ارتباط برقرار کند، تا اسب فرمان‌های او را بهتر درک‌کند و انجام دهد. سوارکار می تواند از روی حرکات و برخی اعمال اسب متوجه منظور او شود. حرکات گوش‌های اسب در این مورد بسیار مؤثر است. به طور مثال، هنگامی که اسب گوش‌هایش را به سمت جلو می‌چرخاند و سرش را بالا می‌گیرد، به این معناست که صدایی او را نگران کرده است و او با‌دقت در حال پیدا کردن منبع صداست. و یا هنگامی که اسب گوش‌هایش را در جهات مختلف می‌چرخاند و حرکت می‌دهد، به این معناست که با دقت اطرافش را تحت نظر دارد. گوش‌های مایل به سمت پایین در دو طرف سر اسب، نشان دهنده‌ی تسلیم شدن و اطاعت اسب هستند. البته این حالت گوش‌ها در صورتی که لب‌ها به سمت پایین افتاده باشند، نشانه‌ی خواب‌آلودگی است. اسبی که گوش‌هایش را می‌چرخاند و زبانش را بیرون می‌آورد، قصد سر‌به‌سر گذاشتن و بازی با سوارکار را دارد. اگر اسب گوش‌هایش را به سمت جلو مایل کند و سرش را کمی خم کند، یعنی به سوارکار (یا هر کس دیگری) اعتماد دارد. اگر گوش‌هایش را به سم عقب بچرخاند، یعنی چیزی باعث بی اعتمادی یا عصبانیت و ناراحتی او شده است. در صورتی که گوش‌هایش را به سمت عقب بخواباند، یعنی بسیار خشمگین است و یا این که به شدت ترسیده است. در این صورت اسب می تواند بسیار خطرناک باشد و حمله کند. حرکت سر و پاهای اسب نیز می‌توانند در درک منظور او کمک کنند. اسبی که سرش را کمی پایین می‌آورد و ناگهان به‌شدت تکان می‌دهد، بد‌خلقی خود را نشان می‌دهد. هنگامی که پاهای جلویش را بر زمین می‌کوبد، عصبانیت یا بی‌قراری خود را ابراز می‌کند، در حالی که وقتی اسب پاهای عقبش را بر زمین می‌کوبد، می‌خواهد بفهماند که چیزی باعث ناراحتی او شده است (مثلاً مگس و ...).<br><b><br>شاخه های مختلف سوارکاری</b><br>سوارکاری شاخه های متعددی دارد که به طور کلی در دو دسته قرار می گیرند:<br><br><b>مسابقات اسب دوانی</b><br>این مسابقات از دوران قدیم در بسیاری از تمدن ها همچون یونان و روم باستان وجود داشته است. مسابقات یورتمه و تاخت از مسابقات رایج اسب دوانی هستند.<br>مسابقات یورتمه (سوار بر اسب یا ارابه)، که در آن ها هدف نفر اول رسیدن به خط پایان است، بدون این که اسب با سرعت گرفتن شروع به تاختن کند. تاختن اسب باعث حذف شدن سوارکار از دور مسابقه می شود.<br>مسابقات تاخت، که در آن ها نیز هدف اول رسیدن به خط پایان است، اما این بار با تاخت. مسافت این مسابقات بین ۴۰۰/ ۲ و ۶۰۰/۱ است. نوعی دیگر از مسابقات تاخت، همراه با مانع است و اسب باید از روی آن ها بپرد. مسافت این مسابقات با توجه به نوع مانع متفاوت است.<br>سایر مسابقات سوارکاری<br>شاخه های متعددی در آن جای می گیرند که در آن ها هدف بردن مسابقه ی دو نیست. در این جا به برخی از این ورزش ها اشاره شده است:<br><br><b>مسابقات ارابه رانی</b><br>ارابه رانی که معمولاً دارای سه مرحله هستند: مرحله ی درساژ (که در آن شیوه و جذابیت نمایش و رفتار و حرکات اسب سنجیده می شود.)، مرحله ی ماراتون (که امتحانی زمان بندی شده است و از قسمت های مختلفی تشکیل شده است و مهمولاً دارای موانعی طبیعی یا مصنوعی است. در آن مهارت، توانایی جسمی و سرعت اسب سنجیده می شود.) و مرحله ی آخر که عبارت است از حرکت در راه هایی که از اطراف، توسط توپ هایی (یا چیزهای دیگری) محدود شده است. گذشت وقت مجاز یا افتادن توپ باعث از دست رفتن امتیاز می شود. تعداد اسب هایی که ارابه را می کشند به نوع مسابقه بستگی دارد و به جز در مواردی خاص، بیش از چهار عدد نیستند.<br>درساژ(حرکات نمایشی اسبهای تربیت شده)، که در آن کیفیت ارتباط میان سوارکار&nbsp;<br>و اسب سنجیده می شود. این مسابقات در زمین هایی مستطیل شکل به طول ۶۰ متر و عرض۲۰ متر برگزار می شوند، و سوارکاران به ترتیب در زمین حاضر شده و برنامه های خود را اجرا می کنند. این برنامه ها می توانند مشخص شده یا آزاد باشند. داوران بر اساس تکنیک و دقت سوارکار و همچنین اطاعت و حرکات اسب و ارتباط میان آن دو, قضاوت کرده و بین صفر تا ده نمره می دهند. سوارکار باید سعی کند حرکاتش برای هدایت اسب تا حد امکان مخفی باشد و دیده نشود، به طوری که احساس شود ارتباط میان آن دو توسط تلپاتی (telepathy) انجام می گیرد. این کار ممکن است به نظر تماشاگران بسیار آسان بیاید، در حالی که نتیجه ی تلاش بسیار چندین سال می باشد.<br><br><br><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; "><a href="http://up.pnu-club.com/" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><img src="http://up.pnu-club.com/images/s1sk1qbxju8lcsgq8q03.jpg" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></a><br>درساژ<br></div><br><br>مسابقات پرش،که از متداول ترین مسابقات سوارکاری در جهان می باشد.<br><br>مسابقات استقامت، که هدف از آن ها طی کردن مسافتی طولانی (بین ۲۰ تا ۱۶۰ کیلومتر) در یک (و گاهی دو) روز است. اسب های عرب از بهترین نژاد ها برای این نوع مسابقات هستند، زیرا جثه ای کوچک و مقاوم در برابر گرما و تمرینات سخت دارند. اسب های انگلیسی نیز به دلیل سرعتشان در این زمینه مورد توجه بسیاری قرار می گیرند.<br>مسابقات وسترن یا آمریکایی، که ریشه ی آن ها به مسابقات گاوچرانی مربوط می شود.<br>که مسابقه با اسب های وحشی است.<br>رودیئوچوگان (Polo)، که گفته می شود قدیمی ترین ورزش گروهی است. این ورزش در ایران باستان رواج و اهمیت زیادی داشته است و به بازی شاهان معروف است. امروزه, چوگان به دلیل هزینه ی بالا کمتر مورد توجه عام مردم قرار می گیرد.<br><br><b>سوارکاری در ایران امروز</b><br>امروزه سوارکاری در ایران بیش از چند دهه ی اخیر مورد توجه قرار گرفته است و باشگاه های مختلف به سرعت تاُسیس شده و در روند پیشرفت هستند. با این وجود ایران هنوز در سطح جهانی برنده ی مقام خاصی نشده است، ولی با روند کنونی به زودی به چنین افتخاراتی دست خواهد یافت. سوارکاری بانوان نیز بسیار مورد توجه قرار گرفته است و بر طرفداران آن روز به روز افزوده می شود.<br>از باشگاه های استان تهران می توان موارد زیر را مثال زد: باشگاه های ایران، ایران مهر، امام خمینی (ره)، آراسب، الوند، اسواران، فرمان آرا، آزمون ... از سوارکاران برتر کشورمان نیز می توان آقایان علیرضا شمس،کاظم وجدانی، امیر کلانتری، کریم اصغری، مسعود مکاری نژاد ، فرزین فتحلیزاده، محمد نقاش، مازیار جمشیدخانی، و خانم ها طاهره عبدی،الهام فرد،هاله نیکویی، سحر رضاعی، سروناز مستجاب الدعوه و سارا</tarlogendprepost></span><div><div style="font-family: tahoma; font-size: small; "><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">&nbsp;رجبیون را نام برد.</span></div><div style="font-family: tahoma; font-size: small; "><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><b>مقررات سوارکاری</b><br>در طی یك مسابقه ممکن است سواركار بخاطر ارتکاب خطاهای مختلف ، جریمه شود . بنابراین بسته به نوع مسابقه سواركاری كه كمترین خطا و یا كمترین زمان و یا بیشترین امتیاز را كسب کرده برنده مسابقه است.&nbsp;<br><br><b>● كلیات:&nbsp;</b><br>۱- مسابقه پرش با اسب نوعی امتحان برای اسب و سواركار در شرایط مختلف در مسیری از موانع است كه در طی این آزمون آزادی ، انرژی مهارت و اطاعت اسب و همچنین قدرت سواركار سنجیده می شود .&nbsp;<br>۲- در طی یك مسابقه ممکن است سواركار بخاطر ارتکاب خطاهای مختلف ، جریمه شود . بنابراین بسته به نوع مسابقه سواركاری كه كمترین خطا و یا كمترین زمان و یا بیشترین امتیاز را كسب کرده برنده مسابقه است.&nbsp;<br>۳- منظور نهائی ، یكنواختی و استاندارد نمودن مسابقات پرش با اسب نیست بلکه ایجاد جاذبه و تنوع یكی از مهمترین عوامل در ایجاد علاقه برای سواركار و تماشاچی است .&nbsp;<br>۴- با توجه به این مطالب یکسان بودن شرایط مسابقه برای کلیه شرکت کنندگان ضروری است و راه رسیدن به این هدف تهیه و چاپ قوانین و اجراء دقیق آن در حین مسابقه می باشد .&nbsp;<br>۵- سن اسبهای شركت كننده در بازیهای المپیك ، قهرمانی جهان حداقل ۸ سال است . اسبهای شركت كننده در كلیه مسابقات بین المللی دیگر بایستی حداقل دارای ۶ سال تمام باشند.&nbsp;<br>مانژهای پرش با اسب : میدان مسابقه پرش با اسب باید محصور بوده و در هنگامیكه اسب داخل میدان است باید كلیه ورودیها و خروجی ها بسته باشند.&nbsp;<br><b><br>● میادین تمرین و مانع تمرین :&nbsp;</b><br>۱-سواركاران تنها یكبار مجاز به آمدن به داخل مانژ مسابقه جهت بازدید مسیر مسابقه هستند ( این مسئله شامل باراژ نیزمی باشد ).&nbsp;<br>جازه ورود به میدان جهت بازدید مسیر توسط هیات داوران بوسیله تابلوی ( میدان باز است )و یا بلندگوی عمومی به سواركاران اعلام می گردد .&nbsp;<br>همچنین در مسابقات دو راندی كه راند دوم مسابقه متفاوت از راند اول است سواركاران می توانند قبل از شروع راند دوم نیز مسیر مسابقه را بازدید كنند.&nbsp;<br>۲- برگزار كنندگان مسابقات در مانژهای سرپوشیده در شرایط خاص بدلیل محدودیت مکانی ممكن است اجازه تمرین در مانژ اصلی را بدهند .&nbsp;<br>۳-در مواقعی كه ابعاد میدان تمرین اجازه تمرین را ندهد یك مانع كه جزو مسیر مسابقه نیست را می توان در مانژ اصلی برای تمرین درنظر گرفت.&nbsp;<br>۴- این مانع می تواند یك مانع عریض به ابعاد : ۴۰/۱ متر در ارتفاع و ۶۰/۱ متر در عرض و یا یک مانع عمومی به ارتفاع حداكثر ۱۴۰ ( دارای پرچم قرمز و سفید ) یاشد. شماره برای این مانع گذاشته نمی شود . برای پریدن از این مانع تنها دو بار می توان سعی كرد و در صورت سعی بیشتر سواركار ممكن است جریمه نقدی یا محروم شود ۵-سواركاران حق تلاش یا پرش از موانع مسابقه را درحین رژه قبل از مسابقه ندارند. انجام این كار ممكن است جریمه نقدی و یا محرومیت به همراه داشته باشد.&nbsp;<br>۶- برنده مسابقه ممكن است برای مطبوعات یك مانع بپرد كه این مانع نبایستی جزء موانع دور بعدی باشد .&nbsp;<br>پریدن بر خلاف جهت از این مانع ممكن است موجب محرومیت سواركار شود . برای پرش از این مانع سواركار ۹۰ثانیه وقت دارد كه این وقت از لحظه زدن زنگ توسط داوران شروع می شود . امتناع یا انداختن این موانع بعنوان یك تلاش به حساب می آید . اگر انداختن همراه با امتناع باشد سواركار برای تلاش بعدی باید منتظر تصحیح مانع شود ،( زمان نگه داشته خواهد شد) . هئیت داوران زنگ شروع مسابقه را پس از تلاشهای سوار كار برای پرش از این مانع یا اتمام ۹۰ ثانیه بصدا در می آورند . پس از زده شدن زنگ سواركار تنها می تواند یك بار برای پرش از این مانع سعی كرده و در حدفاصل ۴۵ ثانیه مسابقه اصلی را شروع كند .&nbsp;<br><br><b>● زنگ :&nbsp;</b><br>۱-زنگ ابزاری است جهت برقراری ارتباط با شركت كنندگان و مسئول بصدا درآوردن آن یكی از اعضاء هیئت داوران است .زنگ در موارد زیر کاربرد دارد :&nbsp;<br>۱-۱- جهت اعلام باز بودن مانژ جهت بازدید از مسیر مسابقه .&nbsp;<br>۲-۱-اعلام اجازه شروع مسابقه به سواركار پس از زدن زنگ که سواركار بایستی خط شروع را در جهت درست ظرف مدت ۴۵ ثانیه قطع كند . سیستم زمانگیری اتوماتیك شمارش معكوس ۴۵ ثانیه را روی صفحه نتایج نشان می دهد ،‌بطوری كه برای سواركاران به وضوح قابل مشاهده باشد اگر سواركار ظرف مدت ۴۵ ثانیه مسابقه را شروع نكند زمان مسابقه وی پس از ۴۵ ثانیه شروع خواهد شد . زمین خوردن و كلیه نافرمانی ها طی فاصله زدن زنگ و شروع مسابقه خطا محسوب نمی شود و lدر فاصله زمانی ۴۵ ثانیه داوران می توانند در موارد بروز برخی از مسائل زمان را نگه دارند.&nbsp;<br>۳-۱- بمنظور متوقف کردن سواركار در حین مسابقه( به هر دلیلی ) و یا اجازه برای ادامه آن .&nbsp;<br>۴-۱- اعلام اجازه ادامه دادن مسابقه به سواركاری كه مانع آن پس از امتناع افتاده است و همچنین پس از تصحیح مانع و یا آماده بودن مسیر.&nbsp;<br>۵-۱-اعلام دستور اخراج یك سواركار به وسیله به صدا درآوردن ممتد و یا تكراری زنگ.&nbsp;<br>۲-اگر سواركار به زنگ داوران توجه نكند ممكن است بنا به نظر داوران اخراج شود.&nbsp;<br>۳- اگر پس از وقفه زمانی قبل از زدن زنگ سعی در پرش از مانع نموده و یا از مانع بپرد اخراج می شود .&nbsp;<br>۱-۳- مسئولیت ماندن در نزدیكی موانع قبل از زدن زنگ مجدد با سواركار است.&nbsp;<br>۲-۳- این وظیفه داوران است كه زنگ مجدد را در لحظه ای بزند كه سواركار در موقعیت خوبی قرار دارد .&nbsp;<br>۳-۳- پس از نگه داشتن زمان به هر دلیلی سواركار بایست تا ایجاد شرایط مناسب جهت ادامه مسیر در نزدیكی مانع مذكور باقی بماند و هیات داوران نیز باید زنك را در لحظه ای به صدار درآورند كه سواركار موقعیت مناسبی نسبت به مانع داشته باشد ( یعنی سواركار در نزدیكی مانعی كه نسبت به آن امتناع كرده و یا آن را انداخته است قرار نداشته باشد). هیات داوران وظیفه ای ندارد كه زمان را در شرایط مناسب به نفع سواركار باز نمایند لذا با زدن زنگ زمان نیز باز خواهد شد.<br><b><br>● مسیر مسابقه و اندازه گیری:&nbsp;</b><br>۱ -مسیر مسابقه خط سیری است كه سواركار از دروازه شروع تا دروازه پایان طی میكند ، این مسیر بایستی با دقت تمام بخصوص در محل گردشها اندازه گیری شود (خط سیر طبیعی كه اسب طی می کند. از مركز موانع است).&nbsp;<br>۲- در مسابقات مهم هیات داوران باید به همراه طراح مسیر و یا در صورت امكان با ناظر فنی مسابقه مسیر را مجددا اندازه گیری کنند و در این صورت هیچ گونه تغییری در زمان مجاز جایز نمی باشد .&nbsp;<br>۳-در صورتی كه هیات داوران تشخیص دهد كه خطائی در اندازه گیری مسیر مسابقه (پس از پرش سه نفر كه مسیر را بدون نافرمانی و یا افتادن طی نموده اند) رخ داده است می توانند مسیر مسابقه را مجددا اندازه گیری نموده و مجددا زمان مجاز جدیدی را اعلام کنند و زمان نفرات قبلی نیز می بایست با زمان جدید تصحیح و محاسبه شود.&nbsp;<br>۴- اگر شرایط زمین و آب و هوا مناسب باشد هیات داوران می توانند پیش از شروع مسابقه سرعت مسابقه را تغییر دهند.&nbsp;<br>۵- كل طول مسیر مسابقه نبایستی از ۶۰ برابر تعداد موانع بیشتر باشد.&nbsp;<br>۶- فاصله خط شروع تا مانع اول و خط پایان تا مانع آخر بین ۶ تا حداكثر ۱۵ متر است و این دو خط بایستی با پرچم های قرمز و سفید و حروف S (شروع) و F (پایان) مشخص شده باشند.&nbsp;<br><br><b>● نقشه مسیر:&nbsp;</b><br>۱- یك نقشه از مسیر مسابقه كه در آن كلیه اطلاعات دقیق مسیر نشان داده شده است می بایستی حداقل نیم ساعت قبل از شروع مسابقه در نزدیكی میدان تمرین نصب و همچنین یك نسخه نیز به هیات داوران تسلیم شود .&nbsp;<br>۲- شماره موانع به ترتیب عبور از آنها می بایست در کنار موانع نصب شوند .&nbsp;<br>۳- موانع متوالی که دارای یك شماره تكراری هستند با حروف c , b , a که در كنار آن قرار دارد ( مانند ( ۸a , ۸b , ۸c ) مشخص می شوند.&nbsp;<br>۴- موارد زیر باید در نقشه مسیر مسابقه مشخص شوند :&nbsp;<br>۱-۴- خط شروع و پایان .&nbsp;<br>۲-۴-محدوده قرارگیری موانع ، نوع موانع ( عمودی – اكسر – تریپل بار) ، شماره موانع .&nbsp;<br>۳-۴- نقاط چرخش اجباری .&nbsp;<br>۴-۴- خط سیر سواركار را می توان با یكسری خطوط شكسته نشان داد . ضمنا مسیرهای اجباری نیز باید با خطوط توپر مشخص شوند.&nbsp;<br>۵-۴- جدول داوری مورد استفاده&nbsp;<br>۶-۴- موانع ، طول مسیر ، زمان مجاز و محدود و یا زمان ثابت برخی از مسابقات مخصوص.&nbsp;<br>۷-۴- نوع موانع متوالی ( باز – بسته – نیمه باز ) .&nbsp;<br>۸-۴- كلیه تغییرات و یا تصحیحات هیئت داوران در مورد مسیر.&nbsp;<br><br><b>● تغییرات در مسیر مسابقه :&nbsp;</b><br>۱- اگر شرایط طوری ایجاب كند كه پس از نصب نقشه مسیر تغییری در مسیر بوجود آید ، این تغییر باید فقط با نظر هیات داروان انجام شود و به اطلاع كلیه سواركاران شركت كننده و سرپرست تیم ها در مسابقه برسد .&nbsp;<br>۲- اگر به دلیل شرایط بد جوی ، نور و یا غیره متوقف کردن مسابقه ضروری باشد پس از شروع مجدد بایستی مسیر و موانع به همان شكل اولیه خود باشند و مسابقه نیز از همان نقطه ای كه متوقف شده است مجددا شروع شود .&nbsp;<br>۳- در موارد خاص مانند خرابی زمین مانژ و یا .......... بنا به تشخیص هیات داوران ممکن است محل یكی از موانع كمی تغییر کند .&nbsp;<br>در مورد موانعی كه امكان تغییر محل آن وجود ندارد مانند مانع آب ثابت ممكن است آن مانع از مسیر مسابقه حذف شود. لذا كلیه خطای انجام شده روی آن مانع برای سواركاران قبلی نیز در نظر گرفته نخواهد شد .&nbsp;<br>( خطای اخراج و خطای زمانی به حساب سواركاران گذاشته خواهد شد) .&nbsp;<br>۴- در صورتی كه ضروری باشد زمان مجاز و محدود مسابقه پس از اعمال تغییر محل یا حذف مانع مجدد محاسبه خواهد شد .<br><br><b>تعادل در سواركاری</b><br>هر موجودی دارای مركز ثقلی است و تعادل هر موجودی با هماهنگی این مركز ثقل با زمین حفظ می شود و خط عمود فرضی رسم شده از مركز ثقل بر زمین خط ثقل نامیده می شود . هر جسمی دارای فقط یك مركز ثقل است و از این مركز به زمین هم فقط یك خط بنام خط ثقل عمود می شود . هر موجودی با تكیه بر نقاط اتكاء مختلفی تعادل خود را حفظ می كند . یك صندلی بر روی چهار پایه و یك اسب بر روی دو دست و دو پا و یك سواركار با نشستن بر روی اسب در حالیكه دو استخوان نشیمن و محل اتصال آنها در تماس با زین است حفظ تعادل می كند و چنانچه این تعادل بر هم بخورد ، موجود به حالت نامتعادل تغییر وضعیت می دهد و هنگامیكه موجودی به حركت در میآید مركز ثقل او تغییر می كند . در حالتهای خاص از اجسام و یا وضعیت سوار بر روی اسب این مركز ثقل می تواند خارج از جسم قرار بگیرد . مانندگوی توخالی ، حلقه آهنی و یا سواری به هنگام مسابقات اسب دوانی و یا پرش .&nbsp;<br><br>سواركاری كه به درستی بر روی اسب مستقر می شود مركز ثقل او تقریبا عمود بر مركز ثقل اسب می شود و در هر حالتی كه اسب به خود می گیرد حفظ ثقلی او منطبق است بر خط ثقل اسب و این در حالتی است كه اسب ایستاده و یا روی سطحی صاف حركت می كند و هر یك از حركتهای اسب ، به مانند آوردن سر به بالا و یا بردن به پائین و هر نوع انحناء بدن به راست یا چپ مركز ثقل او را تا اندازه ای تغییر می دهد و مربی اسب (سواركار) موظف است ثقل خود را در همه حالتها با ثقل اسب هماهنگ كند و فقط در این صورت است كه اسب وزن سوار را به راحتی تحمل كرده و سوار هم حداكثر بهره برداری را از قدرت اسب می نماید .<br>تجسم این حالت موقعی امكان پذیر است كه با كوله باری بر پشت حركت می كنید و یا انتهای میله ای را بر نوك انگشت قرارداده و سعی می كنید در حال حركت آنرا حمل كنید . به هنگام حمل وسیله ای باید به جلو خم شوند تا بتوانند به راحتی حركت كنید .<br>سواركار باید به هنگام حركت اسب به جلو ، هماهنگ با سرعت اسب ، مركز ثقل خود را به سمت جلو ( جهت حركت اسب ) متمایل كند تا حدی كه مقداری جلوتر از مركز ثقل اسب قرار بگیرد و برای حفظ این حالت باید در حالت تعادل كامل در زین قرار گرفت ، یعنی با اسب حركت كرده یا حركتهای اسب را تعقیب كند .&nbsp;<br>اگر ثقل سوار از ثقل اسب عقب بماند ، فقط حمل می شود سواركار باید ابتداء ثقل خود را با اسب هماهنگ كند و سپس نشست خود را بر روی سه نقطه اتكاء تنظیم نماید و حفظ این دو حالت هماهنگ با هم امكان پذیر نیست .<br>پس باید یكی را برگزید كه حالت نیم نشست را بوجود می آورد در این حالت سوار خود را به جلوی زین كشیده با پائین دادن پاشنه ها بیشتر اتكاء را بر روی رانها و پهنای ساق مستقر می كند . در حركتهای آرام (قدم ، یورتمه و چهار نعل جمع ) این تضاد چندان مشهود نیست ولی این مشكل عدم هماهنگی ثقل را در سوارهای مبتدی و یا بدرستی آموزش ندیده به وضوح می توان دید .<br>هماهنگی سواركار با اسب به هنگام اسب دوانی و یا پرش كه سواركار ثقل خود را كاملا به جلو می كشد ، نمایش نیست ، بلكه كمكی است به اسب برای بهبود دویدن و یا بهتر پریدن .&nbsp;<br>بهر حال از گستردگی بحث تعادل تا به همین جا بسنده كرده و اضافه می كنیم كه ، سواركار ابتدا اسب را كمك می كند تا متعادل و متوازن حركت كند و هر چه مراحل آموزش پیشرفته تر می شود ، این هماهنگی بیشتر شده و تا به جائی می رسد كه سوار قادر می شود به نفع حركت دلخواه خود تعادل اسب را بر هم زده و او را با ثقل خود هماهنگ كند.</span></div><div style="font-family: tahoma; font-size: small; "><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><b>مسائل عمومی سوارکاری</b><br>همه اساتید سواركاری معتقدند كه تا سواركاری هر چقدر هم مستعد اصول و مفاهیم اولیه را به درستی درك نكرده باشد ، نمی تواند ادعا كند كه سواری را به درستی آموخته است .&nbsp;<br>هرگز هیچ بنائی روی ستونهای لرزان پایدار نیست و اسب و سواری كه خود به درستی به آنچه انجام می دهند واقف نیستند ، قادر نخواهند بود به كنه استعدادهای نهفته در درون خود پی ببرند . به همین دلیل اصول اولیه حاكم بر سواركاران و اسب های پر ش را نه روی مانع بلكه باید روی زمین جستجو كرد .&nbsp;<br>این اصول عبارتند از : آرام ، مستقیم ، به جلو و در نهایت حركت صحیح روی خط شكسته و قوس ها . كه ابتدا در باره این اصول و پس از آن وابسته گان آنها – تعادل و آهنگ حركت بحث می كنیم .(( گوستاو اشتین برشت )) بزرگ استاد ورزشهای سواره آلمان درباره اصول ابتدائی سواركاری می گوید ، اسب خود را مستقیم به جلو هدایت كنید .&nbsp;<br>ژنرال ((لوت)) استاد بلند آوازه فرانسه این اصول را قبول كرده و آرام را بر آن مقدم دانسته ولی می گوید (( آرام ، مستقیم به جلو )) ، كه جزءجزء این اصول ریشه ای به درازای عمر و تجربه این اساتید و و دیگر بزرگان سواری دارد ، قابل بحث ، گفتگو و تفكر هستند. بعنوان مثال ، باید از خود سوال كنیم كه ابتدا حركت اسب روی خط مستقیم مهم تر است یا تمركز روی اطاعت محض در حركت به جلو ؟&nbsp;<br><br>در حالیكه این اصل حركت به جلو و مستقیم بودن جزء اصول جدائی نا پذیرند نمی توان از اسبی كه اندامش مستقیم نیست توقع داشت به نحو دلخواه به جلو حركت كند ، چرا كه ّكجی – نقص طبیعی باعث تخریب روند حركت موزون و روان به جلو می شود. در واقع می توان منشاء امتناع اسب از حركت روان و دلخواه به جلو را در كجی ، خصوصیات اخلاقی و ذاتی اسب جستجو كرد و در نظر داشت كه مستقیم نگه داشتن بدن اسبی كه میل ندارد به جلو حركت كند هم ، مشكل است . بنا بر این باید قبل از تصمیم گیری بر تقدم و یا تاخر هر یك از این مقوله ، مشخصات اصولی هر یك و ارتباط آنها با یكدیگر را مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرارداد .&nbsp;<br>مستقیم بودن : در چه حالی اسب كاملا مستقیم است ؟ به عبارت دیگر ، در چه حالتی تمامی ستون فقرات او روی خط مستقیم قرار گرفته است ؟ تشخیص این حالت برای مشاهده كننده ای روی زمین در حال نظاره اسبی در حال ایست ساده است . یعنی اسب مستقیم است یا در ظاهر این گونه بنظر می رسد كه ، چهار پای او روی اضلاع مستطیلی به درستی رسم شده قرار گرفته و وزن او به تساوی روی چهار پایش تقسیم شده باشد.&nbsp;<br>اما وضعیت اندام اسب زیر پای سوار ، ایستاده یا به هنگام حركت ، متفاوت است . در حركت ستون فقرات انحرافی جانبی دارد و در گام های مختلف چگونگی استقرار دنده ها متفاوت هستند . به هر حال اگر در حركت هر یك از اندامهای حركتی جانبی روی خطی مستقیم در راستای حركت قرار داشته باشند ، می توان گفت اسب مستقیم است . در این حالت باید در نظر داشت كه عرض كپل اسب از سینه او بیشتر است و چنانچه نظاره گر اسبی باشیم كه از روبرو به طرف ما می آید و پاهای جلو ، پاهای عقب را می پوشانند در حالیكه بخش كوچكی از سم پای عقب هم قابل روئیت است ، باید قبول كنیم كه اسب مستقیم است.&nbsp;<br>از طرف دیگر حالت قرارگیری ما روی زین ،‌ساده ترین روش برای قضاوت درباره مستقیم بودن اسب به شرطی است كه : وزن به تساوی روی هر نشیمن تقسیم شده باشد ، نشست سوار كار در عمق زین باشد ، هر ساق به تساوی در طرفین اسب آویخته باشند ، حركت متساوی و متعادل هر دو كتف اسب قابل روئیت باشد ، سرو گردن اسب مستقیم و درست در وسط اندام سوار ، گوشها مساوی ، مژه غیر قابل روئیت و دستجلوها به طور كامل به تساوی در هر دو دست قرار گرفته باشند. فقط در این حالت است كه سوار می تواند قاطعانه اسب را مستقیم براند.<br>با احتیاط سواركاری كنید<br>بعضی مواقع اسب‌ها حتی اگر خیلی هم خوش‌اخلاق باشند، دوست ندارند آرامششان به هم بخورد و ممكن است هنگام نزدیك شدن شما به آنها از خود واكنش نشان دهند. همواره به آرامی و از طرفین اسب و سمتی كه فضا بازتر است به آن نزدیك شوید و نامش را صدا كنید.&nbsp;<br><br>حدود ۵۰ میلیون سال پیش، موجودات كوچكی به اندازه سگ كه ۴ انگشت در پاهای جلویی و ۳ انگشت در پاهای عقبی داشتند، در جنگل پیدا شدند. چندین هزار سال گذشت تا این موجودات به شكل و شمایل اسب‌های كنونی درآمدند. غارنشینان از گوشت این موجودات و شیر آنها به عنوان غذا استفاده می‌كردند. بعد متوجه می‌شدند كه می‌‌توان از آنها برای حمل و نقل هم استفاده كرد. به این ترتیب اسب‌ها برای حمل سربازان و كالسكه‌ها به كار گرفته شدند و سپس برای حمل سكه‌ها و شاهان ممالك از آنها استفاده شد و كم‌كم نیز سواركاری به عنوان یك رشته ورزشی جذاب شناخته شد.&nbsp;<br>نژادهای مختلفی از اسب‌ها در دنیا وجود دارند اما نژادهایی كه در كشورهای شرقی و از جمله ایران وجود دارند شامل اسب‌های عرب پارسی و شاگیا، اسب كرد، آخالاتكه، یا بووتركمن هستند. سواركاری ورزشی است كه شاخه‌های متعدد و علاقه‌مندان فراوان دارد. اگر می‌خواهید اسب‌سواری كنید، یادتان باشد كه اسب‌ها دارای اشكال متفاوت اندامی و حتی اخلاق‌های متفاوت هستند. بنابراین تربیت هر اسبی بر اساس خلق و خوی آن باید به یك مربی‌ ماهر سپرده شود. بعضی اسب‌ها بداخلاق و عصبی هستند.&nbsp;<br>این گونه اسب‌ها در روبه‌رو شدن با موقعیت‌های غیرمعمول از قبیل صداهای ناگهانی یا حركت سریع اطراف تحریك می‌شوند و رم می‌كنند. تربیت چنین اسب‌هایی به شدت سخت است و نیاز به كار دقیق و نگهداری صحیح دارد. سواركاران باید با حوصله با چنین اسب‌هایی رفتار كنند. سواركار بی‌حوصله هیچ‌گاه نباید سوار اسب‌ عصبی شود. بعضی اسب‌ها تنبل هستند. این اسب‌ها ممكن است ذاتا تنبل یا زیادی چاق یا لاغر باشند.&nbsp;<br>بعضی اسب‌ها هم ذاتا لجباز هستند و به هیچ‌وجه دوست ندارند تحت فرمان و هدایت سواركار باشند؛ خصوصا اگر سواركار ناشی باشد. این اسب‌ها به سرعت متوجه شرایط سواركار می‌شدند و ممكن است حركات ناخوشایندی برای نافرمانی از فرمان‌سواركار از خود نشان دهند. با توجه به توضیحات گفته شده، اگر مبتدی هستید سعی كنید سوار اسب‌های عصبی و كله شق نشوید و به توصیه مربی خود گوش كنید.&nbsp;<br>به نظر می‌رسد اسب‌های تنبل برای مبتدیان ایمن‌تر باشند. یادتان باشد اگر می‌خواهید اسبی را برای خرید انتخاب كنید، حتما با یك مربی خبره مشورت كنید، چون بعضی اسب‌ها دارای اندام نامناسبی هستند و برای ورزش مناسب نیستند؛ مثلا بعضی از آنها به دلیل شكل نامناسب كمر یا گردن یا پاها برای ورزش مناسب نیستند. یادتان باشد اسب‌ها به شدت به مراقب یا سواركارشان وابسته‌اند و ممكن است یك سوار كار بداخلاق و عصبی یك اسب شرور تربیت كند. بنابراین باید خوش‌رفتاری را به اسب آموزش داد. تیمار كردن، نظافت و غذا دادن به اسب باید با آرامش كامل انجام شود. اسب باید برای هر كار خوب پاداش بگیرد و برای هر كار بد تنبیه شود تا آموزش یابد.&nbsp;<br><br><b>● چگونه در اصطبل به اسب نزدیك‌ شویم؟&nbsp;</b><br>بعضی مواقع اسب‌ها حتی اگر خیلی هم خوش‌اخلاق باشند، دوست ندارند آرامششان به هم بخورد و ممكن است هنگام نزدیك شدن شما به آنها از خود واكنش نشان دهند. همواره به آرامی و از طرفین اسب و سمتی كه فضا بازتر است به آن نزدیك شوید و نامش را صدا كنید. اگر به اسب غریبه نزدیك می‌شوید بیشتر مواظب باشید.&nbsp;<br>اگر دست خود را از روی در اصطبل برای نوازش دراز كنید ممكن است برای او تعجب‌آور باشد و سر خود را عقب بكشید یا به طرف دیگر اصطبل فرار كند. هنگام سواركاری ضربان قلب اسب می‌تواند تا ۲۵۰ ضربه در دقیقه برسد و هر ضربه می‌تواند مقدار معتنابهی خون وارد سیستم گردش خون او كند. هنگام چنین فعالیتی دمای بدن اسب به شدت افزایش می‌یابد. در این صورت اسب به دو صورت دمای بدن خود را از دست می‌دهد از راه تنفسی و تعریق پوستی تعریق پوستی در هوای خشك به خوبی انجام می‌شود و اما هوای گرم و رطوبت‌دار مانع تعریق از دست دادن گرمای اضافی است.&nbsp;<br>در این مواقع مواظب سلامت اسب خود باشید زیرا ممكن است بی‌حال شود و هماهنگی حركات خود را از دست بدهد. هنگام فعالیت سنگین، سلول‌های عضلانی عصب مقداری از انرژی خود را به صورت متابولیسم بی‌هوازی به دست می‌آورد كه این متابولیسم باعث تجمع اسیدلاكتیك در عضلات اسب می‌شود و برای او زیانبار است. برای جلوگیری از این اثرات مضر بعد از تمرین ورزشی ۳۰ دقیقه اسب خود را به آرامی راه ببرید تا جریان خون بتواند این مواد مضر را از بدن او دفع كند. چند نكته را هنگام اسب‌سواری در نظر داشته باشید. اگر اسب شما دچار تنگی نفس شد، ضربان قلب او به بیش از ۱۵۰ ضربه در دقیقه رسید و دچار تعریق شدید شد، این شرایط برای او خطرناك است و در چنین حالتی باید نكات زیر را انجام دهید:&nbsp;<br>▪ به سرعت اسب را متوقف كنید و به او استراحت دهید.&nbsp;<br>▪ اگر پس از حتی ۵ دقیقه استراحت، اسب شما به خوبی نفس نكشید یا ضربان قلب او به زیر ۱۰۰ نرسید، تا چند روز با او به ورزش بپردازید. در این حالت چند روز فقط او را راه ببرید.&nbsp;<br>▪ اگر اسب شما بعد از چند دقیقه استراحت همچنان به تعریق ادامه داد، باید متوجه باشید كه بیش از حد از او كار كشیده‌اید. سریعا بدن او را خشك كرده و تا یك هفته به او فشار نیاورید.&nbsp;<br><b><br>ایمنی در سوارکاری</b><br>● ایمنی در دجه اول است:<br>ورزش سواركاری یكی از ورزشهای پر مخاطره می باشد و هیچ ارتباطی نیز به اندازه جثه و چگونگی رفتار اسب شما ندارد .<br>قابل تصور است كه افتادن از یك ارتفاع زیاد ، چقدر می تواند مخاطره آمیز باشد و این اتفاقی است كه گاهی برای بعضی از سواركاران رخ می دهد .<br>تا كنون سواركاران زیادی در سراسر دنیا بعلت عدم استفاده از وسائل ایمنی مانند كلاه و …. در حین سواركاری دچار صدمات غیر قابل جبرانی شده اند .<br>بسیاری از سازمانها و انجمنهای برگزار كننده مسابقات رسمی و بزرگ سواركاری ، كلیه شركت كنندگان را بدون در نظر گرفتن شرایط سنی و یا مسائل جانبی واداشته اند تا از وسایل ایمنی استفاده کنند. در مدارس سواركاری نیز چنین قوانینی حاكم است و هیچ هدفی بجز حفظ سلامت اسب و سواركاران ندارند و می بایست از این قوانین متشكر بود .<br>اغلب سواركارانی كه در حین سواركاری از كلاه استفاده نمی كنند دلیلشان این است كه بدون كلاه راحت ترند و یا كلاه ندارند و این نوع برخورد با موضوع فقط یك جنبه خودخواهانه بیش ندارد و تا كنون نیز بخت با آنها یار بوده است كه اتفاق جدی برایشان نیافتاده است ولی اتفاق یك بار می افتد و بعد از آن باید دید كه علوم پزشكی در رشته مغز و اعصاب چقدر پیشرفت كرده است و آیا قادر هستند كه مصدوم را نجات دهند یا خیر .<br>امروزه بسیاری از كارخانجات وسائل ورزشی ، كلاه های ایمنی مطمئن و راحتی را ساخته اند كه معمولا در دسترس می باشند .<br><br>●<b>&nbsp;چند نكته در مورد استفاده از كلاه ایمنی :</b>&nbsp;<br>همیشه كلاه اندازه سر خودتان بخرید بطوری كه كاملا اندازه و متناسب با سر شما باشد ، هیچ گاه كلاه دیگران را قرض نگیرید زیرا ممكن است كه اندازه سر شما نبوده و متعاقب آن كارائی كافی را نداشته باشد .<br>▪ همیشه بهترین و پیشرفته ترین كلاه ایمنی را كه در دسترستان می باشد تهیه نمائید ، اگر چنین امكانی برای شما وجود ندارد می توانید از فدراسیون مربوطه جهت تهیه این نوع وسائل كمك بگیرید .<br>▪ هیچ گاه بدون كلاه سواركاری نکنید .<br>▪ هیچگاه بدون كلاه سوار بر اسب جوان و یا اسبی كه رفتارش قابل پیش بینی نیست نشوید .<br>▪ كلاه ضرب خورده و مستعمل خود را تعویض نمائید زیرا آن یكبار وظیفه خود را انجام داده است و این عمل ممكن است برای بار دوم تكرار نگردد .<br><br><b>چگونه از سوارکاری لذت ببریم؟</b><br>«اسب» را باید شناخت ....&nbsp;<br>در سال های اخیر تولید و نگهداری از «اسب» به عنوان یکی از حیواناتی که از زمان های بسیار دور در خدمت انسان بوده و هنوز هم این ارتباط ادامه دارد، پیشرفت های شایانی کرده است. اسب های ورزشی امروزه از کمیت قابل توجهی برخوردارند. علیرغم این نکات باید بدانیم که هیچ اسبی کامل نیست. همه آرزوی داشتن اسبی کامل را دارند ، ولی پیدا کردن آن، چندان هم ساده نیست. هنر تربیت اسب پی بردن به توانایی های بالقوه اسب و پرورش آن تا حد ممکن است. باید بدانیم که چگونه و تا چه اندازه ای می توانیم به نقائص اخلاقی و اندامی اسب پی ببریم. این آگاهی نیاز به تجربه ای گران و کار کردن طی سال های متمادی با اسب های مختلف را دارد.&nbsp;<br>اسب هایی که اشکال اندام و یا اخلاقی دارند: باید بدانیم که تربیت هر اسب با اسب دیگر متفاوت و دارای راز و رمز خاصی است. ولی چهارچوب کلی آن همین اصول اولیه تربیت اسب است که درباره اش بحث کردیم. به هرحال روش هایی وجود دارند که درباره نحوه کار با اسب هایی که خوش اخلاق نیستند و نقصی در اندامشان وجود دارد، بحث می کنند. معنی این بحث این نیست که مبانی اصول اولیه نادیده گرفته می شوند بلکه علیرغم مشکلات ، فقط ممکن است این اصول جابه جا شوند.&nbsp;<br><b><br>▪ بداخلاقی:&nbsp;</b><br>اسب با خصوصیات اخلاقی و اندام خاصی خود به دنیا می آید. با استفاده از اصول صحیح آموزش و محیط سالم می تواند اسب را برای سواری دادن به کار کشید. از طرف دیگر چنانچه روش آموزش و نگهداری غلط در پیش گرفته شود، نتیجه عکس آنچه گفته شد خواهد بود. اصلاح مشکلات طبیعی اسب مشکل است. تجربه ثابت کرده است که علیرغم صرف وقت و تلاش مضاعف چنانچه موفقیتی مناسب به وجود آید مشکل نهفته خودنمایی خواهد کرد.&nbsp;<br><b><br>▪ اسب عصبی:&nbsp;</b><br>این گونه اسب ها در روبرو شدن با موقعیت های غیرمعمول از قبیل صدای غریب ، و حرکت های سریع و یا پرچم رم می کنند. اینگونه اسب ها در اثر کار دقیق و نگهداری صحیح و حوصله آرام می شوند. اگر اسب در حرکت عصبی است و یا از اشیا» روی زمین رم می کند، کار بسیار مشکل خواهد شد. تجربه نشان داده که این گونه اسب ها هرگز کاملا آرامش پیدا نمی کنند. مربی فقط باید محدودیت ها را در نظر بگیرد و برعکس حساسیت های زیادی و یا عصبیت های خاصی می تواند مورد استفاده قرار بگیرد. اسب عصبی برای سوارکاری با حوصله بدون حرکت اضافه و آرام روی اسب ، هدیه ای آسمانی است. چنین اسبی کمترین اثرها را نیاز دارد و سوار هم که آرامش خود را روی او حفظ می کند و زمانی می رسد که اسب اثر ساق را پذیرفته و به جلو رانده می شود. در این بازی برنده ، سوارکار باحوصله است ولی سوارکار بی حوصله هیچ گاه نباید اسب عصبی سوار شود.&nbsp;<br><b><br>▪ اسب تنبل:&nbsp;</b><br>اسب تنبل سوار را به جنون می کشد. در ابتدا می بایست پی برد که اسب ذاتا تنبل است یا این که دلائلی باعث این تنبلی است. به عنوان مثال ، ممکن است اسب به آمادگی مطلوب نرسیده باشد. مثلا چاق یا لاغر باشد، بیمار بوده و یا اثرهای سوار را نمی فهمد. بهتر است اسب تنبل را همراه با اسبی چالاک به صحرا ببریم. اگر او همچنان میل به حرکت نداشت ، سوار اثرها را قوی تر کند و در موقع مناسب او ضربات مقطع و شدید شلاق را بکار خواهد گرفت و اگر اسب به جلو پرید باید او را نوازش کرد. این تمرین باید تا آن جا تکرار شود تا اسب منظور سوار را دریافته به سادگی به اثرها جواب دهد. مهم اینست که سوار، اسب را به حرکت به جلو وادار کند. او می بایست این فشارها را به مرور کاهش دهد تا اسب را نسبت به آنها بی تفاوت نشود.&nbsp;<br><b><br>▪ اسب لجباز:&nbsp;</b><br>این گونه اسب قادر به تحرک و اعمال قدرت است و مایل نیست آن ها را در خدمت سوارکار بی تفاوت بگذارد. و نکته اینجاست که اسب پی ببرد سوار آنقدرها خبره و مصمم نیست. اسب به سرعت به این موضوع پی برده و سردست می زند و مشکل بتوان این حرکت را از سرش انداخت. برای حل این مشکل سواری مورد نیاز است که به زین چسبیده و بدون اینکه اسب اجازه نافرمانی بدهد او را به جلو هدایت کند. به محض اطاعت اسب ، سوار باید او را نوازش کرده و اطمینان اسب را جلب کند. به محض این که سوار احساس کند اسب می خواهد رم کند و یا سردست بزند، باید یکی از دستجلوها را کشیده و مانع حرکت او شود و دقت کند که حرکت طولانی نباشد، چه ممکن است اسب روی سوارکار به غلطد.&nbsp;<br><b><br>▪ نامتناسب بودن اندام:&nbsp;</b><br>امروزه اسب هایی که دارای مشکلاتی در اندام هستند به ندرت برای فروش به عنوان اسب ورزشی ارائه می شوند. اگر این عدم تناسب فقط مربوط به ضعف دست و پاها و مفاصل باشد، با مراقبت، پیگیری و حفاظت می توان این نقاط ضعیف آن ها را همراه با پرورش سایر اندام ها پروراند. البته گفتن این مطلب بسیار ساده و عمل آن بسیار مشکل است.&nbsp;<br><b><br>▪ نامتناسب بودن گردن:&nbsp;</b><br>امروزه این اسب ها کمتر برای فروش ارائه می شوند. اگر علاوه برنامتناسب بودن گردن فک پایین هم سنگین و بزرگ باشد، احتمال درست کردن چنین اسبی خیلی ضعیف است. بزرگی و سنگینی فک پایین به اسب اجازه نمی دهد به آبخوری شود. چراکه استخوان بزرگ فک پایین روی گردن فشار آورده و اجازه فعالیت را از آن می گیرد. من پیشنهاد می کنم با چنین اسبی کار نشود. بعضی از اشکالات گردن مثل شکستگی از مهره سوم ناشی از دست های خشن سوارکار است ، به هنگام تربیت اسب جوان یا اسبی که در اثر بدسواری خراب شده است ، باید پیرو همان اصولی بود که اسب از عقب به جلو درست می شود، نه اینکه روی سر و گردن او فشار آورده و آن ها را از کار بیاندازیم. اسب هایی که دارای گردن قوی مانندی هستند معمولا برقرار تماس با دهان آنها مشکل است. برای تربیت اینگونه اسب ها باید تلاشی مضاعف داشت و برنامه آموزشی طولانی مدت و سخت از جهت سوارکار، برای آن ها در نظر گرفت. و اگر قصد داشته باشیم آن ها را زود به بهره برداری برسانیم موجب شکستن گردن از مهره سوم می شویم. وقتی که اسب سر و گردن خود را جلو و پایین کشیده به دنبال آبخوری می رود می توان آموزش او را ادامه داد. اگر از اسبی با این خصوصیات خیلی زود بخواهیم سرو گردن را افراشته کند، عضلات ناحیه جدوگاه او لق تر شده و دیگر اصلاح نمی شود. این نوع گردن انعطاف پذیر است می تواند آن را جمع کرد و یا به طرفین انحنا» داد که باعث جابجائی گردن شده و شانه خارج را به طرف خارج متمایل می کند. راندن اینگونه اسب ها به جلو بسیار مهم است. اگر اسب آبخوری را قبول نمی کند، آبخوری کلفت تری استفاده کنید. در حرکت روی قوس ها اثرهای دست و وزن و پای خارج قوی تر باشند. برای ریشه کنی این نقیصه باید عضلات زیرین گردن را قوی کرد و با راندن اسب به جلو و واداشتن او برای کشیدن سرو و گردن به جلو و پایین این امر میسر است.<br><b><br>▪ گردن گوزنی:&nbsp;</b><br>عضلات زیرین اینگونه گردن بسیار بزرگ هستند. برای اسبی این چنین کشیدن گردن بسیار مشکل است. باید عضلات زیرین گردن را آب کرده و عضلات بالائی را پرورش دهیم و می توان اسب را با بغل بندهایی که پایین تر بسته شده اند و یا تعلیمی ثابت که سر او را پایین نگه می دارد سوار شد. اینگونه اسب ها کمر منقبض دارند. کار روی کاوالتی و پرش های ژیمناستیکی برای نرم کردن کمر آن ها بسیار مفیداند.&nbsp;<br><br><b>▪ شکل غلط کمر:&nbsp;</b><br>اسب هایی که طول کمر آن ها، کوتاه یا بلند، غلط است همواره از آن دسته ای نیستند که برای کار مشکل داشته باشند. اسب هایی که کمر آن ها بلند است معمولا خوش سواری هستند. اگر عضلات کمر آن ها بین جدوگاه و تهی گاه به خوبی پرورانده شده باشند، مشکلی برای کار نخواهند داشت و برعکس کمربلند و نرم مزیتی است برای تربیت او. به هرحال اگر کمر آنقدر بلند باشد که پاها نتوانند خود را به مرکز ثقل برسانند، طول گام ها کوتاه شده و اینگونه اسبها برای درساژ مناسب نیستند، ولی برای پرش و سه روزه مناسب ترند، چراکه در صورت ارتکاب اشتباهی ، از کمر خود به عنوان ستونی متعال کننده کمک می گیرند. باید به هنگام شروع آموزش چنین اسبی در نظر داشت که ، کمربلند را نمی توان با آموزش کوتاه کرد، فقط می توان با نیم توقف و حرکت های انتقالی متوالی در تمرین ها شلنگ های او را کشیده تر کرد.&nbsp;<br><b><br>▪ کمر کوتاه:&nbsp;</b><br>بدیهی است که پای اینگونه اسب ها به راحتی به زیرآمده و تجمع آن ها ساده تر است. از طرف دیگر آنها همواره با مشکل کمر مواجه اند. کمر کوتاه نیازمند گردن بلند است تا به نرمش آن کمک کند. اگر طول گردن اسب بلند نباشد در عمل مشکل بتوان پاهای اسب را به زیر کشید. اینگونه اسب ها خوش سواری نیستند. اسب های کمر کوتاه فقط زمانی به حداکثر توان ورزشی می رسند که سوار توجه خاصی به تمرین های به جلو و پایین کشنده مبذول کرده و دست های بسیار نرمی داشته باشد.&nbsp;<br><b><br>▪ اسبی که عقبش بلندتراز جلوست:&nbsp;</b><br>از آن جا که اسب های جوان هنوز به کاملترین مرحله رشد نرسیده اند، معمولا عقبشان بلندتر از جلویشان است و در نتیجه وزن روی دست هایشان می افتد. اگر پس از رشد کامل این نقیصه برطرف نشود این چنین اسبی برای درساژ مناسب نیست. برای پرش نمی توان آن را نقص به حساب آورد، چراکه اسب های «هالاوآلا» برنده مدال های المپیک شده اند. در تمرین ها نباید از این اسب ها خواسته شود که در زمان طولانی با سر پایین و کشیده حرکت کننده ، حتی در زمان استراحت هم باید برای حفظ تعادل سرو گردن را کمی بالاتر بگیرند.&nbsp;<br><b><br>▪ کپل های افتاده یا بزکپل:&nbsp;</b><br>زاویه مفاصل خرگوشی اینگونه اسب ها حاده است و نمی توان آنها را آنقدر پرورش داد که قوی شده و نهایت فعالیت را داشته باشند. آنها مناسب پرش نیستند و برای درساژ هم باید با احتیاط به طرف آنها رفت. این چنین اسب هایی ، پاهای خود را به راحتی به زیر می کشند ولی فشار مضاعفی روی کمر خود وارد می کنند که مشکل زاست. آنها را همواره باید با قدرت و حداقل تجمع به جلو حرکت داد.&nbsp;<br><b><br>▪ نقص در پاها:&nbsp;</b><br>آموزش این اسب ها محتاطانه است. سوار کار باید چگونگی کار با این اسب ها را دقیقا برنامه ریزی کرده باشد. هر دو نقیصه به یکسان فشار بیش از اندازه برروی مفاصل خرگوشی وارد می کنند. هر دو گونه باید تمرین های تجمعی محدود داشته باشند. تجربه به من نشان داده که با اسب مفصل گاوی می توان بیشتر کار کرد، چراکه فرسایش این نوع مفاصل کمتر از بقیه انواع مفاصل خرگوشی هستند. با تمرین های روی دو محور و شانه به داخل می توان تعادل برقرار کرد، اما مشکل بتوان به درجاتی از موفقیت اطمینان داشت. در جائی که می توان با اسب سالم کار کرد، بهتر است از کار کردن یا خریدن اسب هایی که مشکل اندامی و اخلاقی دارند بپرهیزیم.</span></div><div style="font-family: tahoma; font-size: small; "><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><b>اسب و سوارکاری در ایران باستان</b><br>ایرانیان از زمان ورود به صحنه تاریخ اسب را به عنوان یاری وفادار و هوشمند و چالاک و زیبا و سرفراز ستوده اند و در هنر و ادب و عقاید خود جاودان ساخته اند و در باب آن افسانه ها آورده اند و چکامه ها سروده اند.&nbsp;<br><br><b>۱) دوره آریایی&nbsp;</b><br>ایرانیان از زمان ورود به صحنه تاریخ اسب را به عنوان یاری وفادار و هوشمند و چالاک و زیبا و سرفراز ستوده اند و در هنر و ادب و عقاید خود جاودان ساخته اند و در باب آن افسانه ها آورده اند و چکامه ها سروده اند. این مطالب را پورداود با دقت و استواری توصیف کرده است. ما در این مقاله تاریخ اسب و سواری در میان اقوام ایرانی را با توجه به مدارک باستان شناسی و متون اساسی تاریخی تشریح خواهیم کرد.&nbsp;<br>اسبان عتیق به حالت وحشی در دشت های اروپایی و آسیایی در جاهایی که آب و هوای سازگار داشته می زیسته اند، ولی هیکلی کوچک و پست داشته اند و در اصل برای «دام» یعنی خورش و باربری و خیشکشی به کاربرده می شدند و بعد بر اثر دقت در پرورش و دستکشی به گزینی و علوفه مناسبتر، بزرگتر و پرتابتر گشتند، چنانکه آنها را به گردونه بستند و بعدها به سواری گرفتند. در خود ایران هم استخوان های اسب های وحشی و کوچک اندام در لایه های پیش از تاریخی غاری در ۴۸ کیلومتری شرق کرمانشاه و در خطه ای کوهستانی به نام تَمتَمَه در غرب دریاچه کبودان (ارومیه) و نیز در گودین تپه (زاگرس مرکزی) و تَل ابلیس (کرمان) یافت شده است که احتمالاً برای خوراک پرورانده می شده است.&nbsp;<br>این تخمه را با قید احتیاز سلف اسبی دانسته اند که امروز «اسب خرد کاسپین» نامیده می شود و گاه گاهی در ناحیه مازندران می توان آن را پیدا کرد. ولی برخی عقیده دارند که اسبان امروزی از نژاد اسبانی نیستند که در لایه های پیش تاریخی مذکور یافت شده اند، بلکه تخمه ای خویشاوند با آنان اند. بنا به نظری که هنوز غالب مانده است، هندواوپاییان اسب را اهلی کردند و به مردم دیگر رسانیدند و به گفته لیتاور و کروول «نخستین گواهی مسلم اهلی کردن اسب از فرهنگ نوسنگی سرِندی ستُگ در ناحیه رودباری دنیپر و دُن است».&nbsp;<br>این نظریه با گواهی های زبان شناختی تاططد می شود، چون در همه زبانهای کهن، واژه ای که بر اسب گذاشته شده از ریشه هندواروپایی اِکَ ئو آمده است که از میان آنها موارد ذیل را یاد می کنیم: سانسکریت: اَسوَه (صیغه مذکر)، لیتوانی کهن: اَشوَ (صیغه مونث)، اوستایی و مادی: اَسپَه، تراکیه ای: اِسپی ئو، اُسِتی: یَسف، لاتینی: اِکوا (مونث) و اکوس (مذکر)، یونانی: هیپوس، هوری-میتانی: ایشی یَه، سکایی: اَسَّه، فارسی باستان: اَسَه، پشتو: آس، آلمانی قدیم: اَی هو-، انگلیسی باستان: اِاُه، ایرلندی: اِخ، و از طریق هوری عتیق سی شو به اکدی کهن راه یافته و شی شو شده و در کنعانی و عبری قدیم سوش و در آرامی سوشیا و در مصری سمّ ت، گردیده است. عیلامیان نیز اسب را از خارج گرفتند و بدان کوتو نام دادند.&nbsp;<br>در آغاز هزاره دوم ق م گردونه های دو چرخ اسب کش در میان هندواروپاییان رواج یافت و بدین گونه یکی از سودمند ترین اختراعات بشری -یعنی چرخ میان تهی پره دار- به جهانیان اهدا گشت (چرخ غلطکی توپر از خیلی پیشتر به کار می رفت)، به طوری که چندی بعد بر اثر ورود هندواروپاییان شیوه جنگی در خاورمیانه تغییر یافت و پیادگان منظم بیشتر جایشان را به صفوف متشکلی از سواره نظام گردونه ران دادند که پانصد سالی سلاح اصلی جنگ بودند و گردونه های هیتی ها و تروآئیان و یونانیان باستانی و میتانی ها و هیکسوس ها و آشوریان و کاسیان و مصریان و ایرانیان غربی و آریاییان شرقی و هندودایی در اسناد تصویری و یا کتبی و روایات شفاهی آنان مقام شاخص پیدا کرد.&nbsp;<br>آریاییان در پرورش اسب و تیمار آنچنان پیش رفتند که به تدوین اصول این امر پرداختند. نوشته ای به خط میخی در زبان میتانی از بُغازکوی (پتریای باستانی در آسیای کوچک) و متعلق به قرن چهاردهم ق م به دست آمده است که «نخستین اسب نامه [فرسنامه]» شناخته شده به شمار می رود و در آن شیوه رام ساختن و تربیت اسب و توشه دادن و تیمار داشتنش توصیف گشته است و از آن جمله توصیه شده که برای رام ساختن و آموختن (یا سواری کردن) کره، شش ماه باید کارکرد و کره را باید با جل پشمین دوانید تا خوب عرق کند و میان باریک بارآید و هر روز آن را مسافتی بیشتر از روز قبل دوانید تا به تاخت و سختی خویگر شود. و نیز گفته است بهترین اسبان را به هنگام برگزاری مسابقات اسب دوانی می توان برگزید. اسب نزد هندواروپاییان و به ویژه آریاییان مال و دارایی خجسته ای بوده است و ازین روی به عنوان هدیه و مزد به کار می آمد و یا برای فدیه به ایزدان –به ویژه خورشید- قربانی می شده است. از همه بهتر اسب سفید بوده است که رنگش با روشنی و تابندگی ربط داشته و حالت تقدس می گرفته است. این اعتقاد به بین النهرین نیز رخنه کرد.&nbsp;<br><br><b>۲) دوران اوستایی</b>&nbsp;<br>دوره اوستایی را ما اصطلاحاً به روزگار ایرانیانی اطلاق می کنیم که در حدود ۱۲۰۰ تا ۹۰۰ ق م در شرق ایران می زیسته اند.&nbsp;<br>اوستا مقام بلندی برای اسب قائل شده است و آن را همسنگ مرد دلیر از نعمت هایی شمرده که از ایزدان درخواست می کرده اند. در زمره دارایی های خواستنی و دلکش و کامبخشی که اَشی، فرشته توانگری، به هوادارانش ارزانی می کرد، «اسبان تندرو و هراس انگیز و تیزتک و گردونه استوارش» بوده است. در «آبان یشت» پادشاهان و قهرمانان بارها به اَرِدوی سُورَ آناهیتا فدیه می آوردند تا بدیشان اسبان تندرو و خوشرنگ و گردونه های استوار ارزانی دارد. نام بسیاری از قهرمانان اوستایی، از جمله در خاندان زرتشت، با کلمه «اسب» ترکیب شده است (مثلا: کِرِسَه اَسپَه=گرشاسب، ویشتاسپَه=گشتاسب، جاماسپَه، پوروشسَپَه). یک قطعه توستایی طبقات اجتماعی ایرانیان را چهار دسته می شمارد: پیشوایان دینی، کشاورزان، دست ورزان یا صاحبان صنایع و «گردونه سواران» (رَتـَه ئیشتَر). خود ایزدان نیز به داشتن اسبان دستکش و نژاده می بالند. مثلاً گردونه سروش، ایزد پیام، را چهار اسب سفید می کشد و چهار اسب سفید یکرنگ زوال ناپذیر که از چراخور آسمانی خوراک می یابند و سم های پیشین زرین و سم های پسین سیمین دارند و به یوغ گرانبها بسته اند، گردونه مهر را می برند.&nbsp;<br>اسبان ایزد پشتیبان و ویژه خود را دارند که «درواسپا» (همان کلمه که بعد ها لهراسب شده است) نام دارد و «دارای اسب تند» معنی می دهد و او را هم اسبانی زین شده است که گردونه های گردان و پرخروش را می کشند. والایی ارزش اسب چنان است که حتی ایزدان هم می توانند به ریخت آن درآیند: بهرام (وِرِثرَغنَه)، ایزد پیروزی، در چندین صورت نمایان می شود و یکی از آنها «پیکر اسبی زیبا و سپید با گوش های زرین و لگام زرنشان» است و تیشتر، ایزد ابر باران نیک زا، را بسان اسبی سپید با گوش های زرین مجسم می کرده اند. اسبان را از روی رنگ های مختلف نامگذاری می کردند و بها می دادند. برتر و دلپذیرتر از همه اسب سفید بود که ایرانیان (مانند آلمانی های قدیم) و دیگر آریاییان دیگر بسیار گرامی می دانستند و بیشتر برای خدایان نگه می داشتند، سپس بور و سرخفام و سیاه را ارج می نهادند.&nbsp;<br>تندی اسب و چالاکیش را به پرنده ای تیزبال و ابری دمان و بادی وزان توصیف می کردند و در پرتابیش و دور بینی اشو تیز چشمی اش به تمثیل می گفتند چنان است که می تواند در شب تار و زیر باران و برف و تگرگ تشخیص دهد موی بر زمین افتاده ای از یال است یا از دم (مقایسه شود با توصیف فردوسی از رخش رستم: پی مور بر پلاس سیاه – شب تیره دید دو فرسنگ راه). ارزش اسبان بر حسب رنگ و نژاد فرق می کرده است و بهای بهترین اسب برابر می شده است با بهای هشت گاو باردار. اسبان را بیشتر برای گردونه کشی و مسابقات سواری و گردونه رانی و یا به پاداش کاری مهم و مزد خدمتی و نیز به عنوان فدیه و قربانی به ایزدان به کار می گرفته اند، گردونه های تیزتک و هنر گردون سواری بارها در اوستا مذکور افتاده است، اما سواری نیز کم کم باب شده بود و چندین بار می خوانیم که سواران خودی یا بیگانه به میدان می آیند و یا قهرمانان از پشت اسب به ایزدان نیاز ئ هدیه می آورند تا آرزو و کام جویند. نمونه اعلای این خواهش گری، قربانی دادن کیخسروست: «یل کشورهای ایرانی [=آریایی] و آراینده شهریاری، هَئوسرَوَ (خسرو) در کنار دریاچه ژرف و فراخ چَیچَئست یکصد اسب و هزار گاو و ده هزار گوسفند [برای آناهیتا] قربانی کرد [این اعداد اغراق های شاعرانه اند مثل «هزارستون» برای تخت جمشید و «هزارپا» برای جانوری که پاهای متعدد دارد] و درخواست که در سراسر کشورها بزرگترین شهریار شود و بر دیوان و مردمان و جادوان ستمکار دست یابد و در پهنه کارزار گردونه اش در تکاپو از گردونه های دیگران پیش افتد و به کمینگاه دشمن بدخواه، که سواره به پیکار آید، گرفتار نگردد.&nbsp;<br>مسابقات گردونه رانی و اسب سواری چنان ارزشی داشت که اگر اسبی خوب پرورده می شد، ولی در میدان به هنرنمایی فرصت نمی یافت، صاحب خود را لعنت می کرد. میدان اسب و مسابقه را چَرِتا می گفتند که شامل یک دور کامل میدان اسب دوانی و یا حدود ۷۰۰ متر بوده است. به جای این واژه بعداً در پهلوی اسپراس و در فارسی اسپریس (راه اسب) آمده است و در ارمنی اسپریز. مسافتی را که یک اسب تیزرو در مدت یک روز می توانست پیمود، مقیاسی از طول می گرفتند.&nbsp;<br><br><b>۳) اسب در ایران غربی در نیمه اول هزاره یکم ق م&nbsp;</b><br>از اواخر هزاره دوم ق م موج های تازه ای از هندواروپاییان به پشتیبانی گردونه ها و سوارانشان به اروپا و خاورمیانه و هند شمال غربی سرازیر شدند و در همه جا تسلط یافتند. هم در این زمان به کاربردن دهنه فلزی و تخته زین نمدی یا بافته شده آغاز گشت و سواری را آسانتر و معمولتر ساخت و اخته کردن اسبان سرکش باب گردید و ساز و برگ و افسار سواری کاملتر گشت، چنانچه در آغاز هزاره بعدی، لشگریان هیتی، مصری، آشوری، عیلامی و آریایی به نیروی سواره نظام مجهز گردید. از همین زمان است که آثار اسب را در گیان، تپه سیلک، چغازنبیل و شوش یافته اند. در سیلک گردونه خورشید و نریان مقدسش را بر ظروف سفالین نقش کرده اند و در حسنلو و باباجان (لرستان شرقی) بازمانده اسبان مدفون و ساز و برگ مفرغینشان را به دست آورده اند. از حسنلو جامی داریم که بر آن گردونه دو اسبه کنده اند با اسبانی قوی و راننده ای و جنگجویی سواره. از تپه مارلیک نیز آلات رزمی آهنین و طلسم هایی که از دندان اسب ساخته بوده اند، در گورهای سرداران یافت شده. این اشیای نوباب همه مبین جنگاوری و سوارکاری آریاییان تازه وارد است. بی جهت نیست که از همین دوره تعداد زیادی دهنه و لگام و ساز و برگ های آراستین سر و سینه اسب از گورهای لرستان و به همراه چیزهای مفرغی دیگر یافته اند و عین همان ها را هم در سنگتراشی ها و اسناد مصور آشوری پیدا کرده اند. از اینها گذشته، به گواهی اسناد کتبی آشوری، گروه های ایرانی که اینجا و آنجا جمع آمدند و سرانجام دولت ماد را بنیاد ریختند، مردمی بوده اند سوارکار و اسب پرور، که در گروه های پراکنده و یا منظم سواره به صفوف گردونه رانان آشوری می تاختند و پس از آسیب رسانیدن به آنها به کوهستان ها می گریختند، به طوری که گردونه سواران آشوری از تعقیبشان عاجز می ماندند. این امر باعث شد که خود آشوریان هم به تشکیل سواره نظام بپردازند و جهانی را به خون و ویرانی کشند و در ایران تا حدود کردستان و لرستان رخنه کنند و تارج های بسیار مشتمل بر اسب و ساز و برگ های مسین و آهنین و نیز مردمان اسیر با خود ببرند.&nbsp;<br><br><b>۴) اسب در میان مادها&nbsp;</b><br>بر این منوال ایرانیان غربی در مدت دویست سال از آشوریان زیان دیدند و به ویژه مادها صدمات فراوان خوردند. نقوش برجسته آشوری متعلق به پایان سده هشتم ق م مادهایی را می نمایانند که باج مفصل -بیشتر مشتمل بر نریان های نیرومند و آراسته- به دربار آشور می آوردند تا بدان جا که آشوریان از مردم ماد به جای خراج فقط اسب می خواستند. دهنه و لگام های مفرغین و آهنین هم از لایه های مادی به دست آمده است و در تپه نوش جان «استخوان های اسبانی جسته اند که بلندی آنها از زمین تا شانه میان ۱۰۵ تا ۱۵۰ سانتی متر بوده است و میانگین بیشترشان به ۱۳۵ تا ۱۳۷ سانتی متر می رسیده و در اندازه های سبک تا خیلی سنگین فرق می کرده اند». سالنامه های آشوری به ویژه از اسبان نِشای (نیسایه=نَسا، در جنوب همدان) یاد می کنند که در جهان شهرت داشتند. سرانجام هُوَخشترَ، از فرمانروایان ماد، سواره نظامی منظم تربیت کرد و با آن آشوریان را در هم شکست. مادها در سواری چنان مهارت داشتند که حتی ادعا می شده که آنها سواری را به پارسیان آموختند. جامه سواری -شامل نیم تنه ای بود و کتی چسبان و شلواری چرمین و تنگ و بلند که جوراب سرخود آن جای نیم چکمه به کار می رفت- از اختراع های ایرانیان مادی است و به «جامه مادی» شهرت دارد. مادهایی که بر پلکان شمالی آپادانا در تخت جمشید نقش شده اند، در همین جامه اند و همین لباس را هم به همراه نریانی خوش اندام و کاکل آراسته و دم گره زده به ارمغان آورده اند. اقوامی که از نظر نژادی با مادها هم ریشه اند نیز همین جامه را می آورند. کشت اَسپست (=خوراک اسب) را همین مادها به بین النهرین بردند، چنانکه نام آن از قرن هشتم ق م در نوشته های بابلی آمده است و نیز به سریانی اَسپَستا شده. واژه سوار در زبان مادی اَسپَه بارَه بوده است و آن برای نام سرداری مادی در متنی آشوری از زمان سارگن دوم به صورت اَشپَه باره مذکور افتاده است و در آرامی اَسبَر. خود واژه سوار فارسی (و اسوار و اسفار) از راه پهلوی اسوبار و اسوار مأخوذ است از فارسی باستان اَسَه بارَ. از آن مهمتر نام شهر اصفهان است: به گفته بطلمیوس اَسپَدانَه از شهرهای ماد بوده است و آن به معنی «اسپ دان (محل پرورش اسبان)» است که در برخی از جغرافیاهای اسلامی به درستی فهمیده و معنی شده است.&nbsp;<br><b><br>۵) اسب در میان ایرانیان شمالی&nbsp;</b><br>اهیمت اسب در میان ایرانیان شمالی، یعنی سکاها، سرمت ها، آلان ها و غیره، هم در نوشته های مورخان منعکس است و هم در آثار باستان شناسی و لغوی. سوارکاری سکاها را هرودتوس و استرابو و دیگر نویسندگان عتیق موکداً یاد کرده اند و هرودتوس آنها را «کمانوران سوار» می خواند. به گفته استرابو اسبان سکایی کوچک اندام ولی بی اندازه تند و سرکش بودند و مردان معمولاً بر اسبان اخته سوار می شدند (همین وضع را میان دشت نشینان آسیای مرکزی کنونی هم سراغ داده اند). حفاری های قبور سکایی در پازیریک اسبان قوی هیکلی از نژاد فرغانی ولی بیشتر یابوواران مغولی معروف به پرژوالسکی را شناسانیده اند. در این قبور یک تا سه و گاهی هفت تا چهارده و یک بار هم شانزده اسکلت اسب یافته اند. هرودتوس هم می گوید که سکاها در مرگ هر یک از شاهان خود اول اسبی و همخوابه ای از او را با وی دفن می کردند و در جشن سر سالش پنجاه اسب و پنجاه همخوابه اش را به نزد وی می فرستادند.&nbsp;<br>ولی می افزاید که قربانی اسب بسیار رواج داشت و ماساگت های شرق دریای مازندران، اسب را به خدای خورشید -تنها خدایی که می پرستیدند- فدیه می کردند. از حفاری های پازیریک و نواحی جنوب دُن و قفقازیه آثار بسیاری از قربانی و خاکسپاری اسبان و نیز ساز و برگ و و سایل زمینی آنان به دست آمده است. در میان سکاها و دیگر ایرانیان شمالی نیز نام هایی که با «اسپ» ترکیب شده بسیار دیده می شود که مشهورتر از همه نام قبیله ای اَسپَه اورگیانوی («آنانکه اسبان قوی دارند») و بَئیورِسپس (بیوراسپ=دارای ده هزار اسب) و اَسپَکَه است. اهمیت سواران ایران شمالی نه تنها در حوزه زندگی خود آنها نمایان بوده است، بلکه چون آنان بهترین سوارکاران سپاهیان هخامنشی می بوده اند و نیز بعدها اشکانیان و تخاریان و کوشانیان و آلان ها از میان آنها برخاستند، تاثیرشان در خاور میانه پایدارتر مانده است و از راه هنرهای تزیینی مربوط به اسبان به اروپا و چین هم سرایت کرده است.&nbsp;<br><br><b>۶) اسب در دوره هخامنشی&nbsp;</b><br>دوره هخامنشی را می توان روزگار زرین اسب پروری و سوارکاری دانست. وقتی داریوش بزرگ می خواهد به شهریاری خود ببالد، می گوید: «این بوم پارس را -که زیباست، و خوب اسب (هواسپا) و خوب مردم است- . . . اهورا مزدا به من بخشید». هرودتوس گواهی داده است که پارسیان کودکانشان را پیش از هر چیز راستگویی و سوارکاری و کمانوری می آموختند. استرابو همین مطلب را تایید می کند و می افزاید بلندپایگان دولتی به کودکان هفت ساله به بعد رام ساختن اسب و یراق کردنش و تیمار داشتنش را می آموختند و اینکه چطور (بی رکاب، چون تا آخر دوره ساسانی رکاب در ایران شناخته نبوده است) سوار و پیاده شوند و اینکه چطور بر اسبی که می تازد بپرند و یا از پشتش به زمین جهند و یا از فراز باره تازان بی آنکه خطا کنند نیزه افکنند و تیر زنند، و هدفشان این بود که جوانان کاری و چالاک و خوددار و آبدیده بارآیند. آنان با تیر و کمان و ژوبین و فلاخن سوار بر اسب به شکار می رفتند و گوزن و شیر و پلنگ و گراز و آهو و خرگوش شکار می کردند. این گواهی استرابو را اسناد تصویری هخامنشی و ایرانی-یونانی تصدیق می کنند. همچنین جنگ میان پیادگان و سواران نیز بارها تصویر شده است. بهترین اسبان سرتاسر آسیا را در دشت ماد می پرورانیدند و ستوران آخورشاهی را از میان آنها دستچین می کردند.&nbsp;<br>دستکش ترین باره های دوره هخامنشی را از دشت نسا در ماد می آوردند و اسبان نسایی از نظر زیبایی، تنومندی و سرعت بهترین همه بوده اند. این دشت اسب خیز را باید در ناحیه هارون آباد (بعدها شاه آباد و امروزه اسلام آباد غرب) در منطقه کرمانشاه -میان راه حلوان به همدان- جستجو کرد. بعدها اینجا «مرغزاردژ» نام گرفت و در عربی مرج القلعه خوانده شد و چراگاه اسبان خلفای عباسی گشت. استرابو که در زمان اشکانیان می زیست، می گوید: «مرغزاری پهناور در میان راه فارس و بابل به ری [دروازه کاسپین] وجود دارد که بنابر آنچه مشهور است در آن، در زمان شاهان پارسی (هخامنشی پنجاه هزار مادیان و نیز نریان های شاهانه می چریدند.&nbsp;<br>ااسبان نسایی را، که بهترین و تنومندترین اسبان در همه ایالات شاهی هستند، به گفته برخی از این دشت بزرگ ماد می آوردند. ولی دیگران می گویند خاستگاهشان ارمنستان بوده است. جثه آنان اختصاصاتی دارد، چنانکه اسبان اشکانی، و از این روی با اسبان یونانی و آنها که از مملکت ما [=آسیای کوچک که استرابو از آنجا بود] می آورند، فرق دارند». استرابو همچنین می افزاید که اسبان تخمه نسایی در ارمنستان هم پرورده می شدند و «والی ارمنستان هر سال در جشن مهرگان بیست هزار کره اسب برای شاه ایران می فرستاد» و نیز می گوید: «کاپادوکیه به دربار ایران سالیانه ۱۵۰۰ اسب، ۲۰۰۰ قاطر و ۵۰۰۰۰ گوسفند علاوه بر خراج نقدی باج می داد و ماد دو برابر این میزان می پرداخت». دیودروس صقلیه ای می گوید: منطقه ماد، یعنی دشت نسا، در روزگار هخامنشیان ۱۶۰۰۰۰ اسب می پرورانید، اما در دوره اسکندر این عده به ۶۰۰۰۰ تقلیل یافت.&nbsp;<br>نواحی دیگری از قلمرو هخامنشی هم به اسب خیزی شهره بودند.&nbsp;<br>شمال بابل، کردستان عراق کنونی، ازین مراکز بود و والی بابل به غیر از اسبان جنگی، ۸۰۰ نریان و ۱۶۰۰۰ مادیان در اصطبل خود داشت. کلیکیه هم هر سال ۳۶۰ اسب سپید [به شماره روزهای سال] به دربار ایران می فرستاد و نواحی ایران شرقی، سغد، سکاییه، بلخ، خوارزم و جز آن، اسبان بسیار نیکو و به ویژه ستوران جنگی پرورش می دادند، چنانکه سواره نظام این مناطق بهترین گروه سواره سپاهیان ایران هخامنشی به شمار می رفتند. در همین دوره هخامنشی در زمان داریوش بزرگ بود که علف مخصوص خورش اسب یعنی اَسپسِت (که پیشتر از راه بابلی و سریانی و عربی به زبان های اروپایی رسیده بود)، به یونان رسید و «گیاه مادی[=ایرانی]» (مدیکی بوتانی) نام گرفت («مدیکاگو سَتیوَ» Medicago sativa) به لاتینی، میلگه به اسپانیایی و پریل مدیک «ارغوانی مادی» به انگلیسی).&nbsp;<br><br>تایید گواهی های کتبی یونانیان در اهمیت پرورش اسب و تیمار و ارجمندی در ایران هخامنشی در هنر هخامنشی و هنر معروف به «یونانی-ایرانی» به خوبی هویداست. در تخت جمشید بر روی پلکان شرقی آپادانا (صفه جنوبی) بیست و سه هیأت نمایندگی از اقوام تابع را نموده اند که برای شاه بزرگ خراج می آورند و نه هیأت از آنها «اسب» دستکش جزو ارمغانشان آورده اند. ارمنیان و مادها و کاپادوکیان و گردونه رانان و مهتران شاهی (بر روی صفه شمالی همان پلکان) باره هایی از نژاد «مادی-آسیای کوچکی» تقدیم می کنند که خوش اندام و پرتاب می نمایند و بلندیشان تا به شانه (با توجه به قد مهترانی که کنارشان ایستاده اند) به ۱۲۰ تا ۱۳۰ سانتی متر می رسیده است. اسبان سکاها کوتاه تر و پر عضله تر و نیرومندترند و از نوع اسبان سنگین آسیای میانه ای معروف به «تورانی»اند که سواران زره پوش را می توانستند بکشند.&nbsp;<br>سکاهای هَئومَه وَرکَه (هوم پرست) (گروه هفدهم) نریانی کوتاه اندام و زمخت و سبک از نژادی کوهستانی می آورند و ساگارتیان حدود بزد و مقدونیان اسبانی کشیده اندام و سبک اما نیرومند هدیه می کنند. نمایندگان مردم لیبی و سوریه اسبان کوچک اندام و دست و پا ظریفی می آورند که اسلافشان را در «نژاد عربی» می یابیم. البته همه جا نمی توان تصاویر اسبان هخامنشی را مأخذ طبقه بندی واقعی قرار داد، زیرا دستکاری هایی که هنرمند در نمودن صحنه ها می کرده است طبیعت را آن گونه که دلخواهش بوده، و یا آن طور که لازم داشته، مجسم می کرده است، بدین سان می توانسته واقعیت را مخدوش کند: نمونه اعلای آن در مهر استوانه ای داریوش بزرگ است که از مصر به دست آمده و امروز در موزه بریتانیاست. بر آن داریوش را بر گردونه ای دو اسبه نموده اند که شیری را با پیکان کشته سات و شیر دیگری بر پا ایستاده بر او حمله می برد و داریوش تیر در کمان کرده بر او نشانه گرفته است.&nbsp;<br>در این صحنه اسبان بی اندازه کوچک و شیر کشته و افتاده به صورت خیلی ریز نموده شده اند و داریوش و هماورد اصلیش -یعنی شیر غران- بزرگتر و مهمتر از حد عادی. این را هم باید افزود که مراقبت و دست چینی و تخمه کشی باعث شد که اسبان ایرانی کم کم بزرگتر شوند و در آخر دوره هخامنشی اسبان گران پیکری در زیر جنگاوران ایرانی می یابیم که نمونه قبلی نداشته اند. از آن جمله در صحنه های جنگ ایرانیان و اسکندر بر روی تابوت سنگی معروف به «تابوت اسکندر» و نیز بر بناهای ایرانی-لیکیه ای و موزاییک معروف به «موزاییک اسکندر»، اسبان تنومند و بسیار پر عضله با ساز و برگ گرانبها نمودار شده اند، ولی هیچ یک را نه رکاب است و نه نعل آهنی و نه زین، چون هیچ یک هنوز اختراع نشده بودند.&nbsp;<br>در عهد هخامنشی گردونه سواری در میدان جنگ از رواج افتاد و سپاهیان سواره نظام جای گردونه نشینان را گرفت. اسبان تنومند و زیبای نسایی بیشتر باره سواری و یا گردونه ای شاهان و نجبا بودند و سربازان و دیگر مردم، اسبان سبکتر و خردتر را سوار می شدند، به ویژه در نواحی کوهستانی و یا صحرایی. به جای زین گلیم و یا قالیچه ای منقش و حاشیه دار بر اسب می افکندند که نمونه هایشان در نقوش مذکور در بالا مصور شده اند و یکی هم از قبری سکایی در پازیریک (متعلق به قرن ۴ و ۵ ق م) به دست آمده است.&nbsp;<br>نزدیکترین چیزی که شبیه به زین باشد تکه ای نمدین است که با لوحه های چوبی و یا استخوانی جلوبندی و پشت بندی شده بوده است. در برخی مواضع، نجبای ایرانی سواره نظام «زره» می پوشیدند که عبارت بود از خودی، جوشنی و ران پناهی (به اوستایی رانَ پان، به یونانی پَرَمِرِید یا parameridia). نمونه این گونه سواران زره پوش در جنگ با یونان و در نبرد کوناکسا به کار آمد و این وسیله آخری، تکه ای نمدین نیک مالیده بود، مانند جل که بر دو سوی باره می آویختند تا هم ران های سوار را بپوشاند و هم دو جانب اسب را. در مواردی نادر سینه اسب و سرش را با کاکل بزرگ و سینه پوشی جوشن وار می پوشانیدند و این آغاز برگستوان پوشاندن اسب در زمان اشکانیان و ساسانیان بود. در باب سواری زنان اطلاعاتی مذکور نشده است، به چز در یک مورد و آن داستان رئوخسنا (روشنک، به لاتین رکسانا) خواهر زن اردشیر دوم است که چون برادرش را به اتهامی گرفتند و خود او را می خواستند گرفتار کنند، به مانند مردان سواره به میدان آمد و چند تن از مبارزان را کشت. البته به نوشته های کتزیاس اعتماد چندانی نیست، ولی از این داستان مبالغه آمیز شرکت زنان در سواری را می شود دریافت. بر روی تکه سنگی که باقیمانده بنایی آرامگاهی و مربوط به دوره هخامنشی در ارگیلی (داسکی لیوم) یافته اند، نقش دو زن را می بینیم که بر یابوهایی سوارند که زین ندارند و تنها پارچه ای بر آنها افکنده شده است. شیوه سواری آنها از «یک بر» و درست شبیه به شیوه معروف به «انگلیسی» است که زنان یک بری می نشینند و هر دو پایشان از یک بر باره آویخته است. از این گذشته، هرودتوس گواهی می دهد که میان ایرانیان شمالی (سکاها) زنان جنگجویی بودند که در برابر سواران کورش ایستادگی کردند.&nbsp;<br><br>به هر تقدیر اسبان دستکش هخامنشی را در مسابقات به هنرنمایی وامی داشتند و در تسالی اسبان خشایارشا در مسابقه ای از بهترین اسبان یونانی بسیار جلو زدند.&nbsp;<br>اسب در آیین ها و عقاید ایرانیان دوره هخامنشی نقش عمده ای داشت. گردونه سواری در دوره هخامنشی منحصر به شاهان و نجبای درجه اول بود. شاهان معمولاً بر حسب سنت بر گردونه سوار می شدند (اگرچه داریوش می بالد که من در جنگ نبرده ای خوبم چه از پشت اسب و چه پیاده. ولی وی در آن به عنوان یک سرباز پارسی سخن می گوید و خود او از نیزه داران کمبوجیه می بود) و این گردونه ها را گوهر نگار می کردند و معمولاً با اسبان نسایی می کشیدند. نمونه های مصور این گردونه ها را در تخت جمشید، در سنگتراشی های ایران-لیکیه ای گزانتوس و به ویژه در «موزاییک اسکندر» می یابیم. اهورامزدا و ایزد خورشید همچنان گردونه هایی دارا بودند. اما باره های زین شده در این دوره مرغوبتر و رایجتر بود. بهترین ارمغان برای یک پارسی اسبی دستکش بود و این امر در مورد ایزدان هم صدق می کرد: به ویژه قربانی اسب سفید برای ایزد خورشید در میان پارسیان به همان اندازه معمول بود که در میان مغان و ایرانیان ماساگتی و ارمنیان. اسب سفید را برای «آبها=آبان» نیز قربانی می کردند. آریان گواهی می دهد که مقام والا و آسمانی کورش چنان بود که مغان هر ماه برای شادی روان او اسبی سفید قربانی می کردند. در این دوره هم نام بسیاری از بزرگزادگان هخامنشی و ایرانی با واژه «اسب» ترکیب شده است.&nbsp;<br>چون پهلوانی می مرد، یال و دم اسبان را می بریدند و در عزایش «کتل» می بستند (مقایسه شود با توصیف چیدن یال و دم اسبان سهراب و اسفندیار و رستم در شاهنامه). یک حجاری هخامنشی از حدود ۴۰۰ ق م که در ممفیس مصر یافته اند، آیین سوگواری را به خوبی نشان می دهد.<br><br><b>7) دوره اشکانی&nbsp;</b><br>اشکانیان به زیبایی اسبان خود می نازیدند و فرزندان و زیردستان خود را هنر کمانوری و سواری می آموختند. آئلیان می افزاید: «آنان همواره بر پشت اسب سوارند: سواره به رزم و بزم می روند؛ سواره به کارهای دولتی و شخصی می رسند؛ سواره سفر می کنند و به دید و بازدید می پردازند و یا در جایی درنگ می آورند و می گویند و می شنوند. در واقع تفاوت اجتماعی میان «آزادان» و «زیردستان» در همین است که اینها «پیاده»اند و «آزادان» همیشه «سواره» و عین این وضعیت در شاهنامه، فردوسی منعکس است که آزادگان ایران از پیاده بودن عار داشته اند (پیاده نگردد که عار آیدش) و فکر می کرده اند که پیادگی بر دودمان و آبروی خانوادگی ننگ می آورد «بدو گفت رهام کای تاجور/بدین کار ننگی مگردان گهر» و بر آن بوده اند که «زتخم کیان بیگمان کس نبود/که هرگز پیاده نبرد آزمود» و «کز ایران پیاده نسازند [آزادگان] جنگ/اگرچه شود کار دشوار و تنگ» و در مأخذی که فردوسی داشته است شومی روزگار نکبت و سقوط در این بیت خلاصه می شود که در آن دوره «پیاده شود مردم جمگجوی/سوار آنکه لاف آرد و گفتگوی» و عین همین عقیده را در ارمنستان ایرانی می یابیم. اشکانیان اسبان خود را از همان چراگاه هایی به دست می آوردند که در زمان هخامنشیان رونق داشت و در یکی از جنگ ها ۵۰۰۰۰ سوار در برابر مارک آنتونی به میدان آوردند.&nbsp;<br>اشکانیان با تخمه کشی گزینشی و تیمار دقیق و علوفه توانبخش اسبانی نیرومند و دستکش پروراندند که شهرت فراوان یافت. اسناد تصویری بسیاری که از اسبان اشکانی در دست داریم این امر را تایید می کند. از آن جمله است نقوش مهرهایی از نسا –مهردادکرت (=اشک [عشق] آباد)، بر روی دیوارهای بناهای از شهرها دورا-اروپوس (در مرز سوریه)، بر صخره های تنگ سروک در فارس، و به ویژه در صحنه نقاشی بر دیواری از بنای «کوه خواجه» در سیستان. اسبان ایران شرقی بر روی سکه های «هندوسکایی» نیز از این زمده اند. این شواهد می نمایند که اسبان اشکانی بیشتر هژیر و کله قوچی و خوش سر و سینه و بلند پای و درشت استخوان و گردن برکشیده بوده اند و به درد سواری در میدان کارزار می خورده اند. اسبان فرغانه ای که به چین (و شاید به هند جنوبی) رفته اند و در میان آن سامان (ها) بسیار محبوب افتاده از همین تخمه اسبان کارزاری بوده اند. هرچه تخمه کشی و به گزینی و تیمار دقیق بیشتر شد، بردباری و توان وفق دادن با محیط در اسب های ایرانی زیادتر گشت، و آنچنان شد که سواران زره پوش نیزه بلنددار، یعنی گروه نخبه سپاهان ایرانی، را به آسانی می کشیدند و سراسر تن خودشان نیز «با زره ای پولکی، که هر پولکش به مانند پر پرندگان بر پولک دیگر می افتاد، محافظت می شد».&nbsp;<br>این گونه جوشن اسب را اُپَروکُشتِه پان، یعنی «آنچه که پهلوها را نگهداری می کند» می خواندند و این همان کلمه ای است که «برگستوان» گردیده است. سواران زره پوش نیزه هایی بلند داشتند و در نبردگاه «خیلی وقت ها چنان تند و تیز و پرتوان حمله می بردند که دو تن را با یک ضربت به هم می توانستند دوخت». در همین زمان اختراع کفشک یا نعل فلزی اسب (در سده یکم ق م) و یک نوع زین ابتدایی که دو پشته در جلو و عقب داشت و می توانستت سوار را تا اندازه ای نگه دارد و نبودن رکاب را جبران کند، باعث تقویت سواره نظام گردید و سواران اشکانی نان در برابر رومیان موثر بودند که بارها آنها را در هم شکستند و وادارشان کردند که خود آنها به تشکیل سواره نظام بپردازند. گویا این گونه سواران غرق در زره و اسب برگستوان ور دار را به پهلوی گریوَ-پاتَه بَرَ می خوانده اند که رومیان به کلیبانری تحریف کرده اند و تصاویری از آنان بر دیوارنگاره دورااروپوس و نیز بر سنگ -مثلا در تنگ سروک در فارس- یافته اند.&nbsp;<br><br>یک برگستوان حقیقی متعلق به آخر دوره اشکانی را هم در حفاری های دورااروپوس جسته اند، و آن تن پوشی چرمین بوده است که با پولک های فلزی استوار شده و به اندازه قامت یک اسب عربی بوده است که خود مبین هیکل متوسط در اسبان اشکانی است. زره حلقه ای بافته در آخر دوره اشکانی اختراع شد و خیلی زود در شرق و غرب رواج یافت و نمونه آن را در بر اردشیر و شاپور در نقش فیروزآباد فارس می بینیم. یکی از ویژگیهای سواران اشکانی مهارتی بود که در تیرانداختن داشتند، به طوری که حتی در حالت تاخت از روی زین به عقب بر می گشتند و به سوی دشمن تیرهایی می انداختند که نخورد نداشت. با آنکه این رسم قیقاج زدن از قدیم میان سکاییان رایج بود (چنانچه از نقوش آنان بر روی سفال های یونانی برمی آید)، مهارت اشکانیان در آن باعث شد که اروپاییان بدان «اشکانی زدن» نام دهند.&nbsp;<br>ظاهراً بیشتر اشکانیان بر اسب بی زین می نشستند، ولی معمولاً زین پارچه ای کوچک و قالیچه واری روی اسب می انداختند. این عهد اشکانی پایه گذار آیین های اَسواری (شوالیه گری) و ویژگی های ارثی آن بود و اَسوار به معنی نجیب زاده نیکو نام و سواره در مقابل پیاده، یعنی عامی، از این دو پیدا گشت و از آنجا به اروپا رخنه کرد. از جمله آیین های مربوط به «اَسواری» یکی نهادن «نشان تباری» یا نماد خانوادگی بر ساز و برگ و بر ران ستوران و برگستوانشان بود که معروف تر از همه نشان خانوادگی اشکانی است، به صورت قرصی از ماه بر سر نیزه که بر باره اردوان پنجم در صخره فیروزآباد و بر روی سکه های آخری اشکانی دیده می شود. به سبب همین امتیازاتی که سواره نظام اشکانی داشت و خدماتی که در دفع دشمنان شرقی و غربی کرد نام آن جاودانی گشت، زیرا کلمه پارثَو (پارتی=اشکانی) در تحول به پَهلَو تبدیل شد و پارثویان به صورت پهلوها=پهلوانان در تاریخ ملی ما مقام نجبا و سرکردگان پهلوان و دلاور را یافتند.&nbsp;<br>لازم است بدین نکته اشاره شود که اشکانیان نیز مانند ایرانیان باستانی سنن و عقاید مربوط به اسب را رعایت می کردند، مثلاً هنوز هم قربانی اسب سفید نسایی برای ایزد خورشید رواج داشت.&nbsp;<br><br><b>۸) دوره ساسانی&nbsp;</b><br>ساسانیان اسب را برترین جانوران می دانستند و اسب سفید خوش پشم زردگوش و درخشان موی و سفید پلک را از همه مرغوب تر می شمردند چنانچه دیدیم برگستوان دورااروپوس به اسب عربی متوسط القامه امروزی می خورد، اما خیلی زود اسبان قویتر و تناورتری پیدا شدند که سواران سنگین زره و نیز برگستوان های گران را به آسانی می کشیدند. بهترین نمونه چنین اسبی شبدیز خسروپرویز بود که در سنگتراشی طاق بستان نزدیک کرمانشاه و در قصیده ای از خالدالفیاض، از اوایل دوره اسلامی جاویدان مانده است. هنوز هم اسبان نسایی (مادی) را بهتر از همه می دانستند. دستکشی و به گزینی و رعایت دقیق قواعد تیمار و علوفه دهی باعث شد که اسبان قوی برای جنگ و راه پیمایی و یا نخجیر و بازی های میدانی به بار آید و نیز بسیاری آیین های مربوط به نزاکت، مسابقه و شکار برای مهتران وضع شد که نمونه هایشان را در کتاب التاج فی اخلاق الملوک منسوب به جاحظ آورده اند. همه فرزندان نجبا و آزادگان درجه پایینتر هم به آداب و قواعد سخت سواری خویگر می شدند.&nbsp;<br>پیروزهای ایرانیان بیشتر منوط به شجاعت سواره نظام بود و آمیانوس، که خود صفوف سواران زره پوش شاپور دوم را دیده است، می گوید، «چنان رده هایی تنگ از سواران زره پوش در پیش ما کشیدند که برق تنهای پوشیده از آهن شان دیدگان هر بیننده ای را خیره می کرد، و همه اسبان صفوف سواران با برگستوان های چرمین محافظت می شدند». با این سواران ماموری هم بود که او را ستور پزشک می خواندند (مقدمهٔ الادب زمخشری:بچشک ستور، همان که امروز دامپزشک می گویند) و مواظبت و تیمار اسبان زیر نظر او بود و چون بیمار می دند با داروهای گیاهی به درمانشان می کوشید. حتی در گرفتن و پرورش اسبان وحشی نیز نمی توانستند بی پروایی کنند «چنانکه بدانان آسیب رسانند» و نیز به دستور اوستا، آخُر اسبان می بایست پاک نگه داشته شود و الا گناهی در حد مکافات پیش می آمد. اوستای ساسانی فصلی مخصوص هنر جنگ داشته است به نام اَرتِشتارِستان، که در آن از اسبان و خوراک و تیمار و نیز از مکافات گزند رسانندگان بدان ها سخن رفته بود.&nbsp;<br>هنوز هم رکاب به کار نمی رفت، اگرچه این وسیله در همان دوره در چین و یا نزدیک آن حدود اختراع شده بود و سرمت ها و دیگر چادرنشینان شمالی آن را به کار می بردند، ولی گواهی مورخان دوره اسلامی که آن را جزو وسایل سواره نظام نخبه دوره انوشیروان به شمار می آورند درست نیست و حتی اسب خسروپرویز در طاق بستان هم رکاب ندارد. نبودن رکاب را اختراع زینی تازه تا اندازه ای جبران می کرد و این زین را زیر سرداران ساسانی در صحنه های نبردشان در نقش رسم فارس به خوبی می بینیم: در جلو زین و سر آن دسته ای از فلز پوشیده از پارچه (یا چرم) تعبیه کرده بودند که به پهلو تابی بزرگ می خورد و بر ران سوار می افناد و به استواری جا می گرفت و دسته ای دیگر در پشت تعبیه شده بود که زیر لبه زره پوشیده می ماند، ولی برجستگی اش سوار ضربه زده یا ضربه خورده را از به پس پرتاب شدن باز می داشت و «این زین در واقع همان وسایل نگهداشتن سوار بر پشت اسب را داشت که زین های جنگی قرون وسطی داشتند».&nbsp;<br>شواهد تصویری بسیاری از اسبان و سواران ساسانی بر حجاری ها و مهرها و گچ کاری ها و به ویژه بر پیاله ها و ظروف ساسانی در دست داریم، ولی درست بمانند دوره هخامنشی، رعایت سنن هنری و عقیدتی، مثل ضرورت نشان دادن شاهان به نحوی چشمگیر، باعث شده که نتوانیم اسبان منقوش را نمونه های حقیقی قلمداد کنیم. این عدم رعایت طبیعت، به ویژه در نقش مهر سینه ای که در کتابخانه ملی فرانسه در پاریس است و صحنه نبرد تن به تن شاپور اول و امپراتور روم، والرین، را مجسم می کند، خوب پیداست، هر دو بر اسبان خرد جثه دم گره خورده و یال و کاکل آراسته ای که از هنر هخامنشی بدین سو سنت شده بودند، سوارند. اگرچه می بایست اسب والرین را از نوع ستوران بزرگ جثه رومی، که در حجاری های رومیان به فراوانی نمودار شده اند، نقش کرده بوده باشند. از سوی دیگر، اسب شاپور اول در دارابگرد به کلی با اسب اردشیر بابکان در نقش رستم فرق می کند: اولی بزرگ جثه است و بلند پا و رعنا گردن و کله ای بالنسبه کوچک دارد، دومی کوچک و کله قوچی و دست و پا کوتاه می نماید. در دارابگرد تاثیر هنر غربی و تجسم طبیعت مشهود است و اسب تنومند را تنومند نشان داده اند و همین وضع در چند اثر دیگری که دست غربی در آن موثر بوده است نیز می بینیم، از جمله بر مهر سینه ای که سواری را می نمایاند، اسب بهرام یکم در بیشاپور و شبدیز خسرو. چند نمونه ظرف به شکل سر و تنه اسب نیز یافته اند.&nbsp;<br>بر روی هم می توان دو نوع اسپ -تنومند نسایی و خرد جثه سنتی- در ایران ساسانی تمیز داد. به گفته یک منبع معاصر چینی، هم دولت و هم نجبای بزرگ دارای تعداد زیادی ستور از جمله اسبان مختلف بودند. یک مامور عالیرتبه به نام آخَوربِد ستوران دولتی را سرپرستی می کرد و دیگری به نام آخورآمار دبیر به مخارج آنها می رسید و اسناد آن را نگه می داشت. بنابر گواهی روایت پهلوی وندیداد (=وی دیوداد)، بهای یک گوسفند ۳ سیر (=۱۲ درم) بود ولی بهای اسب ۳۰ سیر (=۱۲۰ درم). اَسپِست نیز بسیار کاشته می شد و بهای نیک داشت. هم در این زمان است که این واژه ایرانی به زبان سریانی رسید و اَسپِستا یا پِسپِستا گردید و سپس به عربی رسید و ال فصفصه شد و از آنجا به اسپانیا رفت و الفلفله گردید و به انگلیسی آمریکایی رسید و الفافا شد. از آمدن این گیاه و نامش به چین پایینتر سخن خواهیم راند.&nbsp;<br>در زمان ساسانیان ساز و برگ اسب تکامل یافت. زیر زین را قالیچه های بسیار ظریف می انداختند و کاکل و دم و یال اسب را آرایش می دادند و گمپوله های بسیار زیبا و بزرگ و تسمه های مزین و یراق های هنرمندانه بر اسبان می بستند و همه اینها در هنر سنگتراشی و فلزسازی ساسانی دقیقاً نمایان شده است. داغ نهادن هم کلاً رسم می بود و نشان خانوادگی را بر اسبان می گذاردند چنانکه هم اسب اردشیر در فیروزآباد و هم اسب خسروپرویز در طاق بستان نشان خانوادگی ساسانی را که حلقه ای مزین به نوار ابریشمین می بود، بر ران خود دارند. برای اینکه اهمیت اسب نزد ایرانیان باستانی و به ویژه ساسانی را دریابیم باید به شاهنامه فردوسی مراجعه کنیم که آیینه افکار و تمدن و آرزوهای آنان است. اشارات بسیار فراوانی که به اسب و سواری در آن کتاب والاقدر آمده است به همت پاول هُرن گرد آمده. فشرده مقاله این دانشمند ایراندوست آلمانی («اسب و سوار در شاهنامه») بدین گونه است. آزاده ایرانی از را از اسبش سوا نمی توان یافت. پیاده رفتن، حتی برای اندک زمانی، ننگ بود. بهترین خاندان ها در به دست آوردن برترین باره ها می کوشیدند و داغ خانوادگی خود را بر آنها می نهادند.&nbsp;<br><br>اسبان دشتی فراوان بودند و در فصول مناسب، گله ها را در چراگاه های پهناور می چریدند و همانجا به کمند می انداختند و به زین آموخته می کردند. «کره تازان» مقام مهمی داشتند و وقتی کسی اسب خویش را «دستکش» می کرد و آن را برای سواری رام می ساخت (برای کره های جنگی، در سن ۴ سالگی)، آن روز در زندگیش خاطره انگیز می ماند. سواران جنگی بی اسب وا می ماندند و گاهی از دوستی کمک می گرفتند و «دوپشته» سوار می شدند. اسب را با استناد به نژاد و رنگش می سنجیدند. مشهورترین اسب ایرانی، رخش، از کابل -یعنی سرزمین کوشانیان- آمد. جنگجویان اسبان ابرش (خالدار)، کرند، سپید و سیاه می پسندیدند، گلگون و بور چرمه (سپید یکدست). وقتی قهرمانی می مرد یا کشته می شد یال و دم اسبانش را می چیدند و زینشان را نگونسار می آویختند و سلاح و زره اش را بر اسب دلخواهش می نهادند و او را پیشاپیش دسته سوگواران می بردند. وقتی قهرمانی کشته می شد و خطر این بود که اسبش به چنگ دشمن بیفتد، یارانش آن را می کشتند. اسب رستم با خود او به چاه افتاد و با خود او به گور سپرده شد (رستم از ایرانیان سکایی=سیستانی بود و این از رسوم آن گروه به شمار می رفت). گوشت اسب را عامه دهات می خوردند و دیگران تنها در جایی که طاقت و چاره ای نبود این کار را می کردند.&nbsp;<br>آیین سواری درست نه تنها هنر بود بلکه یک امتیاز به شمار می رفت. برای خفت دادن سربازی گناهکار او را وارونه بر اسب می نشاندند و پاهایش را از زیر به شکم ستور می بستند و او را با تشریفات مسخره آمیز دور می گرداندند. ساز و یراق اسب مقام و ثروت صاحبش را می رساند و گاهی در آرایش آنها و خود اسب تا بدانجا پیش می رفتند که کاکل و دم آن را به گوهرها می آراستند.&nbsp;<br>ساسانیان سنن مربوط به اسب و عقاید درباره آسمانی بودن مقامش را حفظ کردند. تعداد زیادی اسناد تصویری از اسبان ایزد خورشید و مِهر در دست است که همه بالدار نشان داده شده اند و به ویژه تخت پادشان آراسته به شالوده و پایه هایی است که به شکل اسبان بالدارند و این گونه تصاویر نمادی به شرق و غرب نفوذ سریع کرد. نام هایی که با «اسپ» ترکیب شده بسیار رایج می بوده است و مهمترین آتشکده مملکت در شیز آذربایجان (تخت سلیمان) می بوده است که «آذرگشنسب» (=آتش نریان) نام داشته، ظاهراً چون ایزد آتش در شکل نریانی گشن هم مجسم می توانست شد.&nbsp;<br>در زمان ساسانیان بود که اعراب شروع به پرورش اسبان معروف خود -که بالمآل به نژاد لیبی عتیق برمی گردد- کردند، و بعد از گسترش اسلام آن تخمه را با نژادهای ایرانی و آسیای میانه درآمیختند و تخمه های دو رگه و چند رگه به دست آوردند. اما مسلمانان نخستین برای بیطاری و تیمار دقیق اسب نیازمند ایرانیان و کتب و سنن آنان شدند، همچنان که ابن الندیم گواهی می دهد. مثلاً فرسنامه اعلای آغاز دوره اسلامی، الخیل ابوعبیده معمر بن المثنی به گفته خود او مبتنی بوده است بر روایات ابی حاتم سهل بن محمد السجستانی و ابی یوسف الاصبهانی و در اصل بر اسب نامه های ایران کهن و نیز کتابی در «ستور پزشکی» به بیطاری ترجمه شده و دیگری در معالجه چهارپایان و اسب و استر و گاو و گوسفند و شتر و داغ آنها و بهایشان را اسحق بن علی بن سلیمان به عربی ترجمه کرده است.&nbsp;<br><br><b>۹) اسب در ارمنستان ایرانی&nbsp;</b><br>ارمنستان از زمان کورش بزرگ تا دوره اسکندر جزو ایران بود و ایرانیان در آنجا ساکن شده طبقه اعلایش را ساختند. پس از اسکندر نیز ایرانیانی که فرهنگ هلنی را هم گرفته بودند در آنجا به فرمانروایی و کشورگشایی پرداختند و از آغاز نیمه دوم سده اول میلادی نیز، تیرداد اشکانی -برادر بلاش اول_ پادشاه آن دیار شد و خاندان اشکانی تا پانصد سالی مستقیماً و سپس از راه اختلاط با خاندان های دیگر سردمدار ارمنستان بوده اند. دین زرتشتی در ارمنستان رواج داشت (تا حدود ۵۰۰ و ۶۰۰ میلادی) و اگرچه از ۳۰۰ میلادی مسیحیت پایداری یافت، اما اعتقادات و نام ها و رسوم ایرانی و لغات و اصطلاحات پهلوی اشکانی و ساسانی چنان در رگ و ریشه و زبان و رسوم ارمنی ها رخنه یافت که تاریخ ارمنستان کهن -تا حدود ۵۰۰ میلادی- در حقیقت از ایران جدا نمی تواند بود. بدین مناسبت آیین های مربوط به اسب و قواعد تیمار آن و نژاد و تخمه اش در ارمنستان با مقاله ما مستقیماً ارتباط می یابد. در ارمنستان نیز سواری هنر آزادگان بود و پیاده روی آنان مایه ننگ به شمار می رفت، در آنجا هم بزم و رزم با هم جزو مشخصات زندگی و تاریخ مردم بود و شکار و آیین آن دقیقاً مثل آنچه در ایران می گذشت می بود.&nbsp;<br>بر روی پیاله ای سیمین زرنگار که از جایی به نام اَرمَری (=هرمزدی) به دست آمده است، اسبی گشن و بسیار خوش اندام کشیده اند که پای راستش را به نشانه ستایش به سوی آتشدانی یا محرابی بالا گرفته است و اگر چه شکل آتشدان را مأخوذ از آیین مهرپرستی دانسته اند ولی مسلماً این نقش با «آذرگشنسب» مذکور در بالا رابطه دارد. همچنین در ارمنستان نیز «نشان» تباری بر روی لباس آزادگان مشخصه خانوادگی و امتیاز آنان محسوب می شد.&nbsp;<br>اگرچه واژه اسب در زبان ارمنی «جی» بود، ولی ارمنیان کلیه واژه های مربوط به سواری و سواره نظام را از پهلوی اشکانی و ساسانی به وام گرفته اند: آخر، اَسپَستن (اصطبل)، اسپریز (میدان)، اَسپِت (از اَسَه) و پَتی فارسی باستان) یعنی شوالیه و آزاده، سمب اک (سُم، سنب)، اَسپَتَک (حمله با اسب) و اسپَ زین (برگستوان). از اینها واضحتر اقتباساتی است که در رنگ اسبان کرده اند: اَخشِیت (شید=اسب حنایی فام)، اِرَخش (=رخش، سرخ خرمایی)، کَرمِره (کرمیر=سرخ)، چَرتوک (چرده)، چِرمک (چرمه=سفید)، سِئاو (=سیاه) و سپیتَک (سپید) و جز آن.&nbsp;<br><b><br>۱۰) اسب در ایران شرقی&nbsp;</b><br>بهترین اسبان جنگی عتیق از دشت های آسیای مرکزی و ایران شرقی می آمدند و همین اسبان بودند که سکاها و خویشاوندانشان را از یک سو تا سیستان و از سویی دیگر تا ژرفای هند و از سویی تا مرز چین بردند و خداوند نام و نشان و ملک کردند و نیز همین اسبان بودند که نژادهای مرغوب چین (از راه فرغانه) و روم (از راه سرمت ها) را تحویل دادند. در میان سکاهای ختن، واژه های سواری بسیار آشنایند: اسَّبار (=سوار)، آ-یسَ از ریشه زَی-زی (اوستایی اَوی دانَه_، سغدی بیدان، لهجه کنونی سری کی ویذان). بیلی حتی چکامه ای را چاپ و ترجمه کرده است که از یک بودایی ختنی است و هفت گنج بهشتی وار شهریاری بودا را می ستاید که یکی از آنها اسب است و وی اسب شاه زمان خود را تعری می کند: «شکوهمند و تناور است، سرش کوچک و بالا گرفته، پشتش پهن و پرتاب و رانش برآمده و بلند است و چشمانش ریز و پاشنه اش خرد و دمش سفت، یالش کوتاه و گردنش بلند و سمش محکم و درخشان، چون بر او روغن کشند و مالش دهند به رنگ خرمایی می درخشند . . . آرام است ولی چون باد می دود . . .». «ووتی»، امپراتور چین در زمان مهرداد دوم اشکانی، شهریاری توانا و کشورگشای بود و برای برطرف کردن خطر هون های وحشی از آب و خاک خود خواست با ایران اشکانی روابط سیاسی برقرار کند -و از آن زمان این روابط ادامه یافت- و نیز با یوئه چی ها (=کوشان ها، ایرانیان آسیای میانه) متحد شود و سفیری به نام چانک کی ین به نزد اینان فرستاد که دوازده سالی در آسیای میانه به سر برد و اگرچه نتیجه ای نگرفت، اما اطلاعات چینی ها را از مردم و فرهنگ و فرآورده های آسیای میانه بسیار غنی کرد. وی به ویژه گله کوچکی از «اسبان فرغانه ای را که خون عرق می کنند» (اصطلاحی شاعرانه که لافر می گوید از فرهنگ ایرانی آب می خورد) به همراه اسپِست به چین برد و این ستوران زیبا و خوش هیکل و هوشیار و وفادار و بلندپای ایرانی دیر نگذشت که به «نژاد آسمانی» (تی یِن مَه) ملقب شدند و چینی ها هم در تکثیر آنها کوشیدند و دیری نرفت که دارای سواره نظامی قویتر از پیش گردیدند و دشمنان خود در مرزهای ترکستان را در هم شکستند و هم خود اسپست را فراگیر کردند که از آنجا هم به ژاپن رفت.&nbsp;<br>اسبان ایرانیان شرقی را بر روی سکه های آنان، مثلاً بر سکه های کوشانیان که سوار نیزه ور جوشن پوش را می نمایاند، بر چهار درهمی سپه لی ری سِس (Spaliarises) هندوسکایی و یا بر کاشی های مهردار هَرون (کشمیر) که از مراکز کوشانیان بود. بر مهری در موزه بریتانیا با نشان خاندان شاهی کوشان های بزرگ و بر سنگتراشی های بودایی اقوامی که از سکاها تقلید کرده اند می یابیم و در همه جا همان اسبان بزرگ و کشیده گردن و سر کوچک اشکانی را می مانند. همچنین اند اسبانی که بر روی دست ساخته های خوارزمی و یا دیوارنگاره های سغدی و تصاویر می یابیم. به ویژه اسبان هنر سغدی، بسیار تنومند و آراسته اند و در بعضی موارد یادآور توصیف های شاعرانه اسبان نامی می باشند. نکته جالب ادامه سوارکاری زنان در سبک «یک وری» است که در یک دیوارنگاره سمرقندی نموده شده است. تصویر اسبان بالدار ایزدان و نیز استفاده از تجسم آنها برای پایه های تخت فرومانروایان -مثلاً در پنجیکنت، سده پنجم ق م- در ایرانیان شرقی باب بوده است. سر انجام لازم است یادآور شویم که به گفته اسناد چینی، فرمانروایان موروندایی (که در ناحیه گنگ در هند شرقی) هم اسبان زیبای کوشانی را داشتند و در ۲۲۲ تا ۲۵۲ ق م، چهارتایشان را به سفیر پادشاه فو-نان (کامبوج امروز) هدیه کردند و از این راه به شهرت و گسترش نژادشان کمک کردند.&nbsp;<br><br><b>۱۱) چند اسب نامی در کارنامه ایران باستان&nbsp;</b><br>در تاریخ ایران چند باره نامی از همه مشهورترند و بیشتر مایه ستایش و چکامه و سرود شده اند. از همه نام آورتر رخش رستم است که به گفته فردوسی تیزبین، درشت هیکل و زورمند و شیردل بود و تنی سرخ با خال های سپید و زعفرانی و رخشان و سمی پولادین داشت و تنها اسبی بود که توانست تن رستم جهان پهلوان را بکشد و همواره یار و وفادار او ماند و به خاطرش با شیر و اژدها جنگید و با او به چاهی آگنده از تیغ و نیزه افتاد و مرد و با او هم به خاک سپرده شد. از وی در یک نوشته سغدی نیز یاد شده است که نشان می دهد رستم و رخش در اواخر دوره ساسانی در ایران شرقی شهرت و محبوبیت فراوان داشته اند. دیگر از اسبان نامور «سیاه» یا «شبرنگ بهزاد» سیاوش است که او را از خرمن آتش گذرانید و بیگناهیش را ثابت کرد. دیگری اسب داریوش بزرگ است که به موجب افسانه ای باعث به تخت رسیدن او شد:&nbsp;<br>هفت سردار پارسی که گئوماته غاصب را کشته بودند قرار گذاشتند در طلوع خورشید در صحرایی گرد آیند و اسب هر کدام اول شیهه زد، او را به شاهی بردارند و مهتر زرنگ داریوش در شب و در همان موضع مقرر مادیانی را به اسب داریوش رسانید و در نتیجه چون آن نریان فردا پگاه بدان جا رسید شیهه زد و داریوش به شاهی گزیده شد و دستور داد مجسمه ای از او ساختند و زیرش نوشتند:&nbsp;<br>«داریوش ویشتاسپان به یاری اسب خوب و مهتر خویش پادشاهیی ایران را به دست آورد». این افسانه را امروز مردود می دانند اما گمان می رود که اصلش مبتنی بر سوء تفاهمی در تعبییر یک آیین ایرانی بوده است، یعنی چون اسب حیوان مقدس ایزد خورشید بوده است، پس از قبول پادشاهی داریوش خواسته اند «تایید خدایی» را با قرعه کشی و نشانه آسمانی جستن برای او بیابند و واقعاً هم به شیهه زدن اسب در دمیدن خورشید روی آورده اند (همچنان که برای تاج یابی کیخسرو و بهرام گور نیز به آزمایش ایزدی دست زدند).&nbsp;<br>دیگر اسب کورش جوان بود که گویند چنان سرکشی می کرد که کسی نمی توانست رامش کند و آن شاهزاده پرخاشجو و دلاور دست آموزش کرد و با وی همه جا رفت. این اسب بی گمان سرمشق داستان اسب اسکندر شده است. سرانجام باید از شبدیز خسروپرویز یاد کنیم که شهرتش در ادبیات ایران و عرب بی نظیر است. می گویند خسرو سوگند خورده بود که هرکس خبر مرگش را بیاورد، خونش را بریزد. چون آن اسب مرد کسی یارا نکرد خسرو را آگاه کند و باربُد موسیقیدان مشهور سرودی ساخت به نام «شبدیز» که در آن اشاره به پیری و ناتوانی و بی جنبشی شبدیز کرد چنانکه خسرو فریاد برآورد: «پس مرده است!» و بابد در جواب گفت «من نگفتم، خسرو چنان فرمود».&nbsp;<br>در پایان مقاله دو نقل قول از نوروزنامه و قابوسنامه می آوریم که حاصل همه فرهنگ ایرانی درباره اسب می باشند. در نوروزنامه منسوب به عمر خیام آمده است: «از صورت چهارپایان هیچ صورت نیکوتر از اسب نیست، چه وی پادشاه همه چهارپایان چرنده است . . . و گویند آن فریشته که گردون آفتاب کشد به صورت اسب الوس [=سپیدفام] نام . . . و بعضی از نام های اسبان یاد کرده شود که پارسیان [=ایرانیان] در صفت اسبان گفته -آنچه به تجربه ایشان را معلوم شده است، از عیب و هنر ایشان و آنکه به فال نیک باشد. نام های اسبان به زبان فارسی [اینهاست]: الوس، چرمه، سرخ چرمه، تازی چرمه، خنگ، پیسه کمیت، کمیت، شبدیز، خورشید، گور سرخ، زردرخش، سیاوخش، خرماگون، خشینه [تصحیح مرحوم دهخدا از چشینه. خشینه از فارسی باستان اَخشَینَ axšaina می آید یعنی «درخشان»]، شولک، پیسه، آبگون، نیلگون، . . . سپید زرده، بورسار، بنفشه گون . . .، زاغ چشم، سبزپوست، سیمگون، ابلق، سپید، سمند، . . . و گویند هر اسبی [و در اینجا خصایص آنها را بر می شمارد] سپید [بُوَد] آن بهتر و شایسته تر بود و خداوندش به حرب همیشه به پیروزی . . . و به روزگار پیش در اسب شناختن و هنر و عیب ایشان دانستن هیچ گروه به از عجم (=ایرانیان) ندانستندی. . .»&nbsp;<br>فرمانروای زیاری، کیکاوس، نوه قابوس بن وشمگیر، که کتابی در آیین و فرهنگ ایرانی در اندرز به فرزند خود نوشته است، فصلی کامل در باب اسب و مقام و خصایص او دارد که با این سخنان آغاز می شود: «جوهر اسب و آدمی یکی است. اسب نیک و مرد نیک را هر قیمتی که کنی برتابد، چنانکه اسب بد و مرد بد را چندانکه بتوان نکوهیدن، شاید. و حکیمان گفته اند که: جهان به مردم بپاست و مردم به حیوان و نیکوتر حیوانی از حیوانات اسب است که داشتن او هم از کدخدایی است و هم از مروت&gt;</span></div><div style="font-family: tahoma; font-size: small; "><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span></div></div> Fri, 25 Oct 2013 05:46:48 UTC http://varzesh.tarlog.com/comments/1201/ مقاله ای در مورد کارتــینگ http://varzesh.tarlog.com/post/1195/ <span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><font size="3"><font color="#0000cd"><b>کارتــینگ</b></font></font><br><br><br><br><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; "><a href="http://up.pnu-club.com/" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><img src="http://up.pnu-club.com/images/eaxbz1z2s9ef14b8lt5s.jpg" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></a><br></div><br><br><b>تعریف&nbsp;</b><br>کارتینگ یا مسابقه کارتینگ نوعی از ورزش موتوری با خودروهای چرخ‌باز(به خودروهایی که بیرون از بدنه و بیرون از گلگیرها قرار گرفته اصطلاحاً «چرخ‌باز» (Open wheel car) گفته می‌شود) است. این‌گونه خودروهای چهارچرخه کوچک و چرخ‌باز کارت نام دارند.<br><br><b>کارتینگ</b><br>با ماشین‌های کارت معمولاً در مسیرهای کارت‌سواری که در مقیاسی کوچک نسبت به بزرگ‌راه‌های واقعی ساخته می‌شوند مسابقه داده می‌شود. کارتینگ معمولاً به عنوان قدم اول در مسیر رسیدن به ورزش‌های پرخرج‌تر خودروسواری به‌شمار می‌آید.<br>اگر مسیرگاه کارتینگ درون یک ساختمان باشد به این نوع کارتینگ کارتینگ سرپوشیده (Indoor Karting) گفته می‌شود.<br><br><b>تاریخچه</b><br>KARTING که در بعضی از کشورها GO KART نامیده می‌شود در سال ( ۱۹۵۶) توسط آرت اینگلز (Art Ingels) که یکی از دست‌اندرکاران مسابقات اتومبیلرانی که به پدر کارتینگ معروف است، ساخته شده است و استفاده از آن بسرعت در سراسر جهان گسترش یافت و خصوصاً در دهه نود بصورت چشمگیری مورد استقبال قرار گرفت و امروزه در دنیا طرفداران بسیاری دارد.<br><tarlogendprepost><br>پیدایش و گسترش سریع کارتینگ در نیم قرن اخیر، موجب شده که امروزه این صنعت با تکیه بر ویژگیهایش بتواند خود را بعنوان یکی از وسایل ورزشی، آموزشی و تفریحی عمده مطرح نماید.<br><br>کارتینگ نوعی اتومبیل بسیار کوچک و یک نفره می‌باشد که بنحوی طراحی شده که مرکز ثقل آن به زمین نزدیک و در حدود هفت سانتیمتری زمین قرار دارد. این خودرو بنحوی ساخته شده است که حالات دینامیکی خودروهای مسابقه‌ای را داشته و رانندگی با آن دارای جنبه‌های ورزشی، آموزشی و تفریحی است.<br>از نظر ورزشی، کارتینگ‌سواری نیاز به قدرت بدنی بالایی دارد و جزء ورزشهای نسبتاً سنگین محسوب می‌شود. با اینحال بزرگترین مشخصه کارتینگ‌سواری جنبه آموزشی آن بوده و به همین دلیل رانندگان کارتینگ به علت برخورداری از رفلکس سریع جزو بهترین راننده‌ها در جامعه محسوب می‌شوند و امروزه در بالاترین سطح مسابقات اتومبیلرانی جهان که مسابقات فرمول یک می‌باشد قهرمانان بنام این رشته مانند شوماخر، سنا، پروست و غیره از کارتینگ‌سواری شروع نمودند.<br><br>ساخت پیستهای کارتینگ همزمان با ساخت اتومبیل کارت شروع گردیده زیرا این‌دو لازم و ملزوم یکدیگرند. این ورزش از لحاظ نوع پیست و خودرو به دو دسته داخل سالن و پیست روباز تقسیم می‌شود که در هرکدام از این پیستها کارتهای متفاوتی را می‌خواهد. مساحت مورد نیاز یک یست ۵۰۰۰ متر و برای پیستهایی در اندازه‌های بزرگتر متغیر است. ولی این نکته را باید درنظر داشت که طول پیست یک‌دهم کل مساحت پیست خواهد بود که یک پیست کامل بین (۸۰۰) تا (۱۲۰۰) متر می باشد.<br><br>در حال حاضر مسابقات این ورزش در کلاس‌بندیهای خاص که به تناسب قدرت موتور و طراحیهای خاص شاسی و سن تقسیم می‌شود زیر نظر فدراسیون جهانی کارتینگ (CIK) برگزار می‌گردد. در دنیا برای انجام این پروژه یک باشگاه تفریحی، ورزشی و آموزشی ایجاد می‌کنند که کلیه نیازهای مشتریان و همراهان آنها را پاسخگو می‌باشد. یعنی در کنار ایجاد پیست کارتینگ، با توجه به موقعیت و شرایط محل، مبادرت به ایجاد فضاهای سبز، نصب وسایل ورزشی و تفریحی و همچنین ایجاد کافی‌شاپ، کافی‌نت و استخر و غیره می‌کنند.<br><b><br>فنون و اصول پایه رانندگی با کارت ( نویسنده : دکتر رضا لواسانی )</b><br>باولین سوالی که در هنگام رانندگی با کارت مطرح می شود این است که چگونه بپیچیم؟ اکثر افراد با روش طی نمودن پیچ آشنا هستند ولی از آنجا که ممکن است بعضاً اشتباهات جزئی و باورهای غلط به مرور در ذهن رانندگان جا افتاده باشد، بهتر است مقاله حاضر را در همین رابطه آغاز نماییم.<br><br>هدف اصلی راننده در هنگام طی نمودن پیچ آن است که پیچ را تا حد ممکن به خطوط صاف تبدیل نماید و آنرا سریعتر طی کند. به مسیری که بدین ترتیب بوجود می آید اصطلاحاً مسیر یا خط مسابقه یا Racing Line گفته می شود. نکته مهم بعدی که توجه به آن لازم است نقاط آغاز ترمزگیری و آغاز گاز دادن است . شما باید قبل از آغاز پیچ ترمزگیری کنید، اگر پس از چرخاندن فرمان ترمز بگیرید حتماً به دور خود خواهید چرخید، پس هنگامی که واقعاً داخل پیچ شده اید، اصلاً ترمز نگیرید .<br><br>حال به مسئله گاز دادن می پردازیم. هنگامی که از نزدیکترین نقطه به وسط پیچ از ( سمت داخل آن ) قرار دارید، فشار بر پدال گاز را آغاز کنید، واقعیت است هنگامی که حس کردید می توانید گاز داده و کارت شما بدون خارج شدن از مسیر سرعت خواهد گرفت، حتماً گاز دهید. این حس را بواسطه تمرین بدست خواهید آورد.<br><br><br><b>باید حدود و قابلیتهای کارت خود را حس کنید !!!</b><br><br>هنگامی که کارت مورد استفاده شما از لحاظ موتوری ضعیف باشد بعضاً ممکن است نیاز به ترفندی خاص داشته باشید. پیچ را در حالی که گاز را نگه داشته اید آغاز نموده و سرعت را با استفاده از ترمز ( با پای دیگر ) کم کنید. این مسئله جریان بنزین به موتور را حفظ نموده و باعث شتابگیری بهتر کارت در هنگام خروج از پیچ می گردد. البته ترمز با پای چپ به لحاظ حساسیت کمتر پا ( عادت روزمره به فشردن کلاچ با پای چپ ) نیازمند تمرین زیاد می باشد.<br><br>در بخش بعدی جزئیات بیشتری راجع به مسیر مسابقه در پیچ های مختلف که با آنها مواجه خواهیم شد را بررسی خواهید کرد.<br><br><br><b>پیچ پرسرعت</b><br>بندرت می توان پیست مسابقه ای را یافت که دارای چنین پیچهایی نباشد. در شکل می بینید که راننده وارد پیچ شده، نقطه وسط پیچ را طی نموده و مسیر خود را تا هنگام خروج از پیچ حفظ می نماید. کل فرآیند باید به نرمی و بدون حرکت ناگهانی فرمان صورت گیرد. استفاده از مسیری که درآن از حداکثر شعاع ثابت پیچ استفاده می شود موثرترین روش است زیرا امکان تخته گاز طی نمودن پیچ بدون نیاز به تغییر در میزان فشار بر پدال گاز در هنگام خروج از پیچ را فراهم می آورد.<br><br><b><br>پیچ تنگ</b><br>در این نوع پیچ راننده عمداً فرمان را دیرتر می چرخاند و در محیط خارجی پیچ طی مسیر می نماید تا بازترین زاویه را ایجاد کند. بدین ترتیب راننده خواهد توانست ادامه مسیر را مثل یک پیچ پر سرعت طی کند. توجه داشته باشید که هدف راننده باید خروج هر چه سریعتر از پیچ باشد، بدین ترتیب وی نباید از قربانی نمودن مرحله ورودی اجتناب نماید و با زاویه تند ( بسته ) بپیچد. به محض عبور از نقطه وسط پیچ، راننده که مرحله را به یک پیچ تند سرعت تبدیل کرده، می تواند شروع به گاز دادن بنماید.<br><br>در این نوع پیچ، مسیر مسابقه بستگی زیادی به آنچه که پس از پیچ موجود است دارد. در این حالت راننده کمی دیرتر از نقطه وسط پیچ می گذرد تا مسیر خروج آزاد و مناسبی برای گاز دادن به محض رسیدن به نقطه وسط داشته باشد.<br><br>مسیر مسابقه با حداکثر شعاع ثابت . در این حالت راننده خیلی زودتر پیچ را آغاز کرده و زودتر به نقطه وسط پیچ می رسد ولی قادر نخواهد بود که تا بعد از گذر از نقطه وسط پیچ شتابگیری را آغاز کند. این نوع مسیر مسابقه نرم تر می باشد، زیرا باعث می شود که بتوان ترمزگیری را دیرتر متوقف کرده این روش در سبقت گیری در پیچها بکار برده می شود.<br><br><br><b>پیچ دوگانه ( Double Apex )</b><br>بعضی مواقع می توان مسیری را یافت که دو پیچ را با خط مستقیم کوتاهی از هم جدا شده اند را به یک پیچ تبدیل نماید. مسیر خروج از اولی تبدیل به مسیر و خط ورودی پیچ دوم می گردد، در این حالت راننده تصمیم گرفته تا از تمام عرض پیچ استفاده نموده و در واقع پیچ را بیش از اندازه تنگ ننماید و خودرو را قادر می سازد تا این مسیر فوق العاده را با استفاده از دو سوم عرض داخل پیچها طی نماید.<br><br>پس از عبور از نقطه وسط پیچ اول، خودرو برای پیچ دوم آماده می گردد بدون آنکه نیازی به تنظیم خاصی در فرمان وجود داشته باشد.<br><br>هنگامی که دو پیچ مثل مورد فوق الذکر با یک خط مستقیم کوتاه به هم وصل شده باشند، ممکن است بکارگیری مسیر مسابقه ای ذکر شده امکان پذیر نباشد. در این حالت وارد شدن به پیچ از نقطه دورتر از نقطه میانه و سپس نزدیک شدن به نقطه میانی پیچ دوم، بهتر است.<br><br><br><b>پیچ باز شونده ( با شعاع فزاینده )</b><br>زوایه این نوع پیچ پس از نقطه تغییر مسیر پیچ به مرور باز می شود. راننده وارد پیچ شده و آنرا با زاویه تندی طی می نماید زیرا می داند که هنگامی که وی بخواهد به سمت برون برود، پیچ نیز به سمت بیرون منحرف می گردد. در اینجا مسئله پیدا کردن نقطه مناسب بین نقطه ورود و خروج نسبت به شعاع فزاینده پیچ است. مرحله نهائی پیچ را می تواند مثل یک خط مستقیم قلمداد نموده و شتابگیری را آغاز نموده</tarlogendprepost></span><div><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><b>پیچ جمع شونده ( شعاع رو به کاهش )</b></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">در این حالت بهتر است در هنگام ورود خودرو در بیرون پیچ قرار گرفته و دیرتر به نقطه تغییر جهت پیچ نزدیک شویم. اگر قبل از پیچ خط مستقیم طولانی وجود داشته باشد می تواند نقطه ورود و ترمز گیری را برای حداکثر استفاده از چند متر آخری را که خودرو با نهایت سرعت خود طی می نماید به تعویق اندازد که مزایای آن از مقداری سرعت بیشتر در پیچ که در این روش از دست می رود به مراتب بیشتر خواهد بود. برای تکمیل بحث راجع به مسیر مسابقه ما به حالتی که درآن چندین پیچ متوالی بدون آنکه خط مستقیمی، بین آنها قرار داشته باشد خواهیم پرداخت. دراین حالت فرضیه هایی را که در بخشهای قبل به آنها پرداختیم کاملاً معتبرخواهند بود، ولی باید اصل جدیدی را بکار گیریم. پیچ آخر همیشه در اولویت قرار دارد. در این حالت شما باید پیچ اولی را بنفع پیچ دوم قربانی نمایید. زیرا همانطور ک قبلاً دیده ایم نفع با مرز بستگی به خروج از پیچ و طول مسیر مستقیم پس از آن دارد .</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">بعنوان مثال در مورد یک پیچ نوع Chicane که مسیر مستقیم و طولانی پس از آن قرار گرفته لازم است که بخش اول را برای کسب وضعیت بهتر در ورود به بخش دوم و بخش پایانی پیچ قربانی نماییم. بدین ترتیب با چیزی را در بخش اول از دست خواهیم داد تا بتوانیم نیمه دوم را با سرعت بیشتر آغاز کنیم و این همان چیزی است که باید به آن بها داده شود.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">در حالت عکس و هنگامی که قبل از یک یا دو پیچ، مسیر مستقیمی را داشته باشد نمی توانیم پیچ اول را به نفع پیچ های بعد قربانی کنیم، زیرا به علت سرعت زیاد، زمان از دست رفته بیش از حد خواهد بود. بدین ترتیب شما باید تا حد ممکن دیرتر ترمز نموده و پیچ اول را با مسیر حداکثر شعاع ثابت طی کنید و این موضوع را که زمان از دست رفته در پایان مسیر مستقیم کمتر از طول مدت زمانی خواهد بود که با سریع طی نمودن پیچ اول بدست خواهید آورد.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">در هنگام طی نمودن این Chicane راننده باید مرحله ورود به پیچ را قربانی خروج سریع از آن بنماید. این نوع رانندگی بواسطه طول خطوط مستقیم که قبل و بعد از Chicane وجود دارند و نه شکل پیچها مشخص می گردد. شکل زیر مثالی از مواردی است که خط مستقیم طولانی تر، دقیقاً پس از Chicane قرار دارد.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">در این حالت ها پیچ نوه Chicane را می بینیم که پس از یک خط مستقیم و طولانی قرار گرفته است. در این حالت راننده باید بخش دوم Chicane را قربانی کند تا بتواند برداشتن یا از روی پدال گاز و ترمزگیری را تا حد امکان به تعویق انداخته و خط صاف را طولانی بنماید. بدین ترتیب وی در فاصله بیش از حد نزدیک به Kerb داخلی وارد پیچ چپ خواهد شد و در هنگام خروج باید قبل از آغاز شتابگیری منتظر بماند تا خودرو صاف شود.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><b>کنترل نمودن کارت در حدود فیزیکی آن</b></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">ما به بخش بعدی که کنترل نمودن کارت در حدود فیزیکی قابلیتهای آن است می پردازیم. راننده به دو طریق خودروی خود را کنترل می نماید که عبارتند از فرمان و پدالها، فرمان بخش جلوی خودرو و پدالها عقب خودرو را کنترل می نماید . برای آنکه بتوانیم دقیقاً بگوییم که راننده باید چگونه عمل کند پیچها را به دو گروه اصلی تقسیم می نماییم : پیچهای کند و پیچهای پرسرعت .</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><b>پیچهای کند :</b></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">در این نوع پیچ، بهتر است خودرویی داشته باشیم که در هنگام طی نمودن پیچها بیش فرمانی ( Over Steer ) داشته باشند. یعنی قسمت عقب آن بیش از قسمت جلوی آن دچار لغزش شود. این نوع خودرو بسیار چابک بوده و حول مرکز ثقل خود می چرخد و بدین ترتیب بسیار پر قابلیت می باشد. این نوع خودرو در واقع قادر است بیشتر از شعاع پیچ چرخیده و سریعتر به خروج آن برسد و در زمان صرفه جویی کند. هرچقدر پیچ کندتر باشد، دقت در تعبیه خودرو در مسیر صحیح باید بیشتر باشد.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">راننده باید در هنگام چرخاندن فرمان و هدایت خودرو به مسیر صحیح با حرکات سریع، قاطع و بدون زیاده روی عمل نماید. در صورت چرخاندن بیش از اندزه فرمان، تاثیر عکس آنچه که مد نظر بوده حاصل می گردد. پس راننده باید قبل ازگاز دادن منتظر بماند تا چرخها زودتر از موعد با زمین درگیر نشوند. شما این نوع پیچ را درحالتی که پدال گاز رها شده و حرکت چرخهای عقب تنها با ترمز موتور کند می شود، آغاز می نمایید در این حالت چرخها کمترین چسبندگی خود را دارند و خودرو در هنگام ورود به پیچ عکس العمل سریعتری دارد. سپس خودرو به مرور دچار پیش فرمانی میگردد تا جایی که راننده احسا س می کند که باید مجدداً کنترل خودرو را دست گیرد. ابتدا باید این عمل را با استفاده از پدال گاز آغاز کند .</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">اگر نیروی زیادی را در طی پیچ طولانی وارد کنید قادر خواهید شد که لغزش جانبی را به مدت طولانی تری ادامه دهید.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">اگر نیروی محدودی را وارد کرده و یا پیچ کوتاه باشد، قادر خواهید شد که لغزش جانبی را متعادل و یا متوقف ساخته و بدین ترتیب چسبندگی چرخهای عقب را مجدداً برقرار سازید.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">در عین حال باید چرخهای جلو را نیز استفاده کنید. اگر اقدام فوق الذکر کافی نبود باید فرمان را تا انتها در جهت مخالف بچرخانید تا بدین ترتیب تعادل برقرارشده و کنترل را مجدداً بدست آورید. فرمان دادن در جهت مخالف نیازمند عکس العمل بسیار سریع و دقیق می باشد.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">ممکن است شما فرمان را بیش از حد بازی دهید و قبل از صاف نمودن مجدد چرخهای جلو بیش از حد منتظر بمانید. این یک اشتباه رایج در بین تازه کاران است که باعث انحراف خودرو به سمت دیگر پیست و پیش فرمانی در جهت دیگر می گردد.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">کنترل انحراف به سمت مخالف سخت تر است زیرا چرخهای جلو بطور ناگهانی در وضعیت قفل کامل در جهت خلاف قرار میگیرد.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">بدین ترتیب صاف نمودن چرخهای جلو به محض اصلاح پیش فرمانی ضروری است لازم به یادآوری است که پیش فرمانی زیاد نیازمند اصلاح فرمان به میزان دو برابر می باشد و کنترل کامل هنگامی برقرار می شود که خودرو به وضعیت ثبات کامل پس از قرار گرفتن در خط صاف، دست یابد.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><b>پیچهای پرسرعت :</b></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">با توجه به آنچه گفته شد، در این حالت وضعیت کاملاً عکس برقرار میگردد به هر دلیل ضروری است که خودرو دچار پیش فرمانی نگردد:</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">اصلاح لغزش جانبی بسیار سخت است</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">اگر سرعت شما بیش از حد کم شود، زمان زیادی را از دست می دهید.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">پیش فرمانی که در سرعتهای کم بسیار مفید است، در پیچهای پر سرعت گران تمام می شود، خودرویی که به حدود خود از لحاظ چسبندگی رسیده است بهتر است که در چنین حالتی کمی کم فرمانی داشته باشد.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">هر چقدر سرعت شما در هنگام ورود به پیچ بیشتر باشد لازم است فرمان را نرم تر بچرخانید، راننده باید مسیر مسابقه ای را دنبال نموده و به مرور قدرت را اعمال کند و سعی کند در طول پیچ، مسیر بدون عیب و نقصی را طی کند. برای حفظ تعادل خودرو نباید هنگامی که وارد پیچ می شوید چرخهای عقب در حال کاهش سرعت نباشد. پس از ترمزگیری در خط مستقیم قبل از پیچ باید چند متر قبل از ورود به پیچ مجدداً بر پدال گاز فشار وارد کنید. در این صورت چرخهای عقب مجدداً چسبندگی خودرو را باز می یابند و خودرو به زمین چسبانده می شود، پس از این مرحله چرخهای جلو تا حدی چسبندگی خود را از دست می دهند. کم فرمانی جزیی ایجاد شده باعث ثبات یافتن خودرو در پیچهای پر سرعت می شود و از آنجائیکه چرخهای جلو نیروی Drift ایجاد نمی کنند، عملاٌ زمان از دست نمی رود. اگر کم فرمانی بیش از حد باشد، می توان آنرا با فشار بر پدال گاز رفع کرد. کم کردن جزیی فشار بر پدال گاز باعث کاهش کم فرمانی می شود در حالی که کاهش ناگهانی فشار بر پدال گاز چسبندگی چرخهای عقب را آناً کاهش داده و بر چسبندگی چرخهای جلو می افزاید. کاهش طولانی مدت فشار بر پدال گاز باعث بی ثباتی میگردد و خودرویی که تا چند لحظه قبل ممکن است بطور ناگهانی گرفتار پیش فرمانی شود.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">در کل پیش فرمانی در پیچهای بسته می تواند با فرمان کنترل شود در حالی که کم فرمانی در پیچهای پر سرعت را باید با پدال گاز کنترل کرد.</span></div><div><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span></div><div><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span></div> Tue, 22 Oct 2013 05:27:56 UTC http://varzesh.tarlog.com/comments/1195/ جامعترین مقاله دوپینگ در ورزش http://varzesh.tarlog.com/post/1192/ <span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><font size="3"><font color="#0000cd"><b>دوپینگ در ورزش&nbsp;</b></font></font><br><br><br><b>تعريف دوپینگ :</b><br>طبق تعريف کميسيون پزشکی کميته بين المللی المپيک دوپينگ عبارتست از تجويز يا مصرف يک ماده خارجی-يا ماده درون زای بدن،با مقادير غير عادی و يا راه استعمال غير طبيعی توسط شخص سالم با هدف افزايش کارآيی ورزشی.<br>دوپينگ به معنای استفاده از مواد متعلق به گروه داروهای ممنوع،محدود شده و يا استفاده از روشهای گوناگون غيرمجازی ميباشد.به قول خوان آنتونيو سامارانش رئيس کميته بين المللی المپيک،دوپينگ نوعی تقلب است که از جنبه های مختلف منجر به انحطاط و مرگ ميشود:<br>مرگ فيزيولوژيک چرا که دستکاری غيرقانونی در فرايند طبيعی باعث تغييرات شديد و گاهاً برگشت ناپذيری در بدن ميشود.<br>مرگ جسمی نظير برخی موارد اسف بار مرگ ورزشکاراني که در سالهای اخير مشاهده شده است.انحطاط رواني و شخصيتی ناشی از رضايت شخص به تقلب،ناديده انگاشتن توانايی ها و ظرفيت های شخصی و بزرگ کردن ناتوانی ها و معايب.و بالاخره انحطاط اخلاقی به واسطه تعدی فرد از قوانينی که تمام جامعه بشری پابند آن هستند.<br>از سوی ديگر در سالهای اخيد پديده ای بنام«پارا دوپينگ» نيز پا به عرصه وجود نهاده است که عبارتست از دادن دارو به يک ورزشکار توسط حريف جهت کاهش کارآيی وی و يا بدنام کردن ورزشکار .و...<br><tarlogendprepost><br>دوپينگ در عصر جديد:در سالهای اخير همگام با پيشرفت دانش پزشکی و داروسازی در کنار استفاده صحيحی از کشفيات روزافزون اين علوم،متاسفانه عده ای با افراد سودجويانه استفاده نابجا از داروها را در جامعه اشاعه ميدهند.يکی از عرصه های اين سودجويی کاربرد غير از داروها در ورزش و ترويج آن بوده است که اهداف اقتصادی،اجتماعی و حتی سياسی در ورای اين موارد استفاده نابجا وجود دارد.موارد فراوان خلع مدال،عوارض زيانبار گسترده جسمی و روحی گزارش شده از ورزشکاران و بالاخره موارد مرگ و مير قابل توجه ناشی از ارتکاب دوپينگ،حاکی از گسترش تکان دهنده اين ضد ارزش در صحنه ورزش ميباشد.در سال۱۹۸۱ يک بررسی در بين دانش آموزان ورزشکار آمريکايی نشان داد که ۸۰ درصد افراد تحت مطالعه حداقل يک مورد سابقه استفاده از الکل،۲۰ درصد از آنها سابقه مصرف ماری جوانا و ۲ درصد از اين افراد تجربه مصرف استروئيدهای آنابوليزان را داشته اند.در يک بررسی ديگر بر روی رشته های ديگر ورزشی کمترين ميزان کاربرد داروها در رشته هاکی روی چمن و بيشترين ميزان کاربرد در رشته های وزنه برداری و دوميدانی ثبت شده است.در حال حاضر تمامی سازمانهای اجرايی ورزش و در راس آنها کميسيون پزشکی کميته بين المللی المپيک که از سال ۱۹۷۶ فعاليت رسمی خود را شروع کرده مسئولیت مبارزه با دوپينگ را در سراسر جهان برعهده دارند.اين سازمانها تدوين و انتشار فهرست هايی همراه با تجديد نظر مداوم را در برنامه کار خود قرار داده اند و به انتشار اين فهرستها همراه با انتشارات آموزشی ديگر و نيز انجام آزمايشات دارويی روی نمونه های گرفته شده از ورزشکاران نسبت به ريشه کنی دوپينگ اقدام مينمايند.<br><b><br>تاريخچه دوپينگ</b><br>دوپينگ از واژه های هلندی به معنی آيين غسل تعميد مسيحی گرفته شده است.قدمت doop دوپينگ در ورزش به دو هزار سال قبل از ميلاد برميگردد،جايی که هومر در نوشته های خود به مصرف قارچهای غنی از پروتئين توسط گروهی از ورزشکاران يونان باستان اشاره نموده است.و يا به روايتي ديگر واژه دوپينگ از زبان آفريقای جنوبی مشتق شده است.اشاره به يک نوشيدنی الکلی باستانی دارد که به عنوان محرک در مراسم رقص استفاده می گرديد.بتدريج اين واژه استقاده گسترده تری کرد و در ورزش امروز به معضلی تبديل شده است.اين واژه در دنيای امروز به معنای استفاده ورزشکار از مواد يا روش هايی است که به قصد افزايش کارآيی در ورزش انجام می شود.برخی ورزشکاران از حدود ۴۰ سال پيش از هورمونهای جنسی مردانه و مشتقات آنها براي نيروزايی استفاده ميکرده اند که امروزه بسياری دچار عوارض آنها از جمله سرطان کبد شده اند.اخيراً داروهای جديدتری مورد استفاده برخی ورزشکاران قرار ميگيرد که هنوز حتی اثر بخشی آنها در افزايش نيروی جسمی مورد مطالعه علمی دقيق قرار نگرفته است و عوارض بسياری از آنها هنوز ناشناخته اند.به همين دليل برای حفظ سلامت جسمی ورزشکاران و پيشگيری از عوارضی که آنان ناآگاهانه دچار ميشوند،کميته بين المللی المپيک استفاده بسياری از آنها را ممنوع کرده است و آزمايشات متعددی برای اطمينان از اين امر برروی ورزشکاران رقابتهای رسمی انجام ميدهد.<br>کاربرد واژه دوپينگ کمتر از صد سال قدمت دارد.نخستين مورد مرگ بر اثر مصرف دارو در سال ۱۸۸۶ ميلادی در يک مسابقه محلی دوچرخه سواری اتفاق افتاد.در سال ۱۹۱۰ ميلادی دوپينگ برای اولين بار جنبه رسمی و قانونی پيدا کرد بطوریکه در اين سال،در يک مسابقه اسب سواری،اسبهای مسابقه از نظر مصرف مواد نيروزا مورد آزمایش قرار گرفتند.در المپيک ۱۹۵۴ گزارشاتی مبنی بر استفاده از دارو توسط ورزشکاران شوروی سابق انتشار يافت.مرگ کورت انمار جانسون دوچرخه سوار دانمارکی در سال ۱۹۶۰ رم خبری تکان دهنده برای جهان ورزش بود.تا اينکه اولين آزمايشات دارويی در المپيک به سال ۱۹۶۸ در المپيک زمستانی فرانسه به عمل آمد.<br><br><b>رخدادهای مهم در تاريخ دوپينگ:</b><br>اولين مورد مرگ ورزشکاران در سال۱۸۸۶ رخ داد که يک دوچرخه سوار به نام لينتون در اثر استفاده بيش از حد داروی تری متيل درگذشت.<br>در مسابقات المپيک يک دونده ماراتن به نام توماس هيکس در اثر مصرف برندی و استريکلين در شرف مرگ قرار گرفت.<br>دهه ۱۹۵۰-روس ها از هورمون های مردانه برای افزايش قدرت و نيرو استفاده نمود و آمريکايی ها نيز استروييدها را به اين منظور استفاده نمودند.<br>۱۹۶۰-دوچرخه سوار دانمارکی در المپيک رم به علت مصرف بيش از حد آمفتامين ها فوت کرد.<br>۱۹۶۴-افزايش قابل توجهی در ظاهر عضلان ورزشکاران در المپيک ديده شد که شک در مصرف داروها را برانگيخت.<br>۱۹۶۷-کميته بين المللی المپيک بعد از مرگ تامی سيمپسون به علت مصرف غير از آمفتامين ها واکنش نشان داد.<br>۱۹۶۸-اين کميته با تعريفی از دوپينگ ليست داروهای غيرمجاز را ارايه داد و بدين ترتيب انجام آزمايش در بازيهای المپيک شروع شد.<br>۱۹۸۸-در المپيک سئول،تست بن جانسون از نظر مصرف استروئيد های آنابوليزان خلع و از ورزش محروم گردید. همچنين دو وزنه بردار بلغاری که به مقام نخست المپيک دست يافته بودند به علت دوپينگ محروم شدند.<br>۱۹۹۴-ديه گو مارادونا فوق ستاره فوتبال آرژانتين در مسابقات جام جهانی ۱۹۹۴ آمريکا به علت مصرف داروهای محرک از همراهی با تيمش محروم گرديد و بدين ترتيب آرژانتين بدون مارادونا از آن دوره مسابقات حذف گرديد.<br>۲۰۰۰-برای مبارزه هر چه شديدتر با اين پديده شوم،کميته مبارزه با دوپينگ تشکيل شده و آماده برخورد جدی با متخلفين در مسابقات المپيک ۲۰۰۰ سيدنی می باشد.<br>دوپینگ می تواند باعث مرگ شود<br>دو پینگ (Doping) در ورزش، به استفاده از مواد و داروهایی گفته می شود که این داروها نیرو و کارایی انسان را تا حد بالایی افزایش می دهد، و مصرف آنها توسط سازمانهای مجری و ناظر رقابتهای ورزشی ممنوع شده است.<br>البته این تعریف مشخص میکند که مصرف تمام مواد نیرو دهنده نمی تواند جزو مصارف دوپینگی به حساب رود، عموما” داروها ومواد دوپینگی، مواردی هستند که سازمانهای اجرا کننده رقابتهای ورزشی مصرف آنها را ممنوع کرده است. پس بدین صورت مصرف مواد و دارهای نیروزای غیرمجاز را می توان دوپینگ نامید.<br><br><b>کاربرد غير مجاز داروها در جوانان:</b><br>دوران جوانی:مرحله قدرت و آسيب پذيری زياد شناخته شده است.طغيان احساسات جوانی و طلب شهرت و مقام ميتواند جوانان ورزشکار را در برخی از موارد تشويق به کاربرد غير مجاز دارو نمايد.در نتيجه يک مطالعه بر روی جوامع غربی،داروها و موارد کاربرد غيرمجاز،برحسب ميزان مصرف آنها به ترتيب الکل،ماری جوآنا،دخانيات،آمفتامين ها،داروهای توهم زا و کوکائين،ويتامين ها و بالاخره استروئيدهای آنابوليزان گزارش شده اند.<br>به دليل حساسيت سنی ويژه،ايجاد مقاومت درونی در جوانان از طريق ارائه آموزشهای مفيد در خصوص داروها و عوارض مخاطره آميز آنها،بهتر از منع مستقيم و اعمال مجازاتهای شديد است،گرچه اتخاذ شيوه های قانونی نيز در جای خود در مورد افراد ضرورت دارد</tarlogendprepost></span><div><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><b>انواع دوپینگ</b></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">رایج ترین مصرف مواد و داروهای دوپینگی از طریق خوردن، نوشیدن یا تزریق این نوع داروها است. که به این نوع مصرف، نوع خوراکی، مصرفی یا تزرقی گفته می شود.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">اما نوع دیگر آن، دوپینگ خونی است. در این نوع دوپینگ، خون شخصی به شخصی دیگر (با گروه خونی یکسان) و یا خون همان شخص به خودش (بعد از یک دوره ذخیره) از طریق رگ تزریق می گردد. این کار باعث می شود تا توانایی انتقال اکسیژن در خون شخص تزریقی بالا رود تا بنابراین استقامت آن شخص نیز افزایش یابد.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">دوپینگ خونی معمولا” برای ورزشهای استقامتی مثل دو میدانی/ماراتون، دوچرخه سواری و اسکی کارایی دارد.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><b>دوپينگ خوني:</b></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">تزريق خون به يک فرد با سطح طبيعی گلبول قرمز در جهت افزايش هموگلوبين را دوپينگ خونی می گويند.هدف از اين کار افزايش توانايی حمل اکسيژن در خون و بنابراين افزايش قدرت استقامتی آن شخص ميشود.انتقال خون ميتواند از يک دهنده با گروه خونی مشابه و سازگار (انتقال همسان)انجام شود و يا تزريق مجدد خون فرد به خودش بعد از يک دوره ذخيره صورت گيرد(انتقال از خود)بدين ترتيب افزايش ناکهانی توده گلبولهای قرمز با انتقال گلبولها به فرد موجب افزايش توان هوازی حداکثر و آمادگی جسمانی هوازی مي گردد.با توجه به اينکه دوپينگ خونی مقاومت را افزايش می دهد استفاده از آن در ورزشهای استقامتی مثل اسکی،دو ماراتن و دوچرخه سواری گزارش شده است.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">تست دوپینگ تاریخچه دوپینگ</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">کلمه دوپینگ (Doping) اصلا” واژه ای از که از آفریقای جنوبی آمده است. در آفریقای جنوبی مشروبی الکلی با قدمت زیاد وجود دارد که بنام دوپینگ شناخته می شود. بومی های منطقه آفریفای جنوبی معمولا” از این مشروب استفاده می کنند تا بتوانند با استقامت و نیروی زیاد در مراسمهای محلی خود برقصند.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">امروزه واژه دوپینگ به استفاده یکی از روشهای آن توسط ورزشکاران تلقی می گردد.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">اولین استفاده مدرن دوپینگ را می توان به سال ۱۸۶۵ نسبت داد. جایی که شناگران هلندی برای شرکت در رقابتهای جهانی دوپینگ کردند. در رقابتهای المپیک ۱۹۰۴ نیز توماس هیکز (Thomas Hicks) دوپینگ کرد و توانست برنده مدال طلای دوی ماراتون شود.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">به یکی از مشهورترین مصارف دوپینگ می توان به بن جانسون (Ben Johnson) کانادایی در المپیک ۱۹۸۸ اشاره کرد. او که موفق شده بود در دوی ۱۰۰ متر رکورد باورنکردنیی از خود بجای بگذارد و مدال المپیک را از آن خود کند، بعد از رقابتهای المپیک در آزمایش دوپینگ رد شد و معلوم شد که او دوپینگ کرده بود.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><b>شناخت انواع داروهای دوپینگ :</b></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><b>داروهای محرکهای سیستم اعصاب مرکزی:</b></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">این داروها در درمان جهت افزایش هوشیاری،رفع خستگی،کاهش اشتها،درمان برخی اختلالات خواب آلودگی و نیز در فزون فعالیتی کودکان بکار میروند.داروهایی از این دسته که در ورزش مورد استفاده نابجا قرار میگیرند،شامل کوکائین،آمفتامین،کافئین و پروپانول آمین هستند.طبق بررسی های بعمل آمده بیش از میلیونها نفر از جوانان کوکائین مصرف میکنند.محرکهای سیستم اعصاب مرکزی توسط ورزشکاران برای افزایش میزان انرژی،دقت و تمرکز حواس،تحریک رفتاری و بالابردن سطح هوشیاری استفاده میشوند.این داروها در حدود ۲۰ درصد از مجموع سوءاستفاده های دارویی را بخود اختصاص میدهند.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">کوکائین برای اولین بار توسط فروید جهت درمان دسته ای از اختلالات عصبی بکار رفت،اما بدلیل بروز عوارض جانبی خطرناک و کشف داروهای جدیدتر با خصوصیات برتر،بزودی کنار گذاشته شد.کوکائین ابتدا ایجاد حالت سرخوشی و نشئه و پس از آن حالت ناامیدی مینماید.سرعت انعکاسهای محیطی فرد در پاسخ به دارو بالا رفته ولی در کنار آن،فشار خون و تعدادضربان قلب نیز بطور قابل توجهی افزایش می یابد.از عوارض جانبی کوکائین میتوان به کاهش هماهنگی حرکات،هیجان،بی خوابی،بی قراری،اضطراب،جنون،سکته های قلبی و نارسایی احتقانی قلب اشاره کرد.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">به عنوان نمونه مرگ لین بیاس ستاره بسکتبال دانشگاه مریلند آمریکا و دان راجرز فوتبالیست آمریکایی در سال۱۹۸۶ بر اثر اسید وزلاکتیک ناشی از مصرف کوکائین بوده است.آمفتامینها گروه دیگری از این دسته داروها هستند.سرآغاز دوپینگ در وزرشهای نوین با این داروها بوده است.این داروها توسط ورزشکاران جهت کاهش احساس خستگی،افزایش انعکاسهای محیطی و تمرکز حواس،حالت تهاجمی و بالاخره کاهش وزن استفاده میشوند.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">بدلیل عدم احساس خستگی توسط ورزشکاران این خطر وجود دارد که این افراد ساعت های متمادی به فعالیت بدنی ادامه داده و عوارض جبران ناپذیری به بدن آنان وارد آید.عوارض قلبی و عروقی،اختلالات انعقاد خون،خشونت و بی رحمی، اعتیاد، تحریک عصبی و گرمازدگی از اثرات ناخواسته این داروها هستند. مرگ کورت انمار جانسون دوچرخه سوار دانمارکی در المپیک ۱۹۶۰ رم در اثر مصرف آمفتامین بوده است.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">فتیل پروپانوئل آمین،محرک دیگر سیستم عصبی مرکزی است که در فرمولهای ضدسرما خوردگی جهت رفع احتقان و آبریزش دستگاه تنفسی فوقانی استفاده میشود.این دارو بدلیل،بروز اثرات سمی در مقادیر مصرف بالا کمتر توسط ورزشکاران استفاده شده است.از عوارض جانبی این دارو میتوان به افزایش فشار خون،حملات صرعی،آریتمی قلبی و حتی افزایش احتمال سکته قلبی اشاره کرد.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">داروی دیگر محرک سیستم اعصاب مرکزی،کافئین است.کافئین ماده ای از گروه متیل گزانتین ها میباشد که در چای و قهوه بفراوانی وجود دارد.این دارو،علاوه بر خصوصیات کلی تحریک سیستم اعصاب مرکزی بدلیل افزایش مصرف اسیدهای چرب،میتواند انرژی زا هم باشد.کافئین در ترکیب برخی از داروهای مسکن و ضد سرماخوردگی وجود دارد.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">در ورزشهای استقامتی،برخی از ورزشکاران از این دارو استفاده میکنند.از عوارض ناخواسته این دارو علاوه بر عوارض کلی،خاصیت مددی،آریتمی قلبی،عدم هماهنگی اعمال دقیق و برهم زدن وضعیت خواب و بیداری را میتوان نام برد.بدلیل وجود کافئین در ترکیب نوشیدنیها معمولی غلظت مجازی معدل۱۲ میکروگرم بر میلی لیتر از این دارو در ادرار تعیین شده است که بالاتر از آن دوپینگ محسوب میشود.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><b>داروهای مدر:</b></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">این داروها شامل دسته گسترده ای از ترکیبات شیمیایی با اثر مشترک افزایش میزان دفع ادرار میباشد.داروهای مدر در مواردی نظیر گلوکوم،قلیایی کردن ادرار،آلکالوزمتابولیک،کوه گرفتکی حاد،ادم حاد ریوی،افزایش کلسیم خون،مسمومیت با یونهای مختلف،نارسایی حاد کلیوی،افزایش اسید اوریک خون،فشار خون بالا،نارسایی احتقانی قلبی و دیابت بی مزه کاربرد درمانی دارند.مصرف نابجای داروهای مدر در ورزش بدلیل اثر کاهش وزن ناشی از آنهاست که در رشته هایی نظیر کشتی،وزنه برداری،بوکس،ورزشهای رزمی و قایق رانی مطلوبست به علاوه این داروها برای رقیق کردن ادرار و فرار از نتیجه آزمایشات مثبت سایر داروهای مورد استفاده در دوپینگ بکار میروند.از عوارض ناخواسته این داروها،بهم خوردن تعادل آب و الکترولیتهای بدن(که برای حفظ حیات بسیار ضروری است)و مخاطرات قلبی-عروقی،عصبی و متابولیک ناشی از آن قابل ذکر است.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><b>استروئیدهای آنابولیزان:</b></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">استروئیدهای آنابولیزان،مشتقات هورمونهای مردانه یا تستوسترون میباشد که در مقایسه با خود تستوسترون(هورمون مردساز)دارای اثرات آنابولیک بیشتر و اثرات مردانه(آندروژنیک)کمتر هستند.مصارف درمانی این گروه دارویی،شامل اختلالات عملکرد غدد جنسی مردانه،کم خونی،سرطان پستان(به عنوان داروی کمکی)آنژیوادم ارثی و آندومتریوز(بیماری زنان)، تاخیر در رشد استئوپروز(پوکی استخوان)، سوختگی و جراحی میباشد.برای درمان کوتاه مدت از انواع خوراکی نظیر متیل تستوسترون و جهت درمان بلند مدت از انواع تزریقی مانند ناندرولون استفاده میشود.نخستین گزارشات حاکی از کاربرد نابجای این داروها در ورزش به سال۱۹۵۰ مربوط میشود تا جایی که گروهی از وزنه برداران و بدنسازان مرتکب دوپینگ با این داروها شده بودند.پس از آن درخشش وزنه برداران روسی را در المپیک ۱۹۶۰ به مصرف داروهایی از این دسته نسبت دادند. استروئیدهای آنابولیزان در سال ۱۹۷۴ به فهرست داروهای ممنوعه اضافه شدند.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">بدلیل احتمال مصرف نابجای هورمون تستوسترون توسط ورزشکاران برای فرار از نتایج آزمایش مثبت در سال۱۶۸۴ نسبت غلظت ادراری تستوسترون به ابی تستوسترون معادل۶ به۱ بعنوان حد مجاز شناخته شد و بالاتر از آن،نشانگر مصرف تستوسترون خارجی قلمداد گردید.(زیرا این ترکیب در بدن یک فرد عادی وجود دارد)خلع مدال طلای بن جانسون دونده کانادایی در المپیک۱۹۸۸ سئول به دلیل مصرف نابجای داروی استانوزولول و ده ها مورد دیگر از این دست نشانگر وسعت مصرف این داروها در ورزش امروز میباشد.این داروها توسط ورزشکاران جهت افزایش کارآیی ورزشی،حجم و قدرت عضلانی،ایجاد ظاهری درشت و خشن نما و بالاخره افزایش حالت تهاجمی و کاهش احساس خستگی استفاده میشوند.بیشترین میزان مصرف این داروها در رشته های بدنسازی،دومیدانی،کشتی،وزن ه برداری و فوتبال گزارش شده است.اولین گروه از اثرات جانبی این داروها،عوارض مردانه(اندروژنی)ناشی از آنها است که شامل پیدایش و افزایش جوش صورت،طاسی،تحلیل رفتن شور جنسی،تحلیل بیضه ها،تحریک پذیری،حالت تهاجمی،ژنیکوماستی(بزرگ شدن پستانها) ایجاد صفات مردانه در زنان و بالاخره عقیمی میباشد.عوارض عضلانی اسکلتی این داروها شامل تسریع بسته شدن اپی فیز استخوان ها(خط رشد) در دوران نوجوانی و جوانی و بنابراین رکورد رشد،افزایش احتمال در رفتگی استخوان،عدم تناسب عضله با زردپی و بالاخره تخریب مفاصل میباشد.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">استروئیدهای آنابولیزان پس از بسته شدن اپی فیز تاثیری بر روی رشد استخوان ها ندارند.عوارض کبدی استروئیدهای آنابولیزان گسترده بوده و در زمره عوارض بلند مدت و خطرناک این داروها میباشد.این عوارض در هنگام مصرف انواع خوراکی داروها بیشتر دیده میشوند و امروزه بدلیل روی آوردن ورزشکاران به این نوع از داروها به لحاظ دفع سریعتر آنها نسبت به انواع تزریقی،متاسفانه مبزان مصرف نوع خوراکی بالا رفته است.اثر بر روی متابولیسم (سوخت و ساز)کبدی داروها و استروئیدهای درون زا،احتباس صفرا و یرقان انسدادی،نارسایی کبدی،تخریب بافت کبد و بالاخره سرطان های خوش خیم و بدخیم از جمله عوارض کبدی این داروها هستند که زمان بروز آنهاحتی تا۲۲ سال بعد از مصرف دارو نیز گزارش شده است.دسته بندی عوارض جانبی داروهای آنابولیزان،بر روی کلیه و پروستات ایجاد میشوند که مهم ترین آنها بزرگ شدن پروستات و سرطان پروستات و سرطان کلیه هستند.از جمله مهم ترین عوارض قلبی-عروقی و خونی استروئیدهای آنابولیزان که به فراوانی مشاهده میشوند و بدین ترتیب افزایش احتمال بروز سکته قلبی(انفارکتوس میوکارد) و سکته مغزی،افزایش میزان انعقاد خون و افزایش تعداد سلولهای خون (پنی سیتمی) قابل ذکر هستند.علاوه بر اثرات جسمانی فوق الذکر،دسته ای از اثرات روحی-روانی نظیر افسردگی،هیجان،جنون و بالاخره اعتیاد نیز در اثر مصرف این داروها ایجاد می شوند.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><b>دلايل منع دوپينگ :</b></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">دوپينگ خود به دلايل اساسی زير ممنوع شناخته شده است:</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">دلايل فيزيکی:</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">کاربرد داروها طيفی از اثرات جانبی ناخواسته و زيانبار را برای بدن فرد بر جای می گذاردکه می توانند در پاره ای از موارد برگشت ناپذير باشد و از اين رو،صدمات جبران ناپذيری را بر روی سلامتی ورزشکار وارد نمايند.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">دلايل اخلاقی:</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">دوپينگ با اهداف عاليه ورزش که سالم سازی جسم و روح ميباشد منافات دارد.از طرف ديگر اين پديده زمينه ای برای کشانده شدن چوانان ورزشکار بسوی بلای خانمانسوز اعتياد را فراهم می آورد.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">دلايل قانونی:</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">&nbsp;</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">دوپينگ به دليل ايجاد برتری غير منصفانه در صحنه ورزش،بر خلاف مقررات جاری سازمانهای اجرايی ورزش می باشد و ارتکاب آن جرم شناخته ميشود.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><b>مرگ و دوپینگ</b></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">بالا بردن نیرو و استفامت بدن به حد غیر هادی می تواند حتی شرایط حیاتی بدن را تا حد مرگ تهدید کند.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">در سال ۱۸۸۶ یک دوچرخه سوار به علت مصرف داروی دوپینگی جان خود را از دست داد. نمونه های دیگری نیز از موارد مرگی نیز حتی تا سالهای گذشته در کشورهای مختلف دیده شده است.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">ورزشکاری که دوپینگ می کند در حقیقت خود را در ریسک حیاتی قرار می دهد.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">در مقاله بعدی توضیحات بیشتری درمورد دوپینگ و عوارض آن ارایه خواهد شد.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><b>قوانين جاری در رابطه با دوپینگ :</b></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">همچنين که در بخشهای پيشين ذکر شد اتکا به مقررات و اعمال مجازاتهای شديد برای مرتکبين دوپينگ،در کنار برنامه های مدون آموزشی و پرورشی فکری جوانان ورزشکار برای مبارزه با اين ضد ارزش ضروری ميباشد.سازمانهايی نظير کميسيون پزشکی کميته بين المللی المپيک،کميته المپيک ايالات متحده و ساير سازمانهای اجرايی و بين المللی،همگی با محکوم نمودن دوپينگ در ورزش،مقررات خاصی را در مسابقات تحت پوشش خود به مرحله اجرا گذاشته اندو در قالب اين مقررات مجازاتهای ويژه ای را نيز جهت مرتکبين دوپينگ پيش بينی کرده اند.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">با تمايز بين استفاده آگاهانه و عمدی از يک سوء مصرف غيرآگاهانه در قالب فرمولهای دارويی درمانی(نظير وجود داروهای ممنوعه در فرمولهای ضد سرماخوردگی يا ضد اسهال)مجازاتهای خود را چنين اعلام نموده است:</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><b>دوپينگ آگاهانه</b></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">سه سال محروميت از شرکت در مسابقات رسمی برای اولين مورد تخلف.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">محروميت مادام العمر از شرکت در مسابقات رسمی برای دومين مورد تخلف.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><b>دوپينگ غير آگاهانه</b></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">سه ماه محروميت از شرکت در مسابقات رسمی برای اولين مورد تخلف.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">دو سال محروميت از شرکت در مسابقات رسمی برای دومين مورد تخلف.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">لازم به ذکر است که در تمامی موارد فوق الذکر،اگر فرد خاصی موفق به دريافت مدال شده باشد مدال وی باز پس گرفته ميشود.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">روش انتخاب ورزشكاران براي آزمايش دوپينگ:</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">روش انتخاب ورزشکاران برای انجام آزمايش،مطابق با قوانين جاری کنترل دوپينگ در هر رويداد ورزشی است.در بازيهای المپيک،بطور معمول مقامهای اول تا چهارم در هر رشته،به علاوه يک يا چند نفر که به صورت اتفاقی انتخاب ميگردند،برای تست در نظر گرفته می شوند.دررشته های ورزشی رکوردی نظير دو وميدانی،وزنه برداری،شنا،نتيجه منفی آزمون برای ثبت رکورد ورزشکاران الزامی است.بنابراين در هر مکان و در هر زمانی اين احتمال وجود دارد که هر ورزشکار برای آزمايش دوپينگ انتخاب شود.هر چند که در آن مسابقه موفقيتی کسب نکرده باشد.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><b><br>نمونه گيري براي آزمايش دوپينگ:</b></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">در موارد معمول،آزمايش دوپينگ بر روی نمونه ادراری انجام ميشود.درصورت مثبت شدن نمونه ادرار،برای تاييد نتيجه از تجزيه نمونه خون استفاده ميشود.در صورت شک به دوپينگ خونی و يا مصرف موادی که با آزمايش خون بهتر قابل شناسايی هستند نمونه خونی از فرد گرفته خواهد شد</span></div><div><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">امروزه در اکثر باشگاه های بدنسازی و پروش اندام داروهای نیروزا وحجم دهنده های زیادی موجود می باشد که در اختیار ورزشکاران قرار میگیرد و متاسفانه اغلب ورزشکاران نیز با توجه به عدم آگاهی نسبت به موادی که مصرف می کنند صرفا برای بزرگی عضله و زیبا تر شدن اندام خود این دارو های استروئدی و آنابولیک استفاده میکنند که متوجه عوارض بعدی آن نیستند .آیا تا به حال با خود فکر کرده اید که چه عواقبی در انتظار شماست ؟<br>یکی از پر خطر ترین داروها ، که مواد مخدر محسوب می شود و متاسفانه در بعضی از باشگاه ها به فروش می رسد داروی خانمان سوز نورجیزک می باشد .<br>بهتر است که در باره این دارو خود بخوانید :<br>نورجیزک نام ماده تزریقی است که در ایران به طور غیر قانونی و به عنوان جعلی داروی ترک اعتیاد و در شیشه های ویال عرضه می گردد.نورجیزک (Norgesic) اصلی که در کشورهای غربی مانند ایالات متحده آمریکا، کانادا و کشورهای اروپائی به عنوانی ترکیب شل کننده عضلانی با پایه فنادرین آسپیرین عرضه می گردد کاملا متفاوت بوده و نام نورجیزک نامی جعلی و غیر ژنریک برای ماده عرضه شده در ایران می باشد<br><br><b>ترکیب</b><br>ترکیبات شناخته شده نورجیزک عرضه شده در ایران شامل بوپرنورفین (شبیه مورفین) و کورتون می باشد.<br><br><b>خطرات</b><br>اعتیاد: به علت اثرات مخدر، تزریق بوپرنورفین اعتیاد آور می باشد.<br><br>اگرچه تجویز قرصهای زیر زبانی حاوی بوپرنورفین زیر نظر پزشک در برخی کشورها برای ترک اعتیاد صورت می گیرد اما قرصهای مذکور همیشه به همراه ترکیبی از نالوکسون تهیه می شوند که اثر مخدر بوپرنورفین را مهار نموده و تزریق آن به عنوان مخدر را بی اثر می سازد از آنجائیکه نالوکسون در نورجیزک پیدا نشده، نورجیزک نه در ترک اعتیاد موثر نیست بلکه خود اعتیاد آور می باشد و مصرف بیش از حد یا اوردوز آن مرگ آور است&nbsp;<br>اختلال سوخت و ساز بدن: هیدروکورتیزون ، کورتون یا هورمون کورتیزول مترشحه از غده فوق کلیوی می باشد دارای نقش متابولیکی حساس در بدن می باشد و ورود آن به سیستم داخلی بدن باعث به هم خوردن تعادل متالبولیزم قندها می شود، چنین اختلالی خود می تواند موجب چاقی کاذب و در کنار اختلالات کبدی و هورمونی منجر به مرگ شود.<br><br><b>عفونت:</b><br>عفونت ناشی از نورجیزک هم به دلیل سرکوب سیستم ایمنی بدن به دلیل اثرات هورمونی و مخدر، هچنین به دلیل آلودگی سرنگ ، عدم رعایت بهداشت در هنگام تزریق و استفاده از سرنگ مشترک توسط معتادان(امکان ایجاد هپاتیت و ایدز) و همچنین به علت شرایط غیر بهداشتی تهیه و ساخت خود ماده می باشد. باور بر این است این دارو در شرایط غیر بهداشتی و داخل ویالهای استفاده شده پر می شود. تزریق مستقیم عامل عفونت به داخل بدن می تواند موجب مرگ سریع گردد.<br>جديدترين و در عين حال خطرناك‌ترين نوع مواد مخدر شيميايي و تزريقي همين آمپول‌ها هستند كه نورجيزك آخرين و خطرناك‌ترين آنها است كه مي‌توان آن را مرگ بارترين ماده مخدر سال ناميد.<br>اين آمپولها در ابتدا به اشتباه توسط برخي معتادان به‌عنوان داروي ترك اعتياد مصرف مي‌شد و تركيب اصلي آنها داروي "بوپره نورفين" بود.<br><br><b>اما سایر دارو های نیرو زا :</b><br>چه طبقاتی از داروها جزو موارد دوپینگ محسوب میشوند؟<br>این داروها معمولاً در پنج گروه دارویی طبقه بندی می شوند:<br>الف)داروهای محرک سیستم عصبی مرکزی:از این رده میتوان آمفتامین،کوکائین،افدرین،پ سودو افدرین،فلیل پروپانولامین و ...را نام برد.<br>ب)داروهای مخدر:از این داروها میتوان از هروئین،مورفین،متادون و ... نام برد.<br>ج)استروئیدهای آنابولیک:داروهایی نظیر ناندرولون،تستوسترون،اکسی متولون،استانوزولول و ... در این گروه جای میگیرند.<br>د)داروهای ادرارآور:در این گروه میتوان از فوروسماید،تیازید،اسپیرونا لاکتون و ... نام برد.<br>ه)هورمونهای پپتیدی وگلیکوپروتئینی و آنالوگهای آنها:داروهایی مثل هورمون رشد اریتروپویتین و ... در این دسته جای میگیرند.<br>با این حال برخی از داروها نیز موجودند که مصرف آنها تا حد خاصی بلامانع است ولی استفاده بیش از حد مجاز آنها دوپینگ تلقی می شود.از این میان می توان از الکل،ماری جوآنا(حشیش)،داروهای بیحس کننده موضعی،کورتیکوستروئیدها و بتابلوکرها نام برد.<br><br><b>دوپينگ با داروهاي معمولي</b><br>آیا دوپینگ تنها از طریق تزریق داروهای پیچیده و یا کمیاب صورت می گیرد؟<br>خیر،بسیاری از داروها و فراوردههای ساده ای که حتی نیاز به نسخه پزشک ندارد(نظیر داروهای ضدسرفه،ضدسرماخوردگی و...)ممکن است حاوی موادی باشد تست دوپینگ را مثبت نماید.به همین جهت قبل از مصرف هر گونه داروو توسط ورزشکار باید با پزشک مشورت شود.<br><br><b>عوارض</b><br>از عواض جانبی استروئیدهای آنابولیک (نظیر تستوسترون،ناندرولون و ...)که گاهی توسط ورزشکاران مورد سوءاستفاده قرار میگیرد چه میدانید؟<br>این داروها دارای عوارض جانبی بسیاری هستند که برخی از آنها برگشت پذیر و بعضی دیگر غیرقابل برگشت می باشند از جمله میتوان موارد ذیل را نام برد<br>الف)عوارض قلبی و عروقی:احتباس آب و نمک،افزایش حجم خون،ازدیاد فشار خون،افزایش چربی های خون،بی نظمی ریتم قلب،تغییر ابعاد قلب،انفارکتوس فلبی و سکته مغزی<br>ب)عوارض کبدی:اختلال کبدی،اختلال در عملکرد کبدی،افزایش آنزیم های کبدی،یرقان و سرطان کبد.<br>ج)عوارض جانبی خاص مردان:کاهش تعداد اسپرم ها،تحلیل رفتن بیضه ها،عقیمی،بزرگ شدن پستان ها،احساس دفع فوری و مکرر ادرار،کاهش توانایی جنسی.<br>د) عوارض جانبی خاص زنان:اختلال در قاعدگی،هیرسوتیسم(رشد زیاد مو در نواحی غیر طبیعی مثلاً در صورت خانم ها)،تاسی،کلفت شدن صدا،تحلیل پستانها،سرکوب شیردهی،پوست چرب و آکنه.<br>ه)عوارض جانبی در پسران نابالغ:بسته شدن زودرس غضروف های رشد و توقف رشد قدی،رشد غیرطبیعی مو،تیرگی پوست<br>و)عوارض روانی:افسردگی،هیجان بیش از حد،پرخاشگری،بی ثباتی عاطفی،حالت تهاجمی و خشونت،بی خوابی،اضطراب،اختلالات شخصیت و وابستگی روانی به دارو.<br><br><b>دليل استفاده از داروهاي ادرار آور در ورزشكاران</b><br>به سه دلیل:نخست آنکه این داروها ممکن است در کاهش سریع وزن و رسیدن به رده وزنی مورد نظر موثر باشند،این امر به ویژه در رشته های ورزشی مانند کشتی،وزنه برداری،بوکس که در رده های وزنی خاصی انجام میگیرند،صدق میکند.<br>ثانیاً دیورتیکها ممکن ات برای رفع احتباس مایع ناشی از مصرف استروئیدهای آنابولیک بکار روند.این امر احتمالاً در ورزشکاران پرورش اندام که می خواهند هر چه بیشتر عضلانی بنظر برسند،سودمند است.<br>ثالثاً ورزشکاران ممکن است از دیورتیکها استفاده کنند تا میزان دفع ادرار را تغییر دهند و باعث تغییر غلظت داروهای غیرمجاز در ادرار شوند.بدین ترتیب ورزشکاری که برای آزمون دارویی انتخاب شده سعی میکند تا حجم ادرارش را بالا برده و داروهای دوپینگ یا متابونیتهای آنها را در ادرار رقیق نماید.<br>البته نشان داده شده است که این تقلب احتمالاً موثر نیست</span></div><div><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span></div> Tue, 22 Oct 2013 05:21:01 UTC http://varzesh.tarlog.com/comments/1192/ ورزش زورخانه ای http://varzesh.tarlog.com/post/1188/ <span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><font size="3"><font color="#0000cd"><b>ورزش زورخانه ای</b></font></font><br><br>زورخانه قديمی ترين ورزش ايرانی است که عمری 1000 ساله دارد. اين ورزش در زمان های گذشته به نام "زورخانون" معروف بوده است. در زمان گذشته ورزشکاران در حالی به اين ورزش روی آوردند که سخت گيرترين حکومت ها بر آنها سلطه می کردند، اما آنها با هدايت مرشد به تمرين می پرداختند. در زمان گذشته زورخانه جايي بود که ايرانيان برای نزديک شدن به خدا به آنجا می رفتند، اما امروز اين عقيده کمرنگ شده است و سوالات زيادی در اين زمينه مطرح است: چرا؟ توجه آن ها به خضوع و فروتنی کم شده است؟&nbsp;<br>اگر به کلمه "ورزش" توجه کنيد، می بينيد که اين عبارت، بيانگر عمل، قدرت و بيان احساسات است. انسان در موقعيت های مختلف می تواند بدود، بپرد، بازی کند و ... تا با اين حرکات احساس خوشی و ناراحتی خود را نشان بدهد. نتيجه اين عمل به وجود آمدن و گسترش ورزش بود.<br>به نظر من قرن بيست و يکم – قرنی که پيش رو است- نقطه به وجود آمدن تغييراتی در تاريخ تمدن بشريت خواهد بود. با شروع قرن بيست و يکم، آرامش انسان ها با گرسنگی و قحطی و آلودگی محيط زيست به خطر می افتد. از بين رفتن ارزش های اخلاقی باعث بروز مشکلات فراوانی می شود. بنابراين تمام سعی ما بايد براين باشد که امروز مشکلات خانواده ها و جوامع بشری را رفع کنيم. من معتقد هستم که روح متعالی ورزش و اعتقاد به آن که بالاتر از تمام اختلاف های مذهبی، عقيدتی و فرهنگی است می تواند يک جامعه سالم و روشن را پيش روی همه ما بگذارد.<br>و...<tarlogendprepost><br>اينک من قصد دارم در زمينه اين موضوع که زورخانه در قرون وسطی بوجود آمده و اينکه ورزش های آن برای سربازان بسيار مناسب بوده است، صحبت کنم. چنان که شنيده ام، زورخانه در بيشتر شهرهای ايران وجود دارد؛ البته نه با شکوه و اقتدار گذشته. زورخانه محلی است که ورزشکاران می توانند با قدرت بدنی خود کارهای حيرت آوری انجام دهند. آنها با "ميل"ها و "زنجير"های سنگين، همراه با ريتم خاصی که مرشد روی تنبک می نوازد و اشعار خاصی که می خواند، تمرين می کنند.&nbsp;<br>ايرانيان در رشته کشتی و وزنه برداری در سطح بسيار بالايي قرار دارند به طوری که يک بار در مسابقات المپيک در اين دو رشته 29 مدال کسب کردند. البته اين مسأله جای تعجب ندارد؛ چون من اطمينان دارم اين ورزش ها چنين نظم، قدرت و اجرای تأثيرگذار را از زورخانه –که ورزش سنتی ايرانيان است- کسب کرده اند. در اين ميان عواملی مانند: تماشاگران، هويت ملی، جنسيت، حکومت و جنگ نيز نقش مهمی را ايفا می کنند.<br>برطبق شواهد، اين نوع ورزشگاه های منحصر به فرد ايرانی که در هيچ کجای دنيا پيدا نمی شوند، در تاريخ گم شده اند. با استفاده از منابع ادبی می توان گفت که زورخانه در زمان حمله اعراب به ايران به وجود آمده اند؛ زمانی که از آن هم به عنوان ورزشگاه و هم محلی برای نشست های مخفيانه استفاده می شد. در آن زمان ايرانيان چگونگی استفاده از ادوات جنگی را آموزش می ديدند، چون اعراب برگزاری اين گونه جلسات را ممنوع کرده بودند. زورخانه جايگاه قدرت است. جايي است که پهلوانان مهارت های خود را در يک گود به نمايش می گذارند. در ورودی زورخانه از قّد يک آدم معمولی کوتاه تر است و وقتی کسی داخل می شود، بايد سر خود را خم کند. اين نشانه احترام و همچنين يکی از شيوه های حفاظت است؛ چرا که چنين درهايي در مدخل قلعه های قديمی وجود داشتند و برای حفاظت از جان پادشاه و خانواده سلطنتی ساخته شده بودند.<br>به هرحال اختلافات سياسی-اجتماعی، اين ورزش سنتی و قديمی ايران را تحت تأثير قرار داد؛ چرا که اين ورزش ارتباط مستقيمی با مذهب و شعائر دينی داشته، اما بعدها از عالم مذهب خارج شد تا با پذيرش قوانين بين المللی به عنوان ورزش مورد علاقه جوانان امروزی قرار بگيرد؛ چون جوانان هميشه پيشرو هستند.<br><b><br>تأثيرات سياسی - اجتماعی زورخانه</b><br>بايد توجه داشت که ايرانيان دوره باستان (زمانی که هنوز راديو و ساير رسانه های ارتباطی وجود نداشت) فقط از طريق نقل قول هايي که بر هويت ملی و اسلامی آن ها تاکيد داشت، با پهلوانان خود آشنا می شدند. مکان هايي که اين گردهمايي ها در آنجا انجام می شد – مانند قهوه خانه ها و زورخانه ها- به شرايط اجتماعی و سياسی آن روزها بستگی داشت. در زورخانه جسم و روح، هردو کامل می شوند.<br>در سال 1400 ميلادی، دو نوع زورخانه وجود داشت. نوع اول احساسات ملی ايرانيان را تقويت می کردند و از جانب پادشاهان ايران ازجمله کيخسرو، داريوش کبير و اردشير حمايت می شدند. در نوع دوم زورخانه ها، اتحاد شيعيان تقويت می شد. قوانين اخلاقی در اين نوع زورخانه برپايه ستايش حضرت محمد (ص)، حضرت علی (ع) و خاندانش استوار بود. در آن زمان شاهنامه فرهنگ پهلوانی را رواج می داد. اين ورزش باستانی باتوجه به موقعيت مذهبی-اجتماعی، سياسی-اجتماعی و اقتصادی-اجتماعی دوره خود گسترش می يافت. در اين دوره بود که تيپ ها و سمبل های مذهبی-ورزشی مثل: "داش"، "صوفی"، "قلندر"، و "عيار" شکل گرفتند. در اين ميان فقط "داش" ها متعلق به زورخانه بودند. آنها با هماهنگی مرشد، تمرينات پيشينيان اين رشته را انجام می دادند اما بقيه گروه ها به راه های ديگری رفتند.&nbsp;<br>پس از بررسی منابع ادبی دريافتم که در زورخانه ارزش های اخلاقی مانند صداقت، خضوع و فروتنی و فداکاری تقويت می شوند. در دوره باستان، پهلوانان حافظ ارزش های اخلاقی و معنوی بودند؛ چرا که اين ارزش ها در ورزش پهلوانی وجود دارد. زورخانه ها محلی برای تمرين های فيزيکی و تعليم و تربيت جنگجويانی بود که درمقابل دشمنان خارجی می جنگيدند. مانند هنرهای رزمی که در کره، ژاپن و چين وجود دارند. زورخانه می تواند با پرکردن ذهن کودکان ما از احساسات وطن دوستی تأثيرگذار باشد.<br>پس از حکومت اعراب بر ايرانيان، دين رسمی کشور، از زرتشت به اسلام تغيير کرد. در اين دوره به ورزش به عنوان يک فعاليت تفريحی-اجتماعی نگاه می شد. احساسات پهلوان ها قابل ستايش بود. آنها برای به دست آوردن مدال، جايزه و يا قدرت مبارزه نمی کردند. بلکه به دنبال عدالت و کمک به افراد محروم جامعه بودند. همان طور که در اعلاميه رزاز -پهلوان بزرگ- آمده است: "ما برای پول و جايزه و حتی برای عنوان کشتی نمی گيريم؛ بلکه برای سربلندی ايران و ملت آن کشتی می گيريم." اين جملات در قلب کشتی گيران ايرانی حک شده اند. اگرچه آن ها در دنيای ورزشی رقابتی و تجاری امروز زندگی می کنند، اما اعتقاد دارند که پهلوانان فناناپذيرند و هيچ گاه نمی ميرند؛ چراکه اين اعمال و رفتار آن ها بوده که آنان را به درجه پهلوانی رسانده است. با مشاهده احترام و ارزش زيادی که کشتی گيران بزرگ ايرانی مانند پهلوان رزاز و جهان پهلوان تختی در ميان مردم داشته اند، می توان متوجه اين ارزش ها شد.<br>همچنين در نشان حاج سيدحسن رزاز و سيد هاشم خاتم زاده حسينی جملات زير به چشم می خورند: " اگر به لطف حضرت علی (ع) در مسابقات پيروز شويم، به پول آن هيچ احتياجی نداريم و اين پول صرف تحقيق و توسعه فرهنگ ايرانی خواهد شد و يا جوايز نقدی را به مهمانانمان می دهيم که خرج خود کنند."<br><b><br>انگيزه</b><br>اگرچه زورخانه دارای تمام ويژگی های علمی موردنظر است، اما آيا بهتر نيست که برای گسترش آن در ديگر کشورها به دنبال ورزش های مشابه زورخانه باشيم؟<br>شکی نيست اگر به گذشته تاريخ ورزش کشتی نگاه کنيم، بوی خوش زورخانه را ازگود کشتی حس می کنيم. البته فدراسيون ورزش های زورخانه ای ايران، بايد ازهرگونه فرصتی جهت ايجاد انگيزه در کشورهای همسايه استفاده کند. برای اين کار اول از همه بايد اين ورزش در همه شهرهای ايران فراگير شود. بايد کار را از مدارس و باشگاه هاي امروزی شروع کرد. البته ممکن است اين ورزش مانند فوتبال يا واليبال به سرعت در سطح بين المللی مورد توجه قرار نگيرد؛ پس بهتر است که ابتدا از ورزش های شبيه زورخانه- مثل کشتی که مورد علاقه هر جوان قدرتمندی است- استفاده شود.<br>توسعه اين ورزش در کشورهای همسايه مثل هند، پاکستان، ژاپن، کره، چين و افغانستان با سازمان دهی و کارگاه های آموزشی و برگزاری همايش ها در اين کشورها امکان پذير است. برای مثال، کشتی از 2000 سال پيش در هندوستان وجود داشته است و جالب ترين نوع آن مربوط به زمان "بودا" می باشد.<br>بودا، هنگام کشتی گرفتن بر روی شانه های حريف خود در آب می نشسته است. در بسياری از شهرهای هندوستان مردان گروه هايي به نام آخراس (Akhras ) تشکيل می دادند و باهم کشتی می گرفتند.<br>اگرچه تاريخ ورزش کشتی در هند به چندهزار سال پيش برمی گردد، اما هنوز هم گروه های آخراس (Akhras ) در شکل جديد خود وجود دارند. نمونه اين قضيه يک پهلوان هندی بود که در رقابت های جهانی از سال 1910 تا اوايل 1940، شکست ناپذير بود.<br>يک ورزشگاه (آخراس) هندی دارای يک گودال بزرگ مربع يا مستطيل شکل با سطحی سخت جهت انجام تمرينات است. وسايلی که در آنجا وجود دارد، شامل اين موارد است: انواع مختلف ميل ها –مثل آنچه که در زورخانه ها موجود است- وزنه های سنگی برای وزنه برداری و طناب برای بالا رفتن.&nbsp;<br>در طرح ها و نقاشی های هنرمندان کره ای نيز آثاری از کشتی سنتی آن ها به چشم می خورد. 600 سال پيش، آن ها در لباس های سنتی کشتی می گرفتند.<br>در پاکستان هم کشتی مانند هند بود. بدين ترتيب زورخانه نيز در سطح ورزش های باستانی کشورهای همسايه است؛ همين مسأله به گسترش اين ورزش در کشورهای مجاور ايران کمک فراوانی می کند.<br><br><b>برگزاری رقابت ها</b><br>حال بحث بر سر انجام اين ورزش در سطح بين المللی است. آيا به راحتی می توان ورزش باستانی را در دنيای ورزش تجاری امروزی وارد کرد؟ قطعاً اين کار با کمک کشورهای دوست امکان پذير است. در اين زمينه می توان مسابقات زيادی را در داخل و خارج از کشور برگزار کرد.<br>انسان ها ذاتاً به فرهنگ باستانی جامعه خود کشش دارند. ورزش های باستانی سينه به سينه به نسل های بعدی منتقل شده اند.&nbsp;<br>سازمان دهی ورزش ها در زمينه های تربيتی آن ها و مواردی از اين قبيل است که باعث جهانی شدن يک ورزش می شود. اما اين حقيقت نيز وجود دارد که برخی از اصول در طی زمان دستخوش تغييراتی شده اند. اما مهم ترين جنبه سنتی ورزش زورخانه ای، تطابق کامل آن با تئوری های امروزی است. همه ما به رحمت خداوند ايمان داريم. خداوند می خواهد که ما بهترين کارها را انجام دهيم و بهترين کار در ورزش، آماده سازی هرچه بيشتر انسان ها برای داشتن جامعه و دنيايي سالم است؛ به طوری که هر انسانی، همواره لبخند برلب داشته باشد.<br>آيا امروز کشورهای غربی، ورزش های رزمی خود را به عنوان يک ورزش پايه عمومی به دنيا عرضه نکرده اند؟ يا به موفقيت بزرگ هندی ها در قراردادن ورزش سنتی خودشان به نام کباده ( Kabbadi) در سطح بين المللی توجه کنيد. درحال حاضر، آن ها تلاش می کنند، که ورزش ديگر خود به نام Kho-Kho را به جامعه جهانی معرفی کنند. بنابراين زورخانه تواند به يک ورزش بين المللی تبديل شود. من با معرفی اين ورزش به جامعه بين المللی موافق هستم؛ فقط نياز به تلاش زياد و مداوم دارد و حتی در ايران هم برای اينکه زورخانه ورزش مطرحی شود، تلاش زيادی لازم است. جوانان هميشه آرزو دارند که يک پهلوان بزرگ يا ستاره فوتبال باشند، چراکه آنان را الگوی خود قرار می دهند. اما اين قضيه درنهايت منجر به تقويت حس خودکم بينی در افراد می شود، اما زورخانه چنين حسی را القا نمی کند. همه ما آنچه را که در گود رخ می دهد، می بينيم: ورزشکاران با نوای مرشد و ضربات آهنگين انگشتان وی بر روی تنبک, علاوه بر رقابت، يکديگر را به اعتماد به نفس و خوب بودن تشويق می کنند. شما اگر بين رفتن به زورخانه و ديدن يک مسابقه فوتبال در ورزشگاه حق انتخاب داشتيد کدام را انتخاب می کرديد؟ جواب شما به اين سؤال در شک شما نمايان است. بله! اين يک واقعيت است که همه عوامل شما را به دنيای ورزش مادی امروزی سوق می دهند؛ در حالی که هيچ انگيزه و عاملی شما را به سوی ورزش های سنتی نمی کشاند.<br><br><b>نتيجه</b><br>همه چيز درباره زورخانه گفته شد: زورخانه يک ورزش بی نظير است، قهرمانان در زورخانه ها پرورش يافته اند، زورخانه محلی است که در آن جا سنت و ورزش با يکديگر پيوند خورده اند، مکانی است که "رستم"، "پوريای ولی" و "تختی" در آن جا پرورش يافته اند. هدف زورخانه پرورش روح و جسم ورزشکار در کنار هم می باشد</tarlogendprepost></span> Tue, 22 Oct 2013 05:11:32 UTC http://varzesh.tarlog.com/comments/1188/ کاملترین مقاله پــرش با نــيزه http://varzesh.tarlog.com/post/1187/ <span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><font color="#000080"><font size="3"><b>پــرش با نــيزه</b></font></font><br><br><br><b>تاريخچه در جهان:</b><br>منشاء پيدايش دو و ميدانى به انسان‌هاى اوليه برمى‌گردد. انسان‌هاى اوليه، در جريات تلاش براى بقاء، شکار و دفاع از دو بدن، پريدن و پرتاب کردن استفاده مى‌‌برند. با گذشت زمان و تغيير شرايط زندگي، انجام اين حرکات طبيعى بيشتر براى عمليات جنگى صورت مى‌گرفت. در زمان صلح که اوقات فراغت جنگجويان بيشتر بود و در اين زمينه‌ها به تمرين و رقابت مى‌پرداختند.&nbsp;<br>نقوش روى اشياء و ظروف بجا مانده از دوران باستان، تصاوير انسان‌هايى را نشان مى‌دهد در حال دويدن، پريدن و پرتاب کردن مى‌باشند. براساس مدارک موجود اثبات گرديده است که پيش از اولين دوره مسابقات المپيک دويدن، پريدن و پرتاب کردن به عنوان يک ورزش داراى جاذبه براى مردم يونان بوده است. مسابقه بيشتر دو و ميدانى به يونان باستان مى‌رسد. در سال ۷۷۶ ق - م و رشته‌هاى ۵ گانه ورزشى مرکب از: دو سرعت، پرش طول، پرتاب ديسک، پرتاب نيزه و کشتى تشکيل مى‌شد.&nbsp;<br>دو و ميدانى نوين در قرن ۱۹ در امپراطورى انگلستان بوجود آمده و رشته‌هاى قديمى ابقاء و رشته‌هاى جديدى مانند: دو با مانع، دوهاى استقامت، پرش‌ طول و پرش سه ‌گام، پرتاب چکش و وزنه جزو رشته دو وميدانى درآمدند. درسال ۱۸۱۰ ميلادى مسابقه‌اى در زمينه دو و ميدانى در انگلستان انجام گرديد. در بين سال‌هاى ۱۸۵۷ و ۱۸۶۰ و مسابقات دو و ميدانى بين دانشگاه‌هاى مشهور آکسفورد و کمبريج برگزار مى‌گرديد. ۲۰ سال بعد رشته دو و ميدانى آن چنان توسعه پيداکرد که انجمن دو و ميدانى آماتورى انگلستان تأسيس گرديد.&nbsp;<br>دو ۳۰۰۰ متر با مانع بصورت امروزى از مسابقات صحرا نوردى که بسيار مورد علاقه سربازان انگليسى بود مشتق گرديد. از سال ۱۹۰۰ مسابقات با مسافت‌هاى مختلف انجام مى‌شد، وى از سال ۱۹۲۰ مسافت رسمى ۳۰۰۰ متر تعيين شد. ايده واردکردن دو ماراتن در سال ۱۸۹۶ در اولين دوره المپيک جديد بوجود آمده و انجام پذيرفت. پرش ارتفاع همراه با انواع حرکات آکروباتيک، در قرن ۱۹ از جزاير انگلستان رونق يافت. پرش سه گام نيز از جزاير ايرلند آغاز گرديد، در طى قرن ۱۹ ايرلندى‌ها در اين رشته تبحر پيدا کردند. ماده پرتاب وزنه نيز به جزاير انگلستان مربوط مى‌شد. در آغاز براى پرتاب از سنگ استفاده مى‌شده است ولى بعدها در اواسط قرن ۱۸ از گلوله‌هاى آهنى استفاده گرديد. در آغاز قرن ۱۹ نيز محل پرتاب از مربع به دايره تبديل گرديد. پرتاب چکش نيز از قرن ۱۶ از جزاير انگلستان شروع گرديد البته شکل جديد چکش از اسکاتلند آغاز شد. موارد ۱۰ گانه نيز در اواسط قرن ۱۹ در ايرلند انجام مى‌شد. البته پيشگامى اسکانديناوى‌ها موجب ورود اين رشته در مسابقات المپيک استکهلم گرديد.&nbsp;<br>در مسير تکاملى دو و ميداني، مسابقه دو ۶۰ متر سرعت در المپيک‌هاى ۱۹۰۰ و ۱۹۰۴ برگزار گرديد. رشته ۲۰۰ متر سرعت نيز از دومين دوره المپيک در برنامه قرار گرفت. مسابقات دو صحرانوردى از سال ۱۹۱۲ انجام گرديد. در سال‌هاى ۱۹۰۰ تا ۱۹۰۴ ماده ۳۰۰ متر با مانع، پرش ارتفاع و پرش طول درجا انجام گرفت. پرش سه گام بدون دورخيز نيز طى سال‌هاى ۱۹۰۰ و ۱۹۰۴ به اجرا درآمدند. ماده پياده‌روى نيز در سال ۱۹۰۸ و ريله المپيک نيز در سال ۱۹۰۸ انجام پذيرفت.&nbsp;<br><tarlogendprepost><br>بطورکلى نقش انگلستان در توسعه تجديد حيات رشته دو و ميدانى بسيار بوده است. بطوريکه در طول سال‌هاى ۱۸۲۰ و ۱۸۶۰و اين رشته در دانشگاه‌ها و مدارس راه يافته و دانش‌آموزان و دانشجويان به آن تمايل خوبى نشان مى‌دادند. رونق دو و ميدانى در انگلستان باعث روى‌آورى ساير کشورهاى اروپايى به اين رشته شد. آنها در کشور و نيز در مستعمرات خود دو و ميدانى را ترويج کردند. باشگاه دو و ميدانى نيويورک در سال ۱۸۶۸ تأسيس و مسابقات منظم در موارد دوها، پرش‌ها و پرتاب‌ها برگزار گرديد.&nbsp;<br>تفکر تأسيس فدراسيون بين‌المللى دو و ميداني، همزمان با برگزارى مسابقات المپيک ۱۹۱۲ استکهلم بوجود آمد. سه روز پس از برگزارى آن مسابقات، اولين کنگره فدراسيون بين‌المللى دو و ميدانى با شرکت کشورهاي: استراليا، اطريش، بلژيک، شيلي، کانادا، دانمارک، مصر، فنلاند، فرانسه، آلمان، يونان، مجارستان، نروژ، روسيه، سوئد، آمريکا و انگلستان، برگزار گرديد. اولين مقررات بين‌المللى دو و ميدانى نيز در سال ۱۹۱۴ در کنگره ليون فرانسه به تصويب رسيد.&nbsp;<br><br><b>تاريخچه در ایران :</b><br>در سال ۱۳۱۳ با همت شادروان استاد احمد ايزدپناه و با انجام مسابقاتى در بعضى از رشته‌هاى دو و ميدانى سرآغاز بوجودآمدن تشکيلاتى در اين ورزش مادر و جذاب فراهم گشت پس مى‌توان نامبرده را بنيانگزار دو و ميدانى ايران دانست.&nbsp;<br>درسال ۱۳۱۵ مطابق ۱۹۳۶ ميلادى فدراسيون دو و ميدانى ايران تأسيس شد.&nbsp;<br>درسال ۱۹۳۶ ميلادى يک گروه ورزشى از ايران به المپيک برلين اعزام شد و در همين سال تهران به عضويت فدراسيون دو و ميدانى آماتورى بين‌المللى درآمد.&nbsp;<br>رياست اولين دوره فدراسيون دو و ميدانى کشورمان را آقاى محمد ذوالفقارى در سال ۱۳۲۵ بعهده داشت که تاسال ۱۳۳۱ اين سمت به عهده نامبرده بود و دبير ايشان شادروان احمد ايزدپناه بود.&nbsp;<br>در حال‌حاضر رئيس فدراسيون دو و ميدانى جمهورى ‌اسلامى ‌ايران را جناب آقاى على کفاشيان عهده‌دار هستند. خاطرنشان مى‌سازد که اسامى تمام رؤسا و دبيران فدراسيون از آغاز تاکنون ضميمه اين تاريخچه است.&nbsp;<br>ضمناً اولين دوره مسابقات در سال ۱۳۱۸ و در ۱۰ ماده انجام گرديد مواد فوق شامل:<br>۱۰۰ متر- ۲۰۰ متر- ۴۰۰ متر- ۸۰۰ متر- ۱۵۰۰ متر- ۵۰۰۰ متر- ۱۰۰ضربدر ۴ امدادي- پرش ارتفاع- پرش طول- پرش سه‌ گام- پرتاب وزنه و پرتاب نيزه بوده است.<br><b><br><br>ويژگى‌هاى تکنيکى تکنيک پرش با نيزه مراحل کامل</b><br><br><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; "><a href="http://up.pnu-club.com/" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><img src="http://up.pnu-club.com/images/cutfwc4m1o3p5zvdllhx.jpg" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></a><br></div><br>تکنيک پرش با نيزه، به مراحل زير تقسيم مى‌شود:<br>دورخيز و کاشتن نيزه، جهش، جمع‌شدن به عقب و کشش/چرخش، عبور از مانع و فرود.<br><br><ul style="margin-top: 0px; margin-right: 40px; margin-bottom: 0px; margin-left: 40px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; "><li style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; list-style-type: disc; list-style-position: outside; list-style-image: initial; ">يک دورخيز سريع موجب گرفتن نيزه پرش از ارتفاع بالا و استفاده از نيزه‌هاى غيرقابل انعطاف مى‌شود. ترکيب دورخيز و کاشتن صحيح و مناسب، شرط اصلى براى يک پرش موفقيت‌آميز است.</li><li style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; list-style-type: disc; list-style-position: outside; list-style-image: initial; ">- در خلال عمل جهش و خم‌کردن نيزه پرش مى‌بايد حداکثر انرژى به نيزهٔ پرش منتقل شود.</li><li style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; list-style-type: disc; list-style-position: outside; list-style-image: initial; ">- در خلال جمع‌شدن به عقب، کشش و چرخش، به‌قدر ممکن، انرژى ذخيره‌شده را انتقال مجدد دهيد که اين‌کار به اعمال عضلات فعال نيز کمک مى‌شود.</li></ul><br><br>ويژگى‌هاى تکنيکى وضعيت گرفتن و حمل نيزه پرش<br>هدف: به‌حداقل رساندن اختلال در مرحلهٔ دورخيز و آماده‌شدن براى کاشتن نيزه به‌طور مؤثر<br><br><ul style="margin-top: 0px; margin-right: 40px; margin-bottom: 0px; margin-left: 40px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; "><li style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; list-style-type: disc; list-style-position: outside; list-style-image: initial; ">دست راست نزديک به لگن راست در حالى‌که دست چپ به‌اندازهٔ عرض شانه از آن فاصله دارد قرار مى‌گيرد.</li><li style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; list-style-type: disc; list-style-position: outside; list-style-image: initial; ">- هر دو دست خم مى‌باشند.</li><li style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; list-style-type: disc; list-style-position: outside; list-style-image: initial; ">- آرنج دست چپ به‌طرف پهلو قرار مى‌گيرد.</li><li style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; list-style-type: disc; list-style-position: outside; list-style-image: initial; ">- بالاتنه در يک وضعيت راست قرار مى‌گيرد. (تصوير وضعيت گرفتن و حمل نيزه پرش)</li></ul><br><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; "><a href="http://up.pnu-club.com/" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><img src="http://up.pnu-club.com/images/ry2whe9qay8e0ganj0h.jpg" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></a><br><br>وضعيت گرفتن و حمل نيزه پرش</div><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; "><br></div></tarlogendprepost></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><b>ويژگى‌هاى تکنيکى کاشتن نيزه پرش</b></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">هدف: آماده‌شدن براى جهش و به‌حداقل رسيدن کاهش سرعت.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">- نيزه بايد به‌تدريج و به‌آرامى که در ۳/۱ آخر دورخيز پائين آورده شود.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">- - کاشتن نيزه يک گام مانده به آخر، با تماس پاى چش و با هُل‌‌دادن نيزه به جلو شروع مى‌شود.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">- - بازوى راست به‌سرعت بالا آورده شود و با تماس پاى راست با زمين، دست نزديک به‌ سر هُل داده شود.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">- - بدن در وضعيت راست در حالى‌که شانه‌ها در وضعيت قدامى (جلوئي) قرار دارند نگه داشته شود. (تصوير کاشتن نيزه پرش)</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><a href="http://up.pnu-club.com/" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><img src="http://up.pnu-club.com/images/7k7mdd9hgewd3rzkvdjw.gif" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></a><br></div><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">کاشتن نيزه پرش<br></div><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><b><br><br>ويژگى‌هاى تکنيکى جهش</b></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">هدف: انتقال حداکثر انرژى به نيزهٔ پرش</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">- کاشتن پا بايد فعال و با تمام کف پا روى زمين باشد.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">- - بدن و بازوى دست راست کاملاً کشيده شوند.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">- - دست بالائى (راست) مستقيماً بالاى پاى جهش (چپ) قرار گيرد.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">- - پاى آزاد خم شود و به‌طور فعال به‌طرف جلو تاب داده شود. (تصوير جهش)</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><a href="http://up.pnu-club.com/" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><img src="http://up.pnu-club.com/images/fbvsbkpuvamuxk1eltyk.gif" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></a><br>جهش<br></div><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><b>ويژگى‌هاى تکنيکى خم‌کردن نيزه پرش</b></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">هدف: انتقال حداکثر انرژى به نيزهٔ پرش</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">- وضعيت جهش ”نگه‌داشته“ شود.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">- - از يک حرکت آونگى طولانى استفاده شود.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">- - بازوى دست چپ به‌طرف جلو و بالا فشار وارد آورد.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">- - بازوى دست راست کاملاً کشيده باشد. (تصوير خم‌کردن نيزه پرش)</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><a href="http://up.pnu-club.com/" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><img src="http://up.pnu-club.com/images/byxzvqibuifchae1wjg.gif" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></a><br><br>خم‌کردن نيزه پرش<br></div><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><b><br>ويژگى‌هاى تکنيکى جمع‌شدن به عقب</b></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">هدف: دستيابى به حداکثر خمش نيزهٔ پرش يعنى ذخيره‌کردن انرژى</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">- در طى جمع‌شدن به عقب هر دو پا خميده و به‌طرف سينه کشيده شود.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">- - هر دو دست (بازو) کاملاً کشيده باشند.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">- - پشت ورزشکار تقريباً موازى با زمين قرار گيرد. (تصوير جمع‌شدن به عقب)</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><a href="http://up.pnu-club.com/" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><img src="http://up.pnu-club.com/images/aooiywrqmn8bm2pl2bnj.gif" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></a><br>جمع‌شدن به عقب<br></div><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><b>ويژگى‌هاى تکنيکى کشش و چرخش</b></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">هدف: استفاده از انرژى ذخيره‌شده در نيزهٔ پرش</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">- حرکت بدن از شکل ”L“ به‌شکل ”I“ تغيير وضعيت دهد.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">- - بازوى دست راست کشيده باشد.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">- - لگن‌ها را از نزديک نيزهٔ عبور داده، پاها را موازى با نيزه نگه داريد.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">- - چرخش با کشيدن هر دو بازو شروع مى‌شود.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">- - شکم به‌طرف مانع مى‌چرخد. (تصوير کشش و چرخش)</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><a href="http://up.pnu-club.com/" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><img src="http://up.pnu-club.com/images/tarv69h5wux4q6u3611j.gif" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></a><br></div><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">کشش و چرخش<br></div><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><b>ويژگى‌هاى تکنيکى عبور از مانع</b></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">هدف: کسب حداکثر ارتفاع بعد از رها کردن نيزهٔ پرش</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">- با دست راست نيزه را فشار داده، از آن دور شويد.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">- - از مانع قوسى‌شکل (الف) يا خم‌شدن (ب) عبور کنيد.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">- - با عبور از مانع، لگن را کشيده نگه داريد.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">- - به پشت فرود آئيد. (تصوير عبور از مانع)</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><a href="http://up.pnu-club.com/" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><img src="http://up.pnu-club.com/images/g8ug328erpso31va4w25.gif" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></a><br>عبور از مانع<br></div><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><b>جعبه پرش با نيزه</b></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; ">عمل جهش در پرش با نيزه از يک چاله، موسوم به ”جعبه پرش با نيزه“ انجام مى‌شود. جعبه در مسير دورخيز کار گذاشته مى‌شود و داراى ۱ متر طول و ۶۰ سانتى‌متر عرض در جلو است. عرض کف آن در قسمت‌ انتهاء، ۱۵ سانتى‌متر است که طبق تصوير ساخته و کار گذاشته مى‌شود.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><a href="http://up.pnu-club.com/" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><img src="http://up.pnu-club.com/images/qvvbu8nv3i3ol8mfnuc.gif" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></a></div><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></div><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></div><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><b>نيزهٔ پرش</b><br>پرش‌کنندگان مى‌توانند از نيزه‌هاى شخص خود استفاده کنند. هيچ شرکت‌کننده‌اى حق ندارد از نيزه‌هاى ساير پرندگان استفاده کند مگر با اجازهٔ آنها.<br>نيزه‌هاى پرش را مى‌توان از هر ماده يا از ترکيب مواد با هر قطر و طولى ساخت. معمولاً جنس نيزه، فايبرگلاس است ولى نيزه‌هاى آلومينيومى و يا از جنس خيزران (بمبو) نيز وجود دارد. سطح نيزه بايد صاف باشد و مى‌توان آن را با دو لايه چسب پوشاند. سرنيزه‌ها بايد طورى ساخته شود که هنگام کاشتن در جعبه، دچار شکستگى نشود. معمولاً طول و قطر نيزه‌هاى پرش باتوجه به ويژگى‌هاى شخص پرش‌کننده يعنى وزن، قد، تکنيک و رکورد انتخاب مى‌شود.<br><br><b>قوانين مربوط به مسابقات</b><br>1-ترتيب پرش‌کنندگان، با قرعه‌کشى تعيين مى‌شود.<br>۲. قبل از شروع مسابقه سرداور ارتفاع شروع و ترتيب بالا رفتن ارتفاع مانع را پس از پايان هر دور به شرکت‌کنندگان اعلان مى‌کند. وقتى‌که تنها يک پرنده به‌عنوان پرندهٔ مسابقات باقى بماند و زمانى‌که براى کسب مقام اول تساوى پيش بيايد، ترتيب بالا رفتن مانع با توافق ورزشکار و سرداور انجام مى‌شود.<br>3-مقدار بالا بردن مانع ميلهٔ پرش با نيزه پس از تکميل هر دور نبايد کمتر از ۵ سانتى‌متر باشد مگر آنکه در نهايت، يک شرکت‌کننده باقى مانده باشد.<br>۴. در پرش با نيزه ده‌گانه پس از تکميل هر دور بايد ۱۰ سانتى‌متر در تمام طول مسابقه، ميلهٔ افقى پرش، نيزه را بالا برد.<br>5-شرکت‌کنندگان حق دارند که قبل از شروع هر پرش از داور تقاضاى حرکت‌دادن پايه‌ها را بکنند. اما حرکت پايه‌ها تنها با ۴۰ سانتى‌متر به‌طرف مسير دورخيز و تا ۸۰ سانتى‌متر به‌طرف محل فرود مجاز است.<br>۶. پس از شروع مسابقه، پرندگان نمى‌توانند از محوطهٔ اصلى مسابقه براى تمرين استفاده کنند.<br>۷. پرش بايد در محدودهٔ زمانى ۵/۱ دقيقه پس از ثابت‌کردن پايه‌ها اجرا گردد. در مراحل نهائى يعنى زمانى‌که تنها ۲ يا ۳ ورزشکار باقى‌ مانده باشد محدودهٔ زمانى اجراءِ پرش ۳ دقيقه خواهد بود و در صورتى‌که تنها يک ورزشکار به رقابت ادامه دهد محدودهٔ زمانى ۶ دقيقه مى‌باشد.<br>8-سقوط مانع پرش با نيزه بر اثر برخورد بدن ورزشکار با نيزهٔ پرش، خطا محسوب مى‌شود.<br>۹. لمس زمين از جمله محوطهٔ فرودِ بعد از صفحهٔ عمودى فرضى ميان پايه‌ها و زمين پرش با نيزه قبل از عبور از روى مانع، خطا محسوب مى‌شود.<br>10-سه‌بار خطاى پى‌درپى بدون توجه به ارتفاع پرش، باعث اخراج پرنده از دور مسابقات مى‌شود. ورزشکار مى‌تواند در صورت مرتکب‌شدن دو خطا در يک ارتفاعِ مشخص تقاضاى پرش از ارتفاع بالاتر را بنمايد که در صورت خطا در ارتفاع جديد از دور مسابقات اخراج مى‌گردد.<br>۱۱. پس از عمل جهش، حرکت دست‌يابى به ارتفاع بالاتر و يا انتقال دست پائينى بالاتر از دست بالائى خطا محسوب مى‌شود.<br>12-در خلال عمل پرش اگر پرش‌کننده عمداً از افتادن ميلهٔ افقيِ درحال سقوط، به‌کمک دست يا انگشتان خود ممانعت کند خطا محسوب مى‌شود.<br>۱۳. ورزشکاران اجازه دارند که از مواد چسبناک مانند رزين براى بهترگرفتن نيزه پرش استفاده کنند.<br>14-هيچ‌کس جز خود ورزشکار نبايد نيزهٔ پرش را لمس کند مگر اينکه نيزه درحال دور شدن از ميلهٔ افقى و پايه‌ها باشد.<br>۱۵. اگر در خلال پرش، نيزهٔ پرش بشکند، پرش خطا محسوب نمى‌شود.<br>16-قبل از شروع پرش، ارتفاعِ جديد بايد اندازه‌گيرى شود.<br>۱۷. در صورت تساوي، ورزشکارى به‌ مقام اول مى‌رسد که:<br>الف. با کمترين تعداد پرش از ارتفاع تساوى گذشته باشد.<br>ب. در صورت باقى‌ماندن تساوى کمترين تعداد خطا را در طول مسابقه داشته باشد.<br>ج. در صورت باقى‌ماندن تساوى در مورد مقام اول، پرش‌کنندگان بايد يک‌بار ديگر از آخرين ارتفاع پرش کنند و در صورت عدم موفقيت، ميلهٔ افقى ۵ سانتى‌متر پائين آورده مى‌شود. در صورت تساوى براى مقام‌هاى بعدي، مساوى‌کنندگان در يک مقام قرار مى‌گيرند.<br><br><b>مراحل آموزش پرش با نيزه</b><br>نحوهٔ گرفتن نيزه و حمل آن<br>- دست راست نزديک انتهاى بالاى نيزه قرار بگيرد.<br>- - دست چپ در حدود ۵۰ سانتى‌متر پائين‌تر از دست راست باشد.<br>- - دست راست نزديک به لگن قرار بگيرد.<br>- - حرکت را با راه رفتن شروع کنيد.<br>- - سپس حرکت را با دويدن آهسته و سپس دويدن ادامه دهيد.&nbsp;<br><br><b>نحوهٔ گرفتن نيزه و حمل آن</b><br>آشنائى با تاب‌خوردن<br>- نيزه را بالاى سر نگه داريد.<br>- - سه قدم يعنى چپ - راست، چپ برداريد.<br>- - با پاى چپ براى پرش‌کنندگان راست‌دست جهش را انجام دهيد.<br>- - پاى راست را به‌طرف جلو و بالا برانيد.<br>- - از پهلوى راست نيزه، بدن را عبور دهيد.<br>- - روى پاى چپ يا هر دو پا، بدن را عبور دهيد.<br>- - روى پاى چپ يا هر دو پا، بدون چرخش فرود آئيد.<br>هدف: عادت‌کردن به آويزان‌شدن به نيزه و عمل حمل نيزه (تصوير تاب‌خوردن)<br><br><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; "><a href="http://up.pnu-club.com/" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><img src="http://up.pnu-club.com/images/tidvi50xd69o77mbzzs9.gif" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></a><br></div><br><b><br>تاب‌خوردن</b><br>تاب‌خوردن از سکو<br>- بازوى راست را بکشيد.<br>- - در اين مرحله مربى مى‌تواند نيزه را به جلو هُل بدهد.<br>- - روى تشک با حالت نشسته فرود آئيد.<br>- - عمل چرخش انجام نشود.<br>- هدف: تجربهٔ آويزان‌شدن به نيزه و حمل آن در حالى‌که بدن کشيده است. (تصوير تاب‌خوردن از سکو)<br><br><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; "><a href="http://up.pnu-club.com/" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><img src="http://up.pnu-club.com/images/3stb36ph9a6aswc08e76.gif" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></a><br></div><br><br><b>تاب‌خوردن از سکو</b><br>تاب‌خوردن و چرخش از سکو<br>- بازو و دست راست کشيده باشد.<br>- - عمل تاب‌خوردن را انجام داده، در نيمه دوم بچرخيد.<br>- - روى دو پا رو به نقطهٔ جهش فرود آئيد.<br>- - عمل پرش را از روى يک ارتفاعِ کوتاه انجام دهيد.<br>هدف: تجربهٔ تاب‌خوردن و چرخش در هوا (تصوير تاب‌خوردن و چرخش از سکو)<br><br><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; "><a href="http://up.pnu-club.com/" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><img src="http://up.pnu-club.com/images/f2y4044ff72iam9r5eqb.gif" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></a><br>تاب‌خوردن و چرخش از سکو</div><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; "><br></div></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><b>پرش با دورخيز کوتاه</b><br>- ۵ تا ۷ قدم دورخيز با نيزه انجام دهيد.<br>- - نيزه را به‌هنگام حمل، بالاى سر نگه داريد.<br>- - نيزه را در جعبه بکاريد و جهش کنيد.<br>- - پس از جهش تاب‌خورده، بچرخيد.<br>- - پس از چرخش روى دو پا، رو به‌طرف نقطهٔ جهش فرود آئيد.<br>- - اين‌کار را با عبور از ارتفاع کوتاه انجام دهيد.<br>هدف: کسب تجربه براى عبور از مانع (تصوير پرش با دورخيز کوتاه)<br><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; "><a href="http://up.pnu-club.com/" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><img src="http://up.pnu-club.com/images/hvwkrqchrm8aq5l55dy.gif" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></a><br></div><b><br><br>پرش با دورخيز کوتاه</b><br>پرش با تکنيک کامل (کاشتن عادى نيزه)<br>- نيزه را به‌طور طبيعى حمل کنيد.<br>- - با استفاده از آهنگ سه‌قدم، نيزه را در جعبهٔ مخصوص بکاريد.<br>- - مانند مرحلهٔ ۲، عمل را با راه‌رفتن انجام دهيد.<br>- - مانند مرحلهٔ ۲، عمل را با دويدن آهسته انجام دهيد.<br>- - مانند مرحلهٔ ۲، عمل را با دويدن آهسته انجام دهيد.<br>- هدف: آشنائى با کاشتن عادى نيزه و پرش (تصوير پرش با تکنيک کامل)<br><br><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; "><a href="http://up.pnu-club.com/" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><img src="http://up.pnu-club.com/images/czbvkkovhh02jg40vcml.gif" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></a><br></div><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; ">پرش با تکنيک کامل<br></div><b><br>جعبه پرش با نيزه</b><br>پرش با استفاده از جعبه‌اى که مواد سخت مناسب ساخته شده و طورى در زمين کار گذاشته شده که لبه آن هم سطح زمين پرش باشد، انجام مى‌گيرد. طول جعبه که از کف داخلى آن اندازه‌گيرى مى‌گردد يک متر و عرض آن در لبه جلو ۶۰۰ ميلى‌متر است که بتدريج که باريک‌تر مى‌گردد در لبه انتهايى به ۱۵ سانتى‌متر مى‌رسد. طول جعبه در سطح زمين و ارتفاع ديواره جلويى براساس زاويه ۱۰۵ درجه‌اى که بين پايه و ديواره جلويى تشکيل مى‌شود، تعيين مى‌گردد ( پايه جعبه نسبت به سطح زمين شيب‌دار بوده و در محل تقاطع با لبه جلويى فاصله عمودى به عمق ۲۰ سانتى‌متر دارد( جعبه بايستى طورى ساخته شود که پهلوهاى خارجى کف شيب‌دار با صفحه انتهايى زاويه ۱۲۰ درجه بسازد. در صورتيکه جعبه از چوب ساخته شود کف آن با ورقه فلزى ۵/۲ ميلى‌متر به فاصله ۸۰۰ ميلى‌متر از لبه جلويى جعبه پوشيده مى‌شود.<br><br>پايه‌ها:<br>از هرنوع پايه‌اى مى‌توان استفاده کرد بشرط آنکه محکم باشد. فاصله بين اين پايه‌ها و يا در صورتيکه از پايه‌هايى با بازوهاى متحرک استفاده مى‌شود نبايستى از ۳۰/۴ متر کمتر و از ۳۷/۴ متر بيشتر باشد.<br>مانع پرش بايستى از چوب فلز يا ماده مناسب ديگر ساخته شده باشد و بايستى داراى مقطع دايره شکل يا مدوٌر باشد.<br>طول ميله مانع بين ۴۸/۴ و ۵۲/۴ متر و حداکثر وزن آن ۲۵/۲ کيلوگرم مى‌باشد. ضخامت مانع بين ۳۱-۲۹ ميلى‌متر است. دو انتهاى مانع طورى ساخته مى‌شود که حداقل يک سطح مقعر يا مسطح ۲۰۰×۳۵-۲۹ ميلى‌مترى براى قرارگرفتن روى تکيه‌گاه مانع داشته باشند.<br>قسمتى از مانع که برروى تکيه‌گاه قرار مى‌گيرد بايستى کاملاً مسطح (صاف ) باشد و به هيچ‌وجه با لاستيک يا جنس ديگرى که سبب افزايش اصطکاک بين مانع و تکيه‌گاه‌ها شود نبايستى پوشيده شود.<br><br><b>تکيه‌گاه‌هاى مانع:</b><br>از ميخ‌ها يا ميله چنگک‌هايى براى نگهدارى مانع استفاده مى‌شود که نبايست فرو رفتگى يا ناهموارى داشته باشد و قطر سرتاسر آن بايستى ۱۳ ميلى‌متر باشد. اين تکيه‌گاه‌ها نبايد بيش از ۷۵ ميلى‌متر از پايه‌هاى پرش جلو بيايد. مانع پرش بايستى طورى روى آن قرار گيرد که در صورت اصابت نيزه پرش کننده يا خود پرنده به آسانى در جهت منطقه فرود به زمين سقوط نمايد.<br>تکيه‌گاه‌ها نبايستى با لاستيک يا هرنوع ماده ديگرى که سبب افزايش اصطکاک بين آنها و سطح ميله مانع گردد، پوشيده شود و يا از فنر درست شود.<br>تذکر:<br>جهت کاهش احتمال صدمات وارده به شرکت‌کنندگان در موقع فرود در اثر برخورد به پاى پايه‌هاى پرش، تکيه‌گاه‌هايى که مانع پرش برروى آنها قرار دارد مى‌تواند به روى بازوهاى فرعى که به پايه‌ها متصل هستند، قرار داده تا بدينوسيله بدون افزودن بطول مانع به پايه‌ها فاصله بيشترى بدهند.<br>نيزه‌ها<br>هر شرکت‌کننده مى‌تواند از نيزه خود استفاده کند. هيچ شرکت‌کننده‌اى حق استفاده از نيزه ديگر شرکت‌کننگان را ندارد مگر اينکه صاحب آن اجازه بدهد نيزه ممکن است از هرماده و يا ترکيبى از مواد مختلف ساخته شود و داراى طول‌ها و قطرهاى مختلف باشد اما بايستى سطح اصلى آن صاف باشد. نيزه ممکن است با دو لايه نوار چسبدار با ضخامت يکسان و سطح صاف پوشيده شود. اين محدوديت شامل انتهاى نيزه که با لايه‌هايى از نوار محافظ تا ارتفاع ۳۰/۰ مترى پوشيده مى‌شود، نمى‌شود اينکار براى جلوگيرى از خطر شکسته‌شدن نيزه به هنگام برخورد با جعه انجام مى‌گيرد.<br>محل فرود<br>منطقه فرود نبايستى از ۵×۵ متر کمتر باشد.<br>قوانين پرش با نيزه<br>محل فرود<br>محل فرود مربعى به اضلاع ۵ متر است. محل فرود بايد با مواد بسيار نرم با ضخامت مناسب پوشانده شود. توصيه مى‌شود براى اين منظور، حتى‌الامکان از تشک‌هاى ابرى مناسب استفاده گردد. البته در مراحل مقدماتى آموزش مى‌توان از مخلوط ماسهٔ نرم و خاک‌اره براى ساختن محل فرود استفاده کرد. در اين‌صورت اين مخلوط بايد به‌دقت پهن شده باشد و سطح آن به‌وسيلهٔ پارچهٔ مناسبى پوشانده شود تا از وارد آمدنِ صدمات احتمالى به ورزشکار جلوگيرى کند. در مراحل پيشرفته حتماً بايد از تشک‌هاى ابرى مخصوص استفاده شود. معمولاً ضخامت اين تشک‌ها براى مدارس ۶۰ سانتى‌متر و در سطوح بين‌المللى ۹۰ سانتى‌متر است تا مشکلات برخورد ورزشکار با کف زمين يا لغزيدن از کناره‌هاى تشک پيش نيايد. تشک‌ها بايد به فاصلهٔ ۱۰ تا ۱۵ سانتى‌متر از ”جعبهٔ پرش“ قرار داده شوند. تشک‌هاى اطراف ”جعبه پرش“ قرار داده شوند. اين شيب حدود ۳۰ درجه است که از لبه‌هاى شيب‌دار باشند. اين شيب حدود ۳۰ درجه است که از لبه‌هاى کنارى ”جعبه پرش“ شروع مى‌شود و سپس با بقيه قسمت‌هاى محل فرود هم‌سطح مى‌گردد.<br><br><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; "><a href="http://up.pnu-club.com/" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><img src="http://up.pnu-club.com/images/e2n9r1ffikibwsjq3orf.gif" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></a><br></div><br><b>مسير دورخيز</b><br>طول مسير دورخيز بايد ۴۰ تا ۴۵ متر و عرض آن در حدود ۲۲/۱ متر باشد. مسير دورخيز بايد با خطوط سفيد به عرض ۵ سانتى‌متر مشخص گردد. شيب مسير دورخيز به‌طرف جعبهٔ پرش نبايد از يک در هزار بيشتر باشد. هر پرنده مى‌تواند از يک يا دو علامت مورد تائيد کميته برگزارکننده براى تعيين‌ جا پا استفاده کند. اگر اين علامت‌ها قبلاً از سوى ورزشکار تهيه نشده‌اند، او مى‌تواند از چسب‌نوارى استفاده کند. ورزشکار، مجاز به استفاده از گچ يا هر مادهٔ ديگرى که اثر آن روى مسير باقى مى‌ماند و پاک نمى‌شود نيست.<br><br><b>پايه‌هاى پرش با نيزه</b><br>پايه‌هاى پرش با نيزه به‌ هر شکلى که ساخته شوند، بايد به‌اندازهٔ کافى محکم و سخت باشند تا بتوانند ميلهٔ پرش با نيزه را نگه دارند. پايه‌هاى پرش با نيزه بايد محلى براى قرارگرفتن ميله پرش با نيزه داشته باشند. محل قرارگرفتن ميلهٔ پرش با نيزه معمولاً چنگک‌مانند است و طورى ساخته مى‌شود که ميله به‌راحتى پس از برخورد ورزشکار با آن سقوط مى‌کند.<br>فاصلهٔ بين پايه‌هاى پرش با نيزه بين ۳۰/۴ تا ۳۷/۴ متر است و اگر پايه‌ها داراى بازو هستند فاصله بين بازوها بايد ۳۰/۴ متر باشد. پايه‌هاى نگهدارده بايد در مسابقات رسمى قابليت جابه‌جائى تا ۱۲۰ سانتى‌متر (۸۰ سانتى‌متر به جلو و ۴۰ سانتى‌متر به عقب) را داشته باشند.<br><b><br>ميلهٔ افقى پرش با نيزه</b><br>ميله افقى بايد از جنس فايبرگلاس، آهن نرم يا هر مادهٔ ديگرى ساخته شود. اين ميله، شکلى مدور و ۳ سانتى‌متر قطر دارد و دوسر آن طورى ساخته شده است که به‌آسانى روى پايه‌هاى نگهدارنده قرار مى‌گيرد. طول ميلهٔ افقى حداکثر ۵/۴ متر است و وزن آن نبايد از ۲۵/۲ کيلوگرم بيشتر باشد. جنس ميلهٔ افقى بايد طورى باشد که زياد انعطاف‌پذيرى نداشته باشد و حداکثر خم‌شدن آن در وسط ميله نبايد بيشتر از ۳ سانتى‌متر باشد</span><div><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span></div><div><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Calibri, Verdana, Geneva, sans-serif; font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span></div> Tue, 22 Oct 2013 05:10:17 UTC http://varzesh.tarlog.com/comments/1187/ مقاله جامع و کامل در موضوع مسابقات اتومبیل رانی فرمول یک http://varzesh.tarlog.com/post/1174/ <div style="text-align: center; font-size: small; "><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 15px; font-size: medium; "><b><font color="#0000cd" face="Arial">مسابقات اتومبیل رانی فرمول یک</font></b></span></div><div style="text-align: center; font-size: small; "><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 15px; font-size: medium; "><b><font color="#0000cd" face="Arial"><br></font></b></span></div><div style="text-align: center; font-size: small; "><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Arial; font-size: 13px; line-height: 15px; "><img src="http://pnu-club.com/imported/2013/09/733.jpg" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></span></div><font class="Apple-style-span" face="Arial"><span class="Apple-style-span" style="line-height: 15px; "><br><br><font class="Apple-style-span" color="#333333"><span class="Apple-style-span" style="font-size: 13px;">مسابقات اتومبیل رانی فرمول یک، از بزرگترین رویداد‌های ورزشی، مهندسی و سرگرمی در جهان به شمار می روند. هر دو هفته یک بار، به طور متوسط بیش از ۱۲۰۰۰۰ نفر از نزدیک، و بیش از ۳۰۰ میلیون نفر از طریق گیرنده های تلوزیون خود شاهد این مسابقات هستند. هر جا این همه انسان وجود دارد، سر و کله شرکتهای بزرگ نیز پیدا خواهد شد.&nbsp;</span></font><br><font class="Apple-style-span" color="#333333"><span class="Apple-style-span" style="font-size: 13px;">حامیان مالی فرمول یک برای حضور همیشگی در جلوی چشم مردم و معرفی برند خود در مکانهای شیک و معتبری نظیر مسابقات فرمول یک، صد‌ها میلیون دلار خرج می کنند. رانندگان فرمول یک از جمله مشهورترین ورزشکاران و ستارگان جهان هستند. و بسیاری از طرفداران و هواداران سرسخت مسابقات، هر دو هفته یکبار به تماشای رقابت آنان می نشینند.&nbsp;</span></font><br><font class="Apple-style-span" color="#333333"><span class="Apple-style-span" style="font-size: 13px;">دیدن رقابت‌های ورزشی و عملکرد ستارگان در هر مسابقه ورزشی جذاب و دیدنی است. اما قسمتی از هیجان این مسابقات نیز مدیون مهندسی و فن‌آوری اعجاب‌انگیز این رشته است که بی شک در اوج توانایی بشری قرار دارد. در این مقاله در پی آن هستیم که جنبه های مختلف این رویداد مهیج را با شما در میان بگذاریم.&nbsp;</span></font><br><br><b style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; ">قسمت‌های مختلف این مقاله عبارتند از:</b><br><font class="Apple-style-span" color="#333333"><span class="Apple-style-span" style="font-size: 13px;">• قسمت اول: مقدمه، تاریخچه، تشکیلات، قوانین و هزینه ها</span></font><br><font class="Apple-style-span" color="#333333"><span class="Apple-style-span" style="font-size: 13px;">• قسمت دوم: مشخصات عمومی اتومبیل‌ فرمول یک</span></font><br><font class="Apple-style-span" color="#333333"><span class="Apple-style-span" style="font-size: 13px;">• قسمت سوم: موتور اتومبیل‌ فرمول یک</span></font><br><font class="Apple-style-span" color="#333333"><span class="Apple-style-span" style="font-size: 13px;">• قسمت چهارم: بدنه اتومبیلها</span></font><br><font class="Apple-style-span" color="#333333"><span class="Apple-style-span" style="font-size: 13px;">• قسمت پنجم: ترمز و تایر اتومبیل فرمول یک</span></font><br><font class="Apple-style-span" color="#333333"><span class="Apple-style-span" style="font-size: 13px;">• قسمت ششم: پیست مسابقه</span></font><br><font class="Apple-style-span" color="#333333"><span class="Apple-style-span" style="font-size: 13px;">• قسمت هفتم: رانندگان و تیمها</span></font><br><font class="Apple-style-span" color="#333333"><span class="Apple-style-span" style="font-size: 13px;">• قسمت هشتم: بهترین رانندگان</span></font><br><font class="Apple-style-span" color="#333333"><span class="Apple-style-span" style="font-size: 13px;">• قسمت نهم: تصادفات و ایمنی</span></font><br><font class="Apple-style-span" color="#333333"><span class="Apple-style-span" style="font-size: 13px;">• قسمت دهم: اینفوگراف‌ها و تصاویر</span></font><br><br><b style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; ">معرفی و تاریخچه&nbsp;</b><br><font class="Apple-style-span" color="#333333"><span class="Apple-style-span" style="font-size: 13px;">مسابقات اتومبیل‌رانی از اواخر قرن نوزدهم و تقریبا بلافاصله پس از اختراع اتومبیل توسط کارل بنز در سال ۱۸۹۴ آغاز شد. اروپایيی ها مسابقات اتومبیل‌رانی را در سال‌های آغازین به صورت رالی های بین‌شهری آغاز کردند. اولین مسابقه جایزه بزرگ اتومبیل‌رانی در لومان فرانسه (جایی که هنوز مسابقات ۲۴ ساعته آن معروف است) و در سال ۱۹۰۶ شکل گرفت.&nbsp;</span></font><br><font class="Apple-style-span" color="#333333"><span class="Apple-style-span" style="font-size: 13px;"><tarlogendprepost></tarlogendprepost></span></font><br><font class="Apple-style-span" color="#333333"><span class="Apple-style-span" style="font-size: 13px;">در آن ایام، شرایط به گونه‌ای بود که از هر کشور تنها سه اتومبیل مي‌توانست در مسابقه شرکت کند. ولی فرانسه که پیشتاز بی چون و چرای مسابقات بود، از قانون سه اتومبیل برای هر کشور مستثنی بود. به همین دلیل، آنان مسابقات جایزه بزرگ ویژه خود را برگزار می کردند که در آن به جای کشور به سازندگان برتر جایزه داده می شد.&nbsp;</span></font><br><br><br><font class="Apple-style-span" color="#333333"><span class="Apple-style-span" style="font-size: 13px;">به مرور کشورهای دیگر نیز همین رویه را برای سازندگان اتومبیل در کشور خود اجرا کردند. اولین سری مسابقات جایزه بزرگ در سال ۱۹۲۳ در لومان فرانسه برگزار شد که به عنوان قدیمی ترین مسابقه اتومبیل‌رانی، هنوز هم در قالب مسابقات ۲۴ ساعته لومان ادامه دارد. کم کم کشورهای دیگر اروپایی نیز برای خود مسابقات جایزه بزرگ برگزار کردند تا از سازندگان و رانندگان برتر تقدیر کنند.</span></font><br><br><div style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; ">&nbsp;<br></div><font class="Apple-style-span" color="#333333"><span class="Apple-style-span" style="font-size: 13px;">تصویری از مسابقات لومان ۲۰۰۹ با پیشتازی پژو. این مسابقه ۲۴ ساعت به طول می انجامد و سه راننده به ترتیب پشت فرمان می نشینند.&nbsp;</span></font><br><br><br><br><font class="Apple-style-span" color="#333333"><span class="Apple-style-span" style="font-size: 13px;">پس از جنگ جهانی دوم، تیم‌های شرکت کننده در مسابقات کشورهای مختلف بر روی مجموعه‌ای از قواعد و قوانین مسابقه توافق کردند تا بتوانند با یکدیگر مسابقه دهند. این قوانین که «فرمول» نامیده می شد، برای عادلانه‌تر کردن مسابقات و کلاس‌بندی خودروها شکل گرفت.&nbsp;</span></font><br><br><br><font class="Apple-style-span" color="#333333"><span class="Apple-style-span" style="font-size: 13px;">سریع‌ترین اتومبیل‌ها در دسته «فرمول یک» قرار گرفتند و در رده‌های پایین‌تر به ترتیب اتومبیلهای کلاسهای «فرمول دو» و «فرمول سه» قرار داشت. در حال حاضر مسابقات فرمول یک و فرمول سه با همان نام برگزار می شود. ولی مسابقات فرمول دو از سال ۱۹۸۵ با «فرمول 3000» جایگزین شد. تا آنکه مجددا در سال ۲۰۰۹ فدراسیون بین‌المللی اتومبیل‌رانی (FIA) مسابقات فرمول 2 یا جی پی 2 را برقرار کرد. البته این مسابقات در سال ۲۰۱۳ به علت کم‌بودن تعداد افراد پذیرش شده برگزار نشد.&nbsp;</span></font><br><br><br><div style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; "><img src="http://pnu-club.com/imported/2013/09/734.jpg" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; ">&nbsp;<br></div><span style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; "><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; ">اتومبیلهای فرمول یک در دهه ۶۰</div></span><br><font class="Apple-style-span" color="#333333"><span class="Apple-style-span" style="font-size: 13px;">فرمول یک تاثیر زیادی بر دنیا گذاشته است. فن‌آوری های استفاده شده در فرمول یک در طی زمان به تدریج وارد زندگی روزمره شده‌اند. ویلچرهای ویژه، طراحی تایرها، تجهیزات ایمنی مانند ترمز ضد قفل (ABS)، کفش‌های ضد سرخوردگی و بسیاری دیگر از فن‌آوری های جدید، حاصل تلاش و کوشش واحد‌های تحقیق و توسعه تیم‌های شرکت کننده در مسابقات فرمول یک بوده است. استفاده گسترده از فیبرهای کربن برای اولین بار در فرمول یک صورت گرفت و سپس به سایر ورزش‌ها مانند دوچرخه‌سواری انتقال پیدا کرد.&nbsp;</span></font><br><br><font class="Apple-style-span" color="#333333"><span class="Apple-style-span" style="font-size: 13px;">همچنین تیم‌های جراحی در بیمارستانی در لندن از پرسنل پیت استاپ فراری دعوت به همکاری کردند و متوجه شدند که خطاهای کوچکی در فرآیند ارتباط و هماهنگی در تیم جراحی وجود دارد که مي‌تواند به نتایج فاجعه‌باری ختم شود. آن‌ها با کمک دانش فرمول یک، تعاملات موثرتر و مفید‌تر بین تیم‌ جراحی را فرا گرفتند.</span></font><br><br><b style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; ">تشکیلات، قوانین و هزینه‌ها</b><br><br><div style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; "><img src="http://pnu-club.com/imported/2013/09/735.jpg" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; ">&nbsp;<br></div><span style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; "><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; ">لحظه اهدای جوایز به سازنده برتر و سه راننده سریع‌تر</div></span><br><font class="Apple-style-span" color="#333333"><span class="Apple-style-span" style="font-size: 13px;">مسئولیت برگزاری و نظارت بر مسابقات فرمول یک با فدراسیون بین‌المللی اتومبیل (FIA) است که بر تمامی مسابقات اتومبیل‌رانی دنیا نظارت دارد. قوانین فرمول یک نیز توسط FIA تدوین می شود. البته تنها جنبه‌های فنی و ورزشی با این سازمان است و قوانین اروپایی فدراسیون بین‌المللی اتومبیل را از هرگونه کنترل تجاری بر روی این ورزش منع نموده است.</span></font><br><br><font class="Apple-style-span" color="#333333"><span class="Apple-style-span" style="font-size: 13px;">قوانین فرمول بسیار زیاد و محدود کننده است. تمامی عملکرد‌های اتومبیل (مانند دور موتور، حجم موتور، توان موتور) یک مقدار حداکثر دارد. استفاده از بسیاری از فن‌آوری های قبلی ممنوع شده است، تایرها مشخصات ویژه‌ای باید داشته باشند و همه چیز باید مطابق کتاب قوانین طراحی شود.&nbsp;</span></font><br><br><br><font class="Apple-style-span" color="#333333"><span class="Apple-style-span" style="font-size: 13px;">این مسئله اگر چه تا حدود زیادی خلاقیت‌ها را محدود می کند و دست مهندسان و طراحان را می بندد، اما از طرفی ضامن وجود ایمنی کافی برای رانندگان بوده و از طرف دیگر مانع از قدرت گرفتن بی حد و حصر سازندگان قوی تر می شود.</span></font><br><br><br><br><font class="Apple-style-span" color="#333333"><span class="Apple-style-span" style="font-size: 13px;">این قوانین به راحتی می توانند روند مسابقات را تغییر دهند، برای مثال در سال ۲۰۰۵ قوانین تایر عوض شد و اتومبیلها نمی توانستند در طول مسابقه تایرهای خود را تعویض کنند. دو شرکت اصلی سازنده تایر اتومبیل‌های فرمول یک، بریجستون و میشلین هستند و پس از تغییر قوانین، میشلین موفق‌تر عمل کرد.&nbsp;</span></font><br><br><font class="Apple-style-span" color="#333333"><span class="Apple-style-span" style="font-size: 13px;">این مسئله باعث شد مایکل شوماخر که از لاستیکهای بریجستون استفاده می کرد، نبرد‌ها را یکی پس از دیگری به رقیب خود فرناندو آلونسو ببازد. چرا که فرناندو آلونسو راننده تیم رنو از لاستیک میشلین استفاده می کرد. در آن سال مایکل شوماخر تنها در یک مسابقه از ۱۹ مسابقه برنده شد. و آن هم در جایزه بزرگ آمریکا بود که به دلیل ایمن نبودن لاستیك‌های میشلین در پیچ ۱۳، سازندگانی که از تایر میشلین استفاده می کردند از شرکت در مسابقات محروم شدند.&nbsp;</span></font><br><br><font class="Apple-style-span" color="#333333"><span class="Apple-style-span" style="font-size: 13px;">از سال ۱۹۷۱ تاکنون برنی اکلستون (Bernie Ecclestone) رییس فرمول یک بوده است. او ابتدا راننده بوده و سپس برای خود تیم داشته است. دوران ریاست وی دوران بسیار موفقی بوده و او توانسته با فروش حق پخش تلوزیونی و مدیریت قوی خود، فرمول یک را به تجارتی میلیارد دلاری تبدیل کند.&nbsp;</span></font><br><br><br><br><font class="Apple-style-span" color="#333333"><span class="Apple-style-span" style="font-size: 13px;">در حال حاضر منابع مختلف فرمول یک را به عنوان ورزشی می دانند که بیشترین ساعت تماشا در جهان را به خود اختصاص داده است. چرا که رخداد‌های پربیننده ورزشی نظیر جام جهانی فوتبال و المپیک با وجود داشتن تعداد بیشتر تماشاگر، هر چهار سال یکبار روی می دهند. ولی مسابقات فرمول یک در طول فصل مسابقات هر دو هفته یکبار برگزار می شوند.&nbsp;</span></font><br><br><br><font class="Apple-style-span" color="#333333"><span class="Apple-style-span" style="font-size: 13px;">طبق آمار ارائه شده از سوی وب‌سایت فوربس، مسابقات فرمول یک به صورت متوسط ۵۳۰ میلیون نفر بیننده دارد و گردش مالی سالانه تیمهای برنده تا ۴۰۰ میلیون دلار نیز می رسد.</span></font><br><br><div style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; "><img src="http://pnu-club.com/imported/2013/09/736.jpg" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; ">&nbsp;<br></div><span style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; "><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; ">برنی اکلستون در کنار از رانندگان فراری و مك‌لارن مرسدس‌بنز (از راست به چپ) روبنز باریکلو، میکا هکینن، میشائل شوماخر و دیوید کولتارد</div></span><br><font class="Apple-style-span" color="#333333"><span class="Apple-style-span" style="font-size: 13px;">هیچ ورزش دیگری به میزان فرمول 1 پیچیدگی ندارد و در هیچ ورزش دیگری به مانند این ورزش برای تحقیق و توسعه هزینه نمی شود. درآمد این ورزش از محل حق پخش تلوزیونی، تبلیغات و پرداختهای حامیان مالی تامین می شود. با این وجود همه نوع تبلیغاتی قبول نمی شود. برای مثال، شرکت مارلبورو که یکی از حامیان اصلی تیم فراری بود، دیگر مجاز به تبلیغ بر روی اتومبیلها و لباسهای رانندگان نیست. از سال ۲۰۰۷ به بعد هیچ شرکت دخانیاتی در مسابقات فرمول یک تبلیغات انجام نمی دهد.</span></font><br><br><font class="Apple-style-span" color="#333333"><span class="Apple-style-span" style="font-size: 13px;">مخارج و مبالغ صرف شده در مسابقات فرمول یک سرسام آور است. برای مثال، هزینه ساخت هر اتومبیل بیش از ۱.۵ میلیون دلار است. هزینه تمام شده برای هر فرمان فرمول یک در حدود ۴۰۰۰۰ دلار است. حق ورودیه یک تیم به فرمول یک ۴۷ میلیون دلار است و تنها موتور اتومبیل‌ها خرجی بالغ بر ۱۰۰ میلیون دلار روی دست تیمهای شرکت کننده می گذارد.</span></font><br><br><div style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; "><img src="http://pnu-club.com/imported/2013/09/737.jpg" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; ">&nbsp;<br></div><span style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; "><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; ">هزینه حمایت مالی از فرمول یک در سال ۲۰۰۴</div><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; "><br></div></span></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><font size="3"><b>مشخصات عمومی اتومبیل‌ها</b></font></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; ">&nbsp;</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; ">همان طور که پیش تر گفتیم مسابقات فرمول یک در سراسر دنیا از جذاب‌ترین مسابقات ورزشی به شمار می‌رود. سالانه چند صد میلیون‌ دلار توسط تیم‌های شرکت‌کننده و حامیان مالی آن‌ها خرج می‌شود و مبالغ مشابهی نیز از طریق فروش بلیت، تبلیغات، حق پخش تلوزیونی و سایر درآمد‌های جانبی عاید آن‌ها می‌شود. این مسابقات که از سال ۱۹۵۰ آغاز شده، تا کنون بدون وقفه ادامه دارد. در این قسمت ما به معرفی ویژگی های بکار رفته در ساخت این اتومبیل‌ها خواهیم پرداخت.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; ">&nbsp;</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><b>دقت مهندسی</b></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; ">اتومبیل فرمول 1 از ۸۰ هزار قطعه ساخته می‌شود. این به آن معنی است که اگر اسمبل کردن قطعات با دقت ۹۹.۹ درصد انجام شده باشد، باز هم اتومبیل در هنگام شروع ۸۰ قطعه مشکل‌دار خواهد داشت. طول سیم‌های استفاده شده در اتومبیل فرمول 1 به بیش از یک کیلومتر می‌رسد.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span></font><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><a href="http://narenji.ir/" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><font class="Apple-style-span" face="Arial"><img src="http://pnu-club.com/imported/2013/09/936.jpg" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></font></a></div><font class="Apple-style-span" face="Arial"><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; ">تصویری زیبا از تفکیک قطعات اتومبیل فرمول یک بنز</div></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; ">در موتور‌های اتومبیلهای فرمول یک میزان تولرانس و دقت اجزاء آنقدر بالا است که نمی‌توان آنها را زمانی که سرد هستند روشن نمود. برای همین، قبل از روشن شدن موتور لازم است که جریان روغن داغ و آب به موتور تزریق گردد تا اجزاء فلزی به مقدار لازم منبسط شوند و به پیستون‌ها اجازه دهند که داخل سیلندر حرکت کنند.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; ">&nbsp;</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; ">همچنین دقت بالای مهندسی در طراحی و ساخت سیستم‌های خنك‌کننده ضروری است، چرا که فشار مایع در شبکه خنك‌کننده آنقدر زیاد است که اگر یکی از شیرهای سیستم خنک‌کننده پاره شود، کل مایعات این سیستم ظرف یک ثانیه تخلیه می‌شود.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span></font><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><a href="http://narenji.ir/" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><font class="Apple-style-span" face="Arial"><img src="http://pnu-club.com/imported/2013/09/937.jpg" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></font></a></div><font class="Apple-style-span" face="Arial"><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; ">نمایی زیبا از لحظه شروع مسابقه</div></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><b>طول عمر</b></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; ">عمر تایرهای معمولی در حدود ۶۰ تا ۱۰۰ هزار کیلومتر است. ولی در فرمول 1 اوضاع کمی متفاوت است و عمر تایرهای این مسابقات تنها بین ۹۰ تا ۱۲۰ کیلومتر است. تصور اینکه در زندگی روزانه هر ۱۰۰ کیلومتر نیاز به تعویض لاستیک داشته باشید، بسیار زجر آور است.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; ">شاید تصور کنید حالا که یک میلیون دلار خرج موتور این اتومبیل‌ها می شود، حتما بیش از دو سه سال عمر خواهد کرد. البته باید به شما بگوییم عمر موتور‌ اتومبیل‌های فرمول یک از گل هم کمتر و در حدود دو ساعت است یعنی به اندازه یک مسابقه!</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; ">&nbsp;</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><b>وزن</b></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; ">اتومبیل فرمول 1 تنها ۵۵۰ کیلوگرم وزن دارد. به عبارت دیگر وزن این اتومبیل نصف وزن پژو 206 است. تصور کنید که در همین وزن قدرتی بیشتر از یک بوگاتی ویرون خوابیده باشد. البته این نکته نیز باید گفته شود که وزن واقعی اتومبیل فرمول یک باز هم کمتر از این مقدار است، اما برای تطابق با قوانینی که حداقل وزن را مشخص کرده‌اند، قطعات بالانس به کف اتومبیل افزوده می‌شود، تا افزایش وزن به گونه‌ای باشد که بیشترین تاثیر را بر حفظ تعادل وسیله نقلیه داشته باشد.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; ">&nbsp;</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; ">برای روشن شدن این مسئله کافی است بدانید که وزن شاسی اتومبیل فرمول یک تنها در حدود ۳۵ کیلوگرم است و با وجود آنکه ۸۵ درصد حجم اتومبیل فرمول یک از فیبر کربن تشکیل شده، این مقدار فیبر کربن تنها ۳۰ درصد از وزن اتومبیل را تشکیل می‌دهد.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; ">&nbsp;</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; ">لازم به توضیح است از آنجا که نیروی رو به پایین با افزایش سرعت بیشتر می‌شود، وزن وسیله نقلیه در سرعت‌های بالا افزایش می‌یابد. در سرعت ۲۴۰ کیلومتر بر ساعت، وزن اتومبیل فرمول یک به بیش از یک تن می‌رسد.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; ">البته بگذارید در اینجا به سوالی که تا مدتها ذهن خود مرا درگیر کرده بود، پاسخ دهم و آن این است که چرا اتومبیلهای فرمول یک که سریعترین اتومبیلهای جهان هستند، حداکثر سرعتی کمتر از اتومبیل‌های سوپر اسپورت نظیر بوگاتی ویرون دارند؟</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; ">پاسخ این سوال در دانستن سه نکته است. اول اینکه قوانین مسابقات برای حفظ ایمنی و جلوگیری از افزایش تصاعدی هزینه‌ها، به شدت از بالا رفتن قدرت و سرعت موتورها جلوگیری می کنند. برای مثال، بوگاتی موتوری ۱۶ سیلندری با گنجایش ۸ لیتر دارد. در حالی که موتور اتومبیل فرمول یک، ۸ سیلندری بوده و گنجایش آن تنها ۲.۴ لیتر است.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; ">&nbsp;</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; ">دور موتور و توان خروجی محدود شده است. همچنین استفاده از توربوشارژ از سال ۱۹۸۸ و استفاده از فلزاتی غیر از آلومینیوم و آلیاژهای آهن ممنوع شده است. بسیاری از قوانین دیگر نیز آیرودینامیک و بدنه را محدود می کنند، برای مثال بال‌ها نمی توانند از ارتفاع خاصی بیشتر باشند، استفاده از قطعات متحرک در بدنه به شدت محدود است.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; ">&nbsp;</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; ">همه این‌ها سبب می شود دست مهندسان و طراحان در بالا بردن سرعت محدود باشد. جالب است بدانید به علت سختگیرانه شدن قوانین، بعضا سرعت اتومبیل‌ها در طی زمان کمتر هم شده است. برای مثال حداکثر سرعت اتومبیلها در پیستهایی که نیروی رو به پایین زیادی لازم دارند، در حدود ۳۰۰ کیلومتر بر ساعت است که در مقایسه با سال ۲۰۰۵، ده کیلومتر بر ساعت کمتر و در مقایسه با سال ۲۰۰۴، پانزده کیلومتر بر ساعت کمتر شده است.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; ">در پیست‌هایی که به نیروی رو به پایین کمتری نیاز دارند، سرعت حتی تا ۳۷۰ کیلومتر بر ساعت نیز رسیده است. در خارج از پیست، اتومبیل هوندای سال ۲۰۰۶ با تخلفی بسیار جزئی از قوانین (استفاده از یک سکان متحرک برای حفظ پایداری) به سرعت ۴۰۰ کیلومتر بر ساعت هم دست یافته است.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; ">نکته دوم این است که در فرمول یک بجای سرعت، شتاب مطرح است. یعنی اگر اتومبیلی قادر باشد دیرتر ترمز کند یا بتواند در سرعتهای بالاتری پیچ و قوس‌ها را بپیماید، خود می تواند برگی برنده باشد. سه نوع شتاب در فرمول یک مبنای کار مهندسان است: شتاب خطی (سرعت گرفتن)، شتاب منفی خطی (ترمز کردن) و شتاب جانبی (گردش در قوس‌ها).</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; ">&nbsp;</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; ">اگر چه برای مورد اول نیاز است نیروی رو به پایین تا حد امکان به حداقل برسد، برای ترمز گرفتن و پیچیدن در قوس‌ها باید این نیرو (که در قسمت‌های بعدی بیشتر به آن خواهیم پرداخت) در حد مناسبی باشد. با مقایسه شتاب اتومبیل‌های فرمول یک با بوگاتی ویرون به نتایج جالبی می رسیم: صفر تا ۱۰۰ و صفر تا ۳۰۰ برای بوگاتی (مدل سوپر اسپورت) به ترتیب ۲.۴۶ و ۱۴.۶ ثانیه است. ولی برای اتومبیل فرمول یک این زمان‌ها به ترتیب ۱.۷ و ۸.۶ ثانیه است.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; ">یعنی زمانی بهترین مدل بوگاتی به سرعت ۳۰۰ کیلومتر بر ساعت می رسد که ۶ ثانیه از رد شدن عقربه سرعت شمار اتومبیل فرمول یک از این سرعت گذشته است. زمان رسیدن بوگاتی به سرعت ۴۰۰ کیلومتر بر ساعت ۵۵ ثانیه است. که این زمان به هیچ وجه در مسابقه فرمول یک در اختیار رانندگان قرار ندارد.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; ">در نهایت نکته سوم آنکه مسافت‌های مستقیم پیست‌ها به اندازه‌ای بزرگ نیست که به رانندگان اجازه دهد به حداکثر سرعت نهایی خود نزدیک شوند. مجموعه این عوامل سبب می شود که حداکثر سرعت اتومبیلهای فرمول یک کمتر از بوگاتی ویرون باشد. (۳۷۵ کیلومتر بر ساعت در مسابقه برای اتومبیل فرمول یک در مقابل ۴۳۱ کیلومتر بر ساعت در رکوردگیری برای بوگاتی ویرون)</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><b>فرمان</b></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; ">این فرمان شامل ۲۰ دکمه است که همه تنظیمات، از تنظیم دیفرانسیل تا دکمه محدود کننده سرعت در پیت استاپ (سرعت در پیت استاپ نمی‌تواند از مقدار مشخصی بیشتر باشد)، ارتباطات رادیویی و انتخاب دنده توسط این دکمه‌ها انجام می‌شود. در دوره‌های جدید دکمه "سبقت" به این فرمان افزوده شده است که زمانی که راننده آن را فشار دهد، می‌تواند از وسیله جلویی سبقت بگیرد. البته به شرطی که سر فاصله زمانی خودروی او با خودروی جلویی از یک ثانیه بیشتر نباشد. لازم به توضیح است که در هر مسابقه رانندگان سه فرمان در اختیار دارند.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; ">&nbsp;</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span></font><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><a href="http://narenji.ir/sites/default/files/uploaded/pw/71/2013/09/999549_523910484323089_1273337579_n-narenji-20130918.jpg" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><font class="Apple-style-span" face="Arial"><img src="http://pnu-club.com/imported/2013/09/938.jpg" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></font></a></div><font class="Apple-style-span" face="Arial"><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; ">فرمان اتومبیل بی ام‌ و به همراه توضیحات نحوه عملکرد&nbsp;<br></div></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><b>ارتباطات</b></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; ">۲۰۰ کانال داده از بیش از ۱۵۰ سنسور، اطلاعات را به صورت لحظه ای (Real time) از وسیله نقلیه به مرکز کنترل منتقل می‌کند. حجم اطلاعات تولیدی در انتهای مسابقه به بیش از ۲۵ گیگابایت می‌رسد. با این احتساب پهنای باند لازم برای ارتباط بین اتومبیل فرمول 1 و مرکز کنترل بالای ۳۲ مگابیت در ثانیه است.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><b>جعبه دنده</b></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; ">حکایت جعبه دنده اتومبیل فرمول 1 نیز با جعبه دنده دنیای معمولی بسیار فاصله دارد. برای مثال جعبه دنده اتومبیل بی‌ام و زابر ۲۰۰۸ از ۱۵۰۰ قطعه متفاوت تشکیل شده است و مونتاژ کردن آن ۴۰ ساعت کاری زمان می‌برد.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; ">بیش از ۵۰ نسبت دنده در این جعبه دنده تعبیه شده است و تعویض دنده در آن ۵۰ بار سریعتر از سرعت پلک‌زدن اتفاق می‌افتد. راننده در هر مسابقه بسته به پیست باید بین ۲۸۰۰ تا ۴۰۰۰ بار تعویض دنده انجام ‌دهد. در هنگام مسابقه دمای روغن در جعبه دنده تا ۱۵۰ درجه و دمای اگزوز تا ۹۵۰ درجه افزایش خواهد یافت.</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; ">&nbsp;</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span></font><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><a href="http://narenji.ir/sites/default/files/uploaded/pw/71/2013/09/f1saubercutawayfull-narenji-20130918.jpg" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><font class="Apple-style-span" face="Arial"><img src="http://pnu-club.com/imported/2013/09/939.jpg" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></font></a></div><font class="Apple-style-span" face="Arial"><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; ">سطح مقطع و اجزای تشکیل دهنده اتومبیل بی ام و&nbsp;<br></div></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><br></span></font><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><a href="http://narenji.ir/" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><font class="Apple-style-span" face="Arial"><img src="http://pnu-club.com/imported/2013/09/940.jpg" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></font></a></div><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><font class="Apple-style-span" face="Arial">تصویری زیبا از اتومبیل فراری</font></div><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><font class="Apple-style-span" face="Arial"><br></font></div><font class="Apple-style-span" face="Arial"><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><font size="3"><b>موتور</b></font>&nbsp;<br><br>تنها ۴ ثانیه طول می‌کشد تا اتومبیل فرمول 1 به سرعت ۱۶۰ کیلومتر بر ساعت رسیده و سپس توقف کامل نماید. حتی کند‌ترین اتومبیل‌های فرمول 1 صفر تا صد را در کمتر از ۱.۷ ثانیه و صد تا دویست را در کمتر از ۳.۸ ثانیه انجام می‌دهند.&nbsp;<br><br><br>همچنین، کمتر از ۹ ثانیه زمان لازم است تا سرعت اتومبیل‌های فرمول 1 از صفر به بیش از ۳۰۰ کیلومتر بر ساعت افزایش یابد. گشتاور ایجاد شده توسط این اتومبیل‌ها بیش از ۲۲۰۰ کیلوگرم بر متر است و میزان توان به وزن تولید شده در اتومبیل‌های فرمول یک در حدود ۲۰ برابر اتومبیل‌های عادی است.<br><br>دور موتور در اتومبیل‌های فرمول 1 تا ۱۸،۰۰۰ دور در دقیقه یا به عبارت دیگر ۳۰۰ دور در ثانیه می‌رسد. در این دور، شتاب هر پیستون به بیش از ۷۰۰۰ جی می‌رسد. البته لازم به توضیح است که دور موتور در اتومبیل‌های بعد از سال ۲۰۱۱ به ۱۸،۰۰۰ محدود شد و قبل از آن اتومبیل‌هایی بودند که دور موتور حداکثر در آنها بیش از رقم ذکر شده بود. برای مثال، حداکثر دور موتور اتومبیل بی‌ام و سال ۲۰۰۳ در حدود ۱۹،۲۰۰ دور در دقیقه بوده است.<br><br><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; "><a href="http://narenji.ir/" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><img src="http://pnu-club.com/imported/2013/09/1157.jpg" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></a></div><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; ">پرواز سنگدانه‌ها و شن‌های کنار پیست به دلیل قدرت موتور اتومبیل فرمول یک</div><br>در حال حاضر مطابق قوانین فرمول، موتور وسیله هشت سیلندر با گنجایش ۲.۴ لیتری است که مشابه مشخصات اتومبیل‌های معمولی است. شاید برای شما هم عجیب باشد که چگونه موتوری با چنین مشخصاتی بتواند چنان قدرتی تولید کند. بنابراین دور از انصاف نیست اگر بگوییم مهندسین فرمول یک می توانند از آب کره بگیرند.&nbsp;<br><br><br>البته در سال ۲۰۱۴ قرار است همه تیم‌ها از موتور بهبود یافته شش سیلندر ۱.۶ لیتری استفاده کنند که سبب صرفه‌جویی ۳۵ درصدی در مصرف سوخت می شود!<br><br>کنترل پیشرفته کشش در اتومبیل‌های فرمول یک سبب می‌شود که نیروی موتور در پیچ‌ها سریعتر اعمال شود. تخمین زده می‌شود که وجود این سیستم سبب کاهش زمان یک دور در پیست (که به آن لپ -Lap- گفته می‌شود) به میزان قابل ملاحظه ۰.۵ ثانیه می‌شود.<br><br>رکورد سرعت ثبت شده در مسابقات فرمول یک در مسابقات سال ۲۰۰۴ و توسط راننده تیم بی‌ام‌و آنتونیو پیزونیا حاصل شده است. وی توانست در جایزه بزرگ ایتالیا به سرعت ۳۶۹.۹ کیلومتر بر ساعت برسد. خوان پابلو مونتویا راننده کلمبیایی فرمول یک نیز در سال ۲۰۰۴ توانست به میانگین سرعت ۲۶۲ کیلومتر بر ساعت در کل لپ دست پیدا کند.<br><br>موتور اتومبیل‌های فرمول یک عطش بسیار زیادی دارد. این موتور هر ثانیه ۴۵۰ لیتر هوا مصرف می کند و نرخ مصرف سوخت آن در حدود ۳.۵ تا ۴ لیتر در دقیقه است. مصرف سوخت این اتومبیل‌ها در هر ۱۰۰ کیلومتر در حدود ۷۵ لیتر است. تقریباً می توان گفت&nbsp;<a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D8%A8%DB%8C_%28%DA%A9%D9%85%DB%8C%D8%AA%29" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; ">دبی</a>&nbsp;ورود بنزین به موتور، نصف دبی دوش آبی است که با فشار استاندارد تا آخرین حد باز است. تصور کنید هر دقیقه دو تا و نصفی بطری یک و نیم لیتری، بنزین به داخل موتور هدایت می شود.<br><br><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; "><a href="http://narenji.ir/" target="_blank" style="color: rgb(65, 115, 148); text-decoration: none; "><img src="http://pnu-club.com/imported/2013/09/1158.jpg" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></a></div><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; ">موتور رنو متعلق به مسابقات ۲۰۰۶ در اتومبیل آلونسو فاتح مسابقات می تپید. مشخصات گفته شده در بالا همه در خصوص این اعجوبه کوچک و هم‌بازی های اش بود.</div><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; "><br></div></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><font size="3"><b>بدنه و آیرودینامیک</b></font><br><br>شاسی اتومبیلهای فرمول یک را می توان یکی از معجزات مهندسی محسوب کرد. این سازه که اسکلت اصلی وسیله را تشکیل می‌دهد تنها ۳۵ کیلوگرم وزن دارد و تقریباً تمامی عناصری که بارهای مختلف فیزیکی را تحمل می‌کنند به آن متصل هستند.<br><br>بنابراین این سازه باید نیروهای بسیار قابل توجهی را در تمامی جهات تحمل کند. برای این منظور شاسی باید صُلبیّت زیادی داشته باشد. به این شاسی، در اصطلاح وان حمام گفته می شود.<br><br><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; "><a href="http://up.pnu-club.com/" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><img src="http://up.pnu-club.com/images/021tq7lfninvphqyxhvj.jpg" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></a><br><br>تصویری از یک وان حمام فرمول یک<br></div><br>برای آنکه از میزان زمانی که صرف ساخت شاسی می‌شود، اطلاع حاصل کنید، باید گفت که برای طراحی و ساخت شاسی اتومبیل فرمول یک بی ام و مجموعاً بیش از ۵۰۰ هزار نفر-ساعت صرف شده است. دو روز زمان لازم است تا تجهیزات اتومبیل بر روی این شاسی به صورتی نصب شود که اتومبیل کامل شود.<br><br>طراحی آیرودینامیک و اعمال نیروی رو به پایین در اتومبیلهای فرمول یک اهمیت بسیار زیادی دارد. برای مثال باید گفت که هواپیماهای کوچک در سرعتهایی پایین تر از سرعت اتومبیلهای فرمول یک از زمین برمی خیزند یا اصطلاحا تیک آف می‌کنند. بدون نیروی رو به پایین، کنترل این اتومبیلها در سرعت ۱۶۰ کیلومتر بر ساعت از دست خواهد رفت. حال آنکه سرعت در مسابقات فرمول یک تا بیش از دو برابر این مقدار افزایش می‌یابد.<br><br>بال اتومبیل فرمول یک کاملاً برعکس بالهای هواپیما عمل می‌کند، یعنی به جای این که آن را به پرواز درآورد، با وارد آوردن نیروی رو به پایین، اتومبیل را به شدت به زمین می‌چسباند. این عمل سبب می‌شود که گردش در قوسهای تند و تیز، با سرعت‌های بالاتر و ریسک واژگونی کمتر انجام‌پذیر باشد.<br><br>مقدار نیروی رو به پایین تولید شده در سرعت ۱۵۰ کیلومتر بر ساعت به اندازه وزن خود وسیله نقلیه است. این بدان معنی است که در تئوری اتومبیل فرمول یک می‌تواند در سرعتهای بالاتر از ۱۵۰ کیلومتر بر ساعت روی سقف یک تونل بدون سقوط کردن حرکت کند.<br><br>فضای داخل کابین راننده به حدی تنگ است که برای نشستن و برخواستن راننده باید فرمان وسیله از جای خود خارج شود. دنده ها از طریق پدالهای پشت فرمان تعویض می شود، کلاچ نیز روی فرمان و زیر پدال دنده ها قرار دارد.<br><br><br><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; "><a href="http://up.pnu-club.com/" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><img src="http://up.pnu-club.com/images/lws9lpaup13i3b5k7yt7.jpg" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></a><br><br><br>تنگی فضای در نظر گرفته شده برای راننده در این عکس مشهود است<br></div><br>آیرودینامیک عالی اتومبیلها یکی از مولفه های اصلی موفقیت تیم‌ها به شمار می‌رود. این مسئله باعث شده که برخی از تیمها تا بیش از صد نفر مهندس طراحی آیرودینامیک وسیله را استخدام کنند. بسیاری از طرحهای این مهندسان با هدف کاهش چند هزارم ثانیه‌ای زمان هر دور ارائه می‌شود که می‌تواند در نتایج نهایی، تاثیر قابل ملاحظه‌ای داشته باشد.<br><br>به مقاومت هوایی که اتومبیل در حین حرکت مواجه می‌شود، درگ (drag) گفته می‌شود. هدف از طراحی های جدید بدنه و قطعات کاهش نیروی درگ (drag) و افزایش نیروی رو به پایین و بهسازی رفتار اتومبیل در هنگام شکافتن هوا است. همه قطعات جدید ابتدا در تونل باد آزمایش می‌شوند و در صورتی که مهندسان استفاده از آن‌ را مناسب تشخیص دهند، برای آزمایشات میدانی در اتومبیلهای تست نصب می‌شوند.<br><br>بال جلو مولفه اصلی آیرودینامیک اتومبیل فرمول یک را تشکیل می‌دهد. جریان هوا ابتدا به بال جلو برخورد می‌کند و با این برخورد الگوی حرکت آن در طول بدنه مشخص می‌شود. زمانی که جریان هوا به بال عقب می‌رسد از سرعت آن تا ۳۰ درصد کاسته شده است.<br><br><br><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; "><a href="http://up.pnu-club.com/" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><img src="http://up.pnu-club.com/images/4qf68gmavt4n7yo2t9g.jpg" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></a><br><br><br>تصویر بال جلوی اتومبیل بی ام و<br></div><br>قوانین فرمول یک سعی می‌کنند برای بالا بردن ایمنی تا حد امکان از نیروی رو به پایین تولیدی بکاهند. این مسئله پیچیدگی طراحی‌ها را افزایش می‌دهد. چرا که مهندسان سعی می‌کنند با دور زدن قوانین باز هم نیروی رو به پایین را افزایش دهند. برآوردها حاکی از آن است که افزایش ده درصدی نیروی رو به پایین به منزله کاهش یک ثانیه‌ای در زمان هر لپ است.<br><br>به قسمتی از پشت بدنه که هوای زیر خودرو از آن عبور می‌کند دی‌فیوزر (diffuser) اطلاق می‌شود که به معنی منتشر کننده یا پخش کننده است. طراحی دی‌فیوزر‌ها در عملکرد نهایی خودرو بسیار مهم است، چرا که کنترل سرعت جریان هوای خروجی توسط آن انجام می‌شود. هر چه سرعت خروجی بیشتر باشد، فشار هوای زیر اتومبیل کمتر شده و نیروی رو به پایین بیشتری تولید خواهد شد.<br><br><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; "><a href="http://up.pnu-club.com/" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><img src="http://up.pnu-club.com/images/3kazg2s5ov9i2p87e4ua.jpg" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></a><br><br><br>نحوه عملکرد پخش‌کننده<br></div><br>نوع پیست و وضعیت آب و هوایی تعیین کننده میزان چسبندگی لازم وسیله به زمین است. در هوای بارانی باید نسبت به هوای صاف نیروی رو به پایین بیشتری تولید شود تا کاهش چسبندگی ناشی از وجود آب در سطح روسازی جبران شود.<br><br>شاسی یا قاب اصلی وسیله بسیار مستحکم است و از بیش از هزار قطعه تشکیل شده است. مطالح بکار رفته عموما از جنس کولار، فیبر کربن و فلز هستند. بالچه‌های جلو می‌توانند تا ۵۰۰ کیلوگرم، معادل ۶ انسان معمولی، نیروی رو به پایین را تحمل کنند. سیستم تعلیق جلویی فرمول یک آنقدر قوی است که می‌تواند تا دو تن فشار را تحمل کند. به عبارت دیگر فیبرهای کربنی که تایرها را به بدنه متصل می‌کنند می‌توانند وزن دو گاو را بدون شکستن تحمل کنند.<br><br>در ادامه این قسمت، اینفوگرافیکی آورده شده که سیر تکامل شکل بدنه در اتومبیل‌های مک لارن را نشان می دهد.<br><br><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; "><a href="http://up.pnu-club.com/" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><img src="http://up.pnu-club.com/images/8kmcluzyjltwwh4qnme6.jpg" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></a><br><br><br>تصویری زیبا از نمای پشتی اتومبیل مک لارن مرسدس‌بنز<br><br><br><br><br><a href="http://up.pnu-club.com/" target="_blank" style="color: rgb(65, 115, 148); text-decoration: none; "><img src="http://up.pnu-club.com/images/iipxcbnj5dhq3gqu16d.jpg" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></a><br><br>سیر تکامل اتومبیلهای مک لارن از ۱۹۷۴ تا ۲۰۰۸</div><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; "><br></div></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><font size="2"><b>سیستم ترمز</b></font><br><br>توان ترمز اتومبیلهای فرمول یک در حدود ۸۰۰ اسب بخار است. در ترمز‌های شدید زمانی که راننده فرمول 1 پای خود را بر روی پدال ترمز قرار می‌دهد، میزان شتاب منفی وارد شده به وی معادل برخورد با یک دیوار آجری با سرعت ۳۰۰ کیلومتر بر ساعت است.<br>این قدرت ترمزگیری تا حدی شدید است که برخی از رانندگان گزارش کرده‌اند که در هنگام ترمزهای بسیار شدید، آب غدد اشک‌ریز چشمی آنان به سمت ویزور پرتاب می‌شود. در زمان گرفتن ترمز، انرژی لازم برای رساندن سرعت اتومبیل از ۳۱۵ کیلومتر بر ساعت به ۱۸۵ کیلومتر بر ساعت معادل انرژی لازم برای پریدن یک فیل تا ارتفاع ده متری است.<br>دیسک ترمز فرمول یک از فیبر کربن ساخته شده است. این دیسک‌ها در هنگام ترمز تا دمای ۱۲۰۰ درجه سانتیگراد داغ می‌شوند که از دمای گدازه‌های آتشفشانی نیز بیشتر است. ترمزهای کربنی بکار گرفته شده در فرمول یک برای این که خوب عمل کنند باید حداقل به دمای ۵۰۰ درجه سانتیگراد برسند.&nbsp;<br>دمای این ترمز‌ها تا ۱۲۰۰ درجه سانتیگراد نیز افزایش می‌یابد. در صورتی که اتومبیلها پشت خودروی ایمنی گرفتار شده‌ باشند رانندگان با ترمز‌های متوالی دمای ترمز وسیله خود را در بازه مطلوب نگه ‌می‌دارند، چرا که در غیر این صورت ترمز آنان به صورت مناسبی عمل نخواهد کرد.<br><br><br><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; "><a href="http://up.pnu-club.com/" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><img src="http://up.pnu-club.com/images/g3g2sn6j8sd1opee5z4r.jpg" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></a><br></div><br><br>توقف کامل اتومبیل از سرعت ۲۰۰ کیلومتر بر ساعت تنها با ۵۵ متر خط ترمز انجام می‌شود و فقط ۱.۹ ثانیه به طول می‌انجامد. در حین مسابقه پس از آنکه رانندگان مسیری را با سرعت ۳۲۰ کیلومتر بر ساعت رانندگی کردند، برای رساندن سرعت به ۸۰ کیلومتر بر ساعت جهت هدایت اتومبیل در قوس تنها به ترمز ۱۰۰ متر قبل از قوس نیاز دارند تا در کمتر از سه ثانیه این تغییر سرعت انجام شود.<br><b><br><br>تایرها</b><br><br><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; "><a href="http://up.pnu-club.com/" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><img src="http://up.pnu-club.com/images/ezdq2zsaq42kastyfw5n.jpg" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></a><br><br><br></div>یک تایر خشک فرمول 1 زمانی به حالت عملکرد بهینه خود می‌رسد و بهترین چسبندگی را خواهد داشت که دمای الیاف تایر بین ۹۰۰ تا ۱۲۰۰ درجه سانتیگراد باشد. در سرعتهای بالا این تایرها تا ۵۰ بار در ثانیه به دور خود می‌چرخند. تایرها در دوره عمر حدود صد کیلومتری خود تقریبن ۵۰۰ گرم از وزن خود را به علت فرسایش از دست می‌دهد.<br><br><br><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; "><a href="http://up.pnu-club.com/" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><img src="http://up.pnu-club.com/images/wcfvnhqkosoqa8s56c.jpg" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></a><br>فرسایش تایر در مسابقات فرمول یک<br><br></div>رانندگان اتومبیل‌های فرمول در تشخیص باد لاستیک‌های وسایل نقلیه خود بسیار حساسند به طوری که حتی قادرند اختلاف فشار تایرها در بازه کمتر از ۰.۱۰ اتمسفر را تشخیص دهند. در تایرها بجای استفاده از هوا از گاز نیتروژن استفاده می‌شود تا هیچ بخار آبی در تایرها وجود نداشته باشد. چرا که بخار آب در صورت گرم شدن تایر باعث افزایش شدید فشار تایر می‌شود. در پیت استاپ‌ها، تعویض تایرهای اتومبیل‌ها عموماً در کمتر از ۴ ثانیه انجام می‌شود.<br>زمانی که اتومبیل ایمنی وارد پیست مسابقه می‌شود، رانندگان مجبور هستند از سرعت خود بکاهند و پشت سر خودروی ایمنی قرار بگیرند. این مسئله باعث می‌شود که تایرها سرد شوند و اصطکاک مناسب بین تایر و سطح راه از دست برود. به همین دلیل آن‌ها به شدت فرمان را به چپ و راست حرکت می‌دهند تا با ویبره کردن تایرها، آن‌ها را گرم کرده و اصطکاک را در بازه مطلوب حفظ کنند.<br>دمای تایرها در هنگام مسابقه به ۱۶۰ درجه سانتیگراد می‌رسد. حتی بعد از اتمام مسابقه در حدود ۱۲۰ درجه سانتیگراد است. این حرارت آنقدر هست که بتوان روی تایرها نیمرو درست کرد. البته بهتر است تنها در صورتی این کار را بکنید که ترکیب نیمروی تخم‌مرغ با خرده لاستیک را دوست داشته باشید.<br><br><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; "><a href="http://up.pnu-club.com/" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><img src="http://up.pnu-club.com/images/ttjmknhwze18fgc49kpz.jpg" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></a><br>لوئیس هملیتون پس از پیروزی (میزان فرسایش تایر در این شکل به راحتی مشهود است)<br><br></div>اگر راننده‌ای در پیچ خاصی ترمز شدید بگیرد، ممکن است در قسمتی از تایر نقطه صاف ایجاد شود. این مسئله باعث می‌شود که کنترل وسیله دچار اشکال شود و در بدنه لرزش‌های شدیدی ایجاد شود. در بسیاری از موارد، در صورت وقوع "نقطه صاف" در تایر، راننده مجبور می‌شود که پیت استاپ انجام دهد.<br>در فرمول یک برای شرایط مختلف آب و هوایی تایرهای مختلفی وجود دارد. گاهی اوقات تغییر شرایط جوی سبب می شود که رانندگان مجبور شوند استراتژی رفتن به پیت را تغییر دهند تا بتوانند با تایر مناسب به ادامه مسابقه بپردازند.<br>تایر‌ها از لحاظ چسبندگی و دوام با یکدیگر تفاوت دارند و در سال ۲۰۱۳ به شش دسته سخت (حلقه نارنجی در بغل تایر)، متوسط (حلقه سفید)، نرم (حلقه زرد)، بسیار نرم (حلقه قرمز)، بارندگی بدون وجود آب در سطح پیست (حلقه سبز) و بارندگی کامل (حلقه آبی) تقسیم می شوند. چهار نوع اول مربوط به شرایط خشک هستند و هر چه تایری سخت‌تر باشد کمترین چسبندگی و بیشترین دوام را دارد.<br>دوام بیشتر به معنی دیرتر رفتن به پیت استاپ است که می تواند بسته به استراتژی تیم شرکت‌کننده به تغییر موقعیت راننده در جدول نتایج کمک کند. در سال‌های گذشته تایرهای میشلین و بریجستون در مسابقات استفاده می شد ولی برای سال 2013 تنها تایرهای پیرلی بکار گرفته شده است. این تایرها در شرایط خشک از نوع بدون آج (slick tire) هستند ولی برای شرایط بارندگی آج دارند.<br>همان طور که در تصویر می بینید، عمق آج در تایرهای آبی بیشتر از تایرهای سبز است. لازم به توضیح است که تایرهای پیرلی در فصل ۲۰۱۳ در یکی دو مورد (جایزه بزرگ بریتانیا و بلژیک) عملکرد مطلوبی از خود نشان ندادند، به همین جهت میشلین اعلام آمادگی کرده است که از سال ۲۰۱۴ دوباره وارد مسابقات فرمول یک شود.<br><br><br><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; "><a href="http://up.pnu-club.com/" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><img src="http://up.pnu-club.com/images/wdfzf8hkdpvpmsktev1.jpg" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></a><br><br>تایرهای استفاده شده در فصل ۲۰۱۳ مسابقات فرمول یک</div><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; "><br></div><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; "><br></div></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><font size="3"><font color="#000000"><b>پیست مسابقه</b></font></font><br><br>در حال حاضر مسابقات فرمول یک در ۱۹ پیست برگزار می شود. این پیستها در کشورهای استرالیا، مالزی، چین، بحرین، اسپانیا، موناکو، کانادا، بریتانیا، مجارستان، بلژیک، ایتالیا، سنگاپور، کره، ژاپن، هند، امارات، آمریکا و برزیل قرار دارند. این مسیرها همه به صورت مدارهای بسته طراحی می شوند. تعداد دورهای لازم برای اتمام مسابقه به این صورت تعیین میشود که حداقل ۳۰۵ کیلومتر توسط اتومبیلها طی شود.<br><br><br><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; "><a href="http://up.pnu-club.com/" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><img src="http://up.pnu-club.com/images/tf73l40i982acwjaizr0.jpg" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></a><br>کشورهایی که در آن‌ها مسابقات فرمول یک برگزار می شود با رنگ سبز نشان داده شده اند.<br></div><br>نکته جالب آن است که هفت کشور از این مجموعه در آسیا واقع شده و دو کشور امارات و بحرین نیز در همسایگی ما هستند. به امید آنکه روزی این پیستها در کشور ما نیز ساخته شود و ما در کشور خودمان نیز شاهد برگزاری مسابقات فرمول یک باشیم.<br><br><br><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; "><a href="http://up.pnu-club.com/" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><img src="http://up.pnu-club.com/images/dxt8291dqkctn7ofeuo9.jpg" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></a><br>مسابقه در کویر<br><br><br><br><a href="http://up.pnu-club.com/" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><img src="http://up.pnu-club.com/images/i2wb9x9sfl4aviwu7kr9.jpg" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></a><br>قوس ۱۸۰ درجه در پیست موناکو<br></div><br>به دلیل کمبود فضا، مسابقات در پیست‌های موناکو و سنگاپور در راه‌های شهری انجام می‌شود. قبل از برگزاری مسابقات در این شهرها، تمام درپوش‌های فلزی در سطح راه (منهول‌ها) به قابشان جوش داده می‌شوند، چرا که مکش ایجاد شده توسط نیروی رو به پایین در اتومبیلهای فرمول یک به حدی است که می تواند این درپوش‌ها را از جا بکند.<br><br>از آنجا که وجود هر گونه خرابی روسازی در این پیست‌ها بسیار خطرناک است، می توان نتیجه گرفت که شرایط روسازی راه در این شهرها آنقدر عالی است که حتی با در نظر گرفتن استاندارد‌های بسیار سختگیرانه فرمول یک نیز مورد تایید قرار می گیرد.<br><br>وجود تونلی در پیست موناکو که شرایط نوری در آن از روشن به تاریک و بالعکس به شدت تغییر می‌کند، فشار زیادی را به چشم رانندگان وارد می‌کند. تصور کنید که در یک لحظه با سرعت بسیار زیادی از یک فضای روباز به فضای نسبتاً تاریک وارد می‌شوید. به دلیل آنکه در محیط روشن مردمک چشم شما جمع شده است، با ورود به تونل نور کمی به چشم می‌رسد و قدرت دید محدود می‌شود (تا تطبیق نهایی، همه چیز بسیار تاریک‌تر از معمول دیده می‌شود).<br><br>همین اتفاق در خروج از تونل نیز می‌افتد و در یک لحظه نور شدیدی به چشم تابانده می‌شود (همه چیز بسیار روشن‌تر از حد معمول دیده می‌شود). این مسئله تصمیم‌گیری و واکنش را در فرصت‌های بسیار کوتاه با مشکل مواجه می‌کند. در سال ۲۰۰۱، روشنایی این تونل تصحیح شد، ولی هنوز هم رانندگی در این تونل با فشاری که به چشم وارد می‌کند، یکی از چالش‌های جدی در فرمول یک به شمار می‌رود.<br><br><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; "><br><a href="http://up.pnu-club.com/" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><img src="http://up.pnu-club.com/images/9d3afwoqbzgslkewbxdo.jpg" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></a><br>دهانه تونل در پیست موناکو، تغییر نوری شدید در این دهانه محسوس است.<br></div><br>به مجموعه‌ای از پیچ‌ها که در کنار هم قرار گرفته‌اند، شیکان گفته می‌شود. برای مثال از ترکیب دو قوس افقی در خلاف جهت، شیکان S شکل به وجود می‌آید. شیکان‌ها عموما برای کاهش سرعت رانندگان قبل از یک مسیر مستقیم طولانی به کار گرفته می‌شوند. شدید‌ترین ترمزها در پیست مونتزا در ایتالیا گرفته می‌شود. در پیچ اول این پیست سرعت خودروها ظرف دو ثانیه از ۳۲۰ کیلومتر به ۱۰۰ کیلومتر در ساعت کاهش می‌یابد.<br><br><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; "><a href="http://up.pnu-club.com/" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><img src="http://up.pnu-club.com/images/npbymf84wn138gv2fk0e.jpg" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></a><br>تقویم برگزاری مسابقات و پلان پیست‌های مختلف<br></div><br>جلوترین موقعیت شروع مسابقه موقعیت پل (Pole position) گفته می‌شود. این موقعیت به راننده‌ای داده‌ می‌شود که توانسته در مسابقه مقدماتی که یک یا دو روز قبل از مسابقه اصلی برگزار می‌شود، سریعترین زمان را به خود اختصاص داده باشد. از آنجایی که سبقت گرفتن در مسابقات فرمول یک به ندرت اتفاق می‌افتد، اتومبیلی که در این موقعیت قرار می‌گیرد بخت بالایی برای برنده شدن در مسابقه دارد.<br><br><br><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; "><a href="http://up.pnu-club.com/" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><img src="http://up.pnu-club.com/images/dib0eccmb097qzn4g38q.jpg" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></a><br>نمایی از پیست مسابقه قبل از شروع<br></div><br>قبل از شروع مسابقه اصلی رانندگان یک بار در پیست بسته گردش می کنند که به آن دور آرایش گفته می‌شود. در این لپ رانندگان با ترمزهای نسبتا شدید و حرکت مواج، دمای خودرو، دیسک ترمز و تایر را به حد مطلوب می‌رسانند. سپس به محل شروع مسابقه رفته و در موقعیت خود قرار می‌گیرند.<br><br><br><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; "><a href="http://up.pnu-club.com/" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><img src="http://up.pnu-club.com/images/tjbrqw0xaihkxnhbkfy.jpg" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></a><br>اتومبیل‌های فرمول یک در خط شروع<br><br><br><br><a href="http://up.pnu-club.com/" target="_blank" style="color: rgb(65, 115, 148); text-decoration: none; "><img src="http://up.pnu-club.com/images/482yf70knr1jwvl2ak1j.jpg" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></a><br>زاویه دید تماشاچیان مشتاق فرمول یک</div><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; "><br></div></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><font size="3"><b>رانندگان و تیم‌ها</b></font><br><br>عمر رانندگان فرمول یك زیاد با سابقه كار آنان تفاوت ندارد. اکثر رانندگان فرمول یک همانند میشائل (مایکل) شوماخر یا سباستین فتل از اوان طفولیت و از مسابقات کارتینگ شروع می‌کنند و سپس قبل از ورود به دنیای فرمول یک، در مسابقات فرمول فورد، فرمول رنو، فرمول 3 و جی‌پی2 شرکت می‌کنند. قبل از جی‌پی2، فرمول دو و فرمول 3000 بودند که نقش خوراک‌دهنده رانندگان فرمول یک را بر عهده داشتند.<br><br><br><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; "><a href="http://up.pnu-club.com/" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><img src="http://up.pnu-club.com/images/51y2a2kylbq2xmf06lp.jpg" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></a><br><br><br>سباستین فتل در كودكی به همراه مایکل شوماخر (در یك مصاحبه وقتی از فتل پرسیدند دوست داری شوماخر شوی؟ گفت نه دوست دارم فتل شوم)<br></div><br>ممکن است رانندگی فرمول یک در ظاهر آسان به نظر برسد، اما در واقعیت این شغل بسیار سنگین و طاقت‌فرسا است. رانندگان فرمول یک افرادی بسیار متعهد به کار هستند و در عمر حرفه‌ای خود رژیم غذایی و تمرینی بسیار سختی را پشت سر می‌گذراند. بالا تنه، بازوها و دست‌های رانندگان باید قوی باشد، چرا که فرمان دادن در پیچ‌های تند و در سرعت‌های بالا به علت شدید شدن نیروی رو به پایین و افزایش چند برابری وزن وسیله نقلیه، سخت و دشوار است.<br><br>به طور متوسط یک راننده فرمول 1 در طی یک مسابقه ۴ کیلوگرم از وزن خود را از دست می‌دهد. این مسئله به علت زمان طولانی است که این افراد در معرض شتاب جی و گرمای بسیار بالا قرار می‌گیرند. در یک مسابقه فرمول 1 راننده در هنگام ترمز و گردش شتاب وحشتناک ۵ جی و در ترمزهای شدید شتاب ۴.۵ جی را تحمل خواهد کرد.<br><br>این رقم‌ها بیشتر از شتاب وارده به فضانوردان در شاتل است كه بین ۲ تا ۳ جی برآورد می شود. معنی این شتاب زیاد آن است که گردن راننده در این شتاب‌ها باید به جای وزن یک سر، وزن ۵ سر را تحمل کند که به چپ یا راست حرکت می‌کنند (وزنی تا ۳۵ کیلوگرم). به همین دلیل ساختن ماهیچه‌های قوی برای گردن از اولویت‌های رانندگی فرمول 1 به شمار می‌رود.<br><br>اگر شخصی معمولی تحت چنین شتابی قرار گیرد، مانند بچه‌ها به گریه خواهد افتاد، چرا كه این حس به وی دست می دهد كه الیاف گردنش در حال گسیختن از یكدیگر هستند. رانندگان تمرینات گردن بسیار سنگینی دارند (تا بیش از ۱.۵ ساعت در هر دوره تمرین) و در نتیجه گردن همگی آنان نسبت به افراد معمولی با اندام مشابه کلفت‌تر است. شاید بتوان این افراد را در زمره انسان‌هایی دانست که به معنی واقعی کلمه گردن کلفت هستند.<br><br><br><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; "><a href="http://up.pnu-club.com/" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><img src="http://up.pnu-club.com/images/v9bllu7h3m5oi5rnz4z9.jpg" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></a><br>انعطاف پذیری گردن مایکل شوماخر<br></div><br><br>در هر مسابقه، به علت گرمای زیاد داخل کابین، آنها عموماً ۳ لیتر از آب بدن خود را از دست می‌دهند. برای جبران این مشکل رانندگان قبل از مسابقه مقدار زیادی نوشیدنی‌‌های انرژی‌زا و آب می‌نوشند. و در حین مسابقه نیز از طریق لوله‌ تعبیه شده در کلاه ایمنی به مایعات دسترسی دارند.<br><br>در هر صورت نشستن در جلوی موتوری با چنان قدرت نمی‌تواند چندان هم راحت باشد. تحقیقات ورزشی بر تاثیر مقدار مایعات بدن انسان روی توانایی‌های وی صحه می‌گذارد. مطابق تحقیقات، در صورتی که شخصی ۴ درصد از مایعات بدن خود را از دست دهد، توانایی‌های ذهنی – فیزیکی وی به میزان ۴۰ درصد کاهش می‌یابد.<br><br>بر روی ویزور راننده لایه‌های پلاستیکی متعددی وجود دارد که در هنگام کثیف شدن روی ویزور یا محدود شدن دید به علت وجود قطرات آب باران، راننده آن‌ها را از روی ویزور جدا می‌کند تا نیازی به تمیز کردن سطح ویزور نباشد.<br><br><br><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; "><a href="http://up.pnu-club.com/" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><img src="http://up.pnu-club.com/images/5l548ie2yfhu1zap5ff.jpg" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></a><br>نحوه نوشیدن آشامیدنی در حین حركت در مسابقات فرمول یک<br></div><br>استرس وارد شده به رانندگان به گونه‌ای است که ضربان قلب آنان تا ۲۰۰ ضربه در دقیقه نیز افزایش می‌یابد و در مدت زمانی زیادی نیز این مقدار در محدوده ۱۵۰ باقی می‌ماند. فشار خون رانندگان نیز تا ۵۰ درصد افزایش می‌یابد.<br><br>روی هم رفته فشار وارده شده به بدن آنان مشابه فشار حاصل از شرکت در یک مسابقه ماراتن است. میزان کالری سوخته شده در طی یک مسابقه در حدود ۶۰۰ تا ۱۲۰۰ کیلوکالری است که معادل انرژی مصرف شده در یک مسابقه ماراتن است.<br><br>برای جبران کاهش مایعات بدن رانندگان، لوله‌هایی در کلاه آنها وجود دارد که از طریق آنها در حین مسابقه مایعات انرژی‌زا می‌نوشند. همچنین شایان ذكر است كه صندلی رانندگان با قالب‌گیری از حالت نشستن آنان ساخته می شود.<br><br>فشار لازم جهت فشار دادن پدال ترمز در حدود ۸۰۰ پوند در اینچ است. دمای درون کابین به دلیل قرار گیری راننده در جلوی موتوری بسیار قوی، می‌تواند تا بیش از ۵۰ درجه سانتیگراد افزایش یابد. و همچنین نیاز به تمرکز پیوسته تا ۳۰۰ کیلومتر وجود دارد. چون حتی یک لحظه از دست رفتن تمرکز می‌تواند به قیمت تصادف و خارج شدن از مسابقه منجر شود.<br><br>ضربان قلب رانندگان در شرایط معمولی در حدود ۶۰ تپش در دقیقه است، چرا که قلب این افراد قوی‌تر از انسان‌های عادی است و برای پمپاژ کردن خون نیاز به تعداد کمتری تپش وجود دارد. اما جالب اینجا است که ضربان قلب راننده‌ها در شرایط مسابقه تا ۲۱۰ تپش در دقیقه نیز افزایش می‌یابد. این شدت ضربان برای افرادی که در وضعیت جسمی عالی به سر نمی‌برند می‌تواند کشنده باشد.<br><br>در مسابقات فرمول یک هر راننده در هر سال شماره ویژه خود را دارد. این شماره بر حسب موقعیت رانندگان و سازندگان در مسابقات دوره گذشته به آنها اختصاص داده می‌شود. قهرمان سال گذشته شماره یک و هم‌تیمی وی شماره دو خواهد بود.<br><br>سپس نفر اول سازنده دوم شماره سه و هم‌تیمی وی شماره چهار خواهد بود. جالب اینجا است که برای پرهیز از هر گونه حاشیه، شماره 13 به هیچ راننده‌ای اختصاص داده نمی‌شود.&nbsp;<br><br>تا سال ۲۰۱۳ مایکل شوماخر با هفت دوره قهرمانی، رکورد‌دار تعداد قهرمانی است. او همچنین رکورددار قهرمانی‌های متوالی نیز هست و در فاصله سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۴، پنج قهرمانی متوالی را به نام خود ثبت کرده است. او از لحاظ اخلاقی نیز شخصیت برجسته‌ای دارد و قسمت عمده‌ای از درآمد چند صد میلیونی خود را به امور خیره اختصاص داده است.<br><br>پس از وی خوان مانول فانجیو با چهار دوره قهرمانی متوالی در بازه ۱۹۵۴ تا ۱۹۵۷ قرار گرفته است. او پیرترین قهرمان نیز به شمار می‌رود چرا كه در سال ۱۹۵۷ هنگام قهرمانی نهایی، ۴۶ سال و ۴۱ روزه بود.<br><br>از نكات جالب در مورد رانندگان آن‌ است که گراهام هیل و پسرش داموند هیل تنها پدر – پسری بودند که توانستند هر دو به قهرمانی مسابقات فرمول یک برسند. پدر در سال‌های ۱۹۶۲ و ۱۹۶۸ قهرمان شد و پسر در سال ۱۹۹۶ عنوان قهرمانی را به خانواده بازگرداند. در زیر تصاویری از رانندگان مشهور فرمول یك را می بینید.<br><br><br><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; "><a href="http://up.pnu-club.com/" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><img src="http://up.pnu-club.com/images/6pbpaw84c9fzcc7fffol.jpg" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></a><br>كیمی رایكونن راننده فنلاندی فرمول یك و قهرمان مسابقات در سال ۲۰۰۷<br><br><br><a href="http://up.pnu-club.com/" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><img src="http://up.pnu-club.com/images/ykguoj1ca7wxa4j9gnst.jpg" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></a><br>نیكو روزبرگ راننده آلمانی تیم بی ام و ویلیامز در سال ۲۰۱۳<br><br><br><a href="http://up.pnu-club.com/" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><img src="http://up.pnu-club.com/images/oha8zjbf12ei63s58aev.jpg" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></a><br>فرناندو آلونسو، قهرمان دو دوره مسابقات فرمول یك<br></div><br><b><br>پیت استاپ</b><br>در پیست مسابقات، محلی به نام پیت (Pit) وجود دارد كه رانندگان تعویض چرخ‌ها و پر كردن باك سوخت خود را در آنجا انجام می دهند. در پیت استاپ‌ها در هر ثانیه ۱۲ لیتر سوخت به اتومبیل فرمول یک تزریق می‌شود. فناوری استفاده شده در این تجهیزات مشابه فناوری سوخت‌رسانی بالگردهای ارتش آمریکا است.<br><br>کل فرآیند سوخت‌رسانی و تعویض هر ۴ چرخ اتومبیل در پیت‌استاپ‌های موفق در ۳ ثانیه انجام می‌شود. یعنی حتی شاید در کمتر از زمانی که شما این نکته را می‌خوانید.<br><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; "><br><a href="http://up.pnu-club.com/" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><img src="http://up.pnu-club.com/images/dlia301mpvr964v9m2hc.jpg" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></a><br>انجام پیت‌استاپ برای اتومبیل فراری<br></div><br>در هر مسابقه، اتومبیل‌های فرمول یک عموماً یک یا دوبار پیت‌استاپ خواهند داشت. در هنگام انجام پیت استاپ‌ها نمونه‌ای از روغن اتومبیل برداشته می‌شود و با آزمایش آن در اسپکترومتر، نوع و مقدار ذرات فلزی موجود در روغن شناسایی می‌شود. نتایج این آزمایش اطلاعات ارزشمندی را در زمینه وضعیت وسیله در اختیار مهندسان قرار می‌دهد.<div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; "><br><br><a href="http://up.pnu-club.com/" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><img src="http://up.pnu-club.com/images/fntvuebnzlujbvdglhd.jpg" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></a><br>پرسنل پیت‌استاپ به همراه شرح وظایف (تیم بی ام‌ و</div><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; "><br></div></span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-size: 13px; line-height: 15px; "><font size="3"><b>بهترین رانندگان تاریخ فرمول یك</b></font><br><br>آلبرتو آسكاری ، راننده تیم فراری، یكی از بزرگترین رانندگان فرمول یك است كه در سالهای ۱۹۵۲ و ۱۹۵۳ قهرمان مسابقات شده و در مسابقات جایزه بزرگ سال ۱۹۵۵ موناكو، به طرز معجزه‌آسایی از یك تصادف جان سالم به در برد. در سال ۱۹۵۲، او در هر مسابقه‌ای شركت كرد، اول شد.<br><br>او در سال ۱۹۵۳ قهرمانی خود را تكرار كرد. در سال ۱۹۵۵، چهار روز پس از آنكه از یك تصادف وحشتناك جان سالم به در برده بود، در هنگام آزمایش یك خودرو فراری دچار سانحه شده و جان خود را از دست داد. نكته عجیب آنكه پدر وی نیز همانند وی در ۳۶ سالگی در تصادف رانندگی كشته شده بود و او نیز ۴ روز قبل از مرگ از یك تصادف بسیار شدید جان به در برده بود.<br><br><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; "><a href="http://up.pnu-club.com/" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><img src="http://up.pnu-club.com/images/j5qlje42fcidxyfj2ii3.jpg" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></a><br>آلبرتو آسكاری، قهرمان دو دوره مسابقات فرمول یك<br></div><br><br><br>جیم کلارک ، گوسفندداری اسكاتلندی بود كه به رانندگی تیم لوتوس رسید. در سال ۱۹۶۴، او نبرد قهرمانی را به گراهام هیل باخت و دوم شد. ولی در سال بعد، ناكامی را جبران كرده و قهرمان مسابقات شد. او این قهرمانی را در سال ۱۹۶۵ نیز تكرار كرد. ولی در سال ۱۹۶۸ در حالی كه اولین مسابقه را با قهرمانی پشت سر گذاشته بود، در مسابقات فرمول دو در پیست هاكنهیم تصادف كرده و كشته شد.<br><br><br><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; "><a href="http://up.pnu-club.com/" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><img src="http://up.pnu-club.com/images/s162x1mqq64fr2jn6c9l.jpg" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></a><br>جیم کلارک، قهرمان دو دوره مسابقات فرمول یک<br></div><br><br>خوان مانوئل فانگیو بی شك یكی از برجسته‌ترین‌های این ورزش به شمار می آید. هنوز هم به باور بسیاری از كارشناسان، وی بهترین راننده فرمول یك است. با وجود آن كه وی تنها توانست در ۵۱ مسابقه شركت كند، در ۲۴ مسابقه نفر اول شد و در ۲۸ مسابقه در موقعیت اول برای شروع قرار گرفت.<br>او ابتدا یك راننده و مكانیك در آرژانتین بود. اما آنقدر از خود استعداد نشان داد كه دولت آرژانتین در سال ۱۹۴۹ بورسی به وی اعطا كرد كه به اروپا برود. در مسابقات فرمول یک سال‌های ۱۹۵۱، ۱۹۵۴ و در بازه ۱۹۵۵ تا ۱۹۵۷ مجموعاً پنج دوره قهرمان مسابقات شد.<br><br><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; "><a href="http://up.pnu-club.com/" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><img src="http://up.pnu-club.com/images/rpzglp4qev21l84i.jpg" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></a><br>خوان مانوئل فانگیو، قهرمان پنج دوره مسابقات فرمول یك<br></div><br><br>آلن پروست یكی دیگر از رانندگان بسیار باهوش فرمول یك است كه به دلیل تفكر تاكتیكی در مسابقات به او لقب «پروفسور» داده بودند. او مسابقه را با خونسردی و به آرامی آغاز می كرد و با ترمز، مصرف سوخت، تایر و سایر تجهیزات وسیله خود محافظه‌كارانه برخورد می كرد. ولی در انتهای مسابقه بر فشار وارده بر اتومبیل افزوده و نتیجه می گرفت.<br>او مسابقات فرمول یك را با تیم مک لارن شروع كرد، ولی بعد به تیم رنو رفت. در سه سال‌ بعد وی به ترتیب پنجم، چهارم و دوم شد. با بازگشت وی به مک لارن وی در مسابقات ۱۹۸۴ دوم شد ولی در سال ۱۹۸۵ نوار پیروزی های وی آغاز شد. او در سال‌های ۱۹۸۶، ۱۹۸۹ و ۱۹۹۳ قهرمانی خود را تكرار كرد و پس از قهرمانی آخر كلاه خود را آویزان نموده و در اوج خداحافظی كرد.<br><br><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; "><a href="http://up.pnu-club.com/" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><img src="http://up.pnu-club.com/images/gafwnjhcautcc4z9grfn.jpg" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></a><br>آلن پروست، قهرمان ۴ دوره مسابقات فرمول یك<br></div><br><br>میشائیل (مایکل) شوماخر نامی است كه دیگر برای هیچ‌كس از علاقمندان به ورزش ناآشنا نیست. او از زمان آغاز دوران حرفه‌ای خود در سال ۱۹۹۱ در جایزه بزرگ بلژیك استاندارد‌های جدیدی را برای مسابقات فرمول یك بوجود آورد. پس از آنكه او در سال‌های ۱۹۹۴ و ۱۹۹۵ قهرمان مسابقات شد، رقیبانش به رمز پیروزی وی پی بردند: وقف كامل به شغل و وسواس كامل به آمادگی جسمانی.<br><br>در سال ۱۹۹۶ میشائیل شوماخر به تیم فراری منتقل شد تا بتواند بعد از ۱۹۷۹ مجدداً قهرمانی را به فراری برگرداند. او بارها به این هدف نزدیك شد تا در نهایت در سال ۲۰۰۰ توانست قهرمان مسابقات شود و این عنوان را چهار بار دیگر به صورت متوالی تكرار كند.<br><br><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; "><a href="http://up.pnu-club.com/" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "></a><a href="http://up.pnu-club.com/" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><img src="http://up.pnu-club.com/images/oell64oy0urjcvi5ne0.jpg" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></a><br>میشائل شوماخر، قهرمان ۷ دوره مسابقات فرمول یك<br></div><br><br>آیرتون سنا: اما شاید قصه‌ همه قهرمان‌ها آنقدرها شیرین نباشد. داستان تراژیك قهرمان اسطوره‌ای برزیلی مسابقات فرمول یك، آیرتون سنا، كسی است كه هنوز هم در یاد و خاطره دوستداران فرمول یك زنده است. اگر چه به اعتقاد بسیاری، میشائیل شوماخر بهترین بوده است، اما قطعاً سنا سریع‌ترین بوده است.<br>او ۶۵ بار در موقعیت پل (Pole position) قرار داشته است و ركورددار است. موقعیت پل زمانی كسب می شود كه در مسابقات مقدماتی، راننده‌ای بهترین زمان را بدست آورد تا بتواند در مسابقه نهایی، جلوترین اتومبیل باشد. او در سال‌های ۱۹۸۷، ۱۹۹۰ و ۱۹۹۱ قهرمان مسابقات شد، اما در سال ۱۹۹۲ و ۱۹۹۳ به علت برتری محسوس تیم ویلیامز به ترتیب چهارم و دوم شد تا در نهایت در سال ۱۹۹۴ به تیم ویلیامز پیوست. اما در پیست ایمولای ایتالیا، به علت عمل نكردن فرمان در قوس با دیوار بتنی برخورد كرده و كشته شد.<br><br>اگر چه مهندس طراح ۱۱ سال پس از حادثه مقصر شناخته شد، اما دنیای مسابقات فرمول یک دیگر یكی از بزرگترین رانندگان خود را از دست داده بود. كشته شدن وی ضربه سختی برای برزیلی ها، ورزش‌دوستان و دست‌اندركاران مسابقات بود. بعد از مرگ او قوانین بسیار سختگیرانه‌تری برای بالا رفتن ایمنی مسابقات به اجرا در آمد. به طوری كه از آن زمان تاكنون با وجود بوقوع پیوستن حوادثی بسیار شدید، هیچ راننده‌ای كشته نشده است. لازم به ذكر است كه بر اساس زندگی واقعی آیرتون سنا مستندی به نام «سنا» ساخته شده است كه در IMDB نیز امتیاز خوب 8.5 را كسب كرده است.<br><br><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; "><a href="http://up.pnu-club.com/" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><img src="http://up.pnu-club.com/images/w1vr220xxxxq2bt2ui89.jpg" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></a><br>آیرتون سنا، قهرمان فراموش‌نشدنی مسابقات فرمول یك<br></div><br><br>جكی استوارت یكی دیگر از قهرمانان فرمول یك است. او در سال‌های ۱۹۶۹، ۱۹۷۱ و ۱۹۷۳ سه دوره قهرمان مسابقات شد. در آخرین سال، او تنها به خاطر این شركت كرد كه ناكامی سال ۱۹۷۲ را جبران كند. در آن سال، او به دلیل بیماری نتوانست اول شود و دوم شد.<br>اما در مسابقات ۱۹۷۳ حتی با وجود شركت نكردن در آخرین مسابقه فصل، اول شد. علت شركت نكردن او در مسابقه آخر فصل، مرگ هم‌تیمی فرانسوی اش، فرانسوا كِوِر بود. او پس از كناره‌گیری از رانندگی اقدامات بسیار زیادی را در راستای افزایش ایمنی رانندگان انجام داده است.<br><br><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; "><a href="http://up.pnu-club.com/" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><img src="http://up.pnu-club.com/images/z1tsuycwtlyb0j7bn0hp.jpg" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></a><br>جكی استوارت، قهرمان سه دوره مسابقات فرمول یك<br></div><br><br>نیكی لودا یكی دیگر از قهرمانان مسابقات فرمول یك است كه در سال‌های ۱۹۷۵، ۱۹۷۷ و ۱۹۸۴ به قهرمانی رسید. او در سال ۱۹۷۶ در پیست نورمبرگ تصادف بسیار سختی كرد. یك هفته قبل از مسابقه، با وجود اینكه ركورد این پیست در اختیار او بود، از بقیه رانندگان خواسته بود كه مسابقه در این پیست را به دلیل ایمنی تحریم كنند، اما هم‌قطارانش با وی مخالفت كردند.<br>او نیاز این مسابقه را شروع كرد، اما متاسفانه به علت نقص فنی، اتومبیل فراری وی منحرف شد و آتش گرفت. با وجود كمك سایر رانندگان، كلاه ایمنی وی مناسب نبوده و صورت وی در مواجهه مستقیم با آتش قرار گرفت. در نتیجه سوختگی شدید، او مو، پلك، مژه و گوش راست خود را از دست داد، ولی تنها شش هفته بعد دوباره در میادین ظاهر شد.<br><br>در دو مسابقه‌ای كه او غایب بود، جیمز هانت رقیب او، دو مسابقه را برده بود و حالا تنها سه امتیاز از نیكی عقب بود. در مسابقه آخر، در حالی كه باران شدیدی می آمد، نیكی لودا به علت نگرانی از ایمنی مسابقه و همچنین آسیب‌دیدگی شدید غدد اشك‌ریز و عدم توانایی در پلك‌زدن از ادامه مسابقه انصراف داد. این مسئله سبب شد كه هانت با قرار گرفتن در جایگاه سوم تنها با اختلاف یك امتیاز آن فصل را با قهرمانی پشت‌سر بگذارد.<br><br><br><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; "><a href="http://up.pnu-club.com/" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><img src="http://up.pnu-club.com/images/4ldabsy6k5lhd0z44q2.jpg" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></a><br>نیکی لودا، قهرمان سه دوره مسابقات فرمول یک<br><br><br><a href="http://up.pnu-club.com/" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><img src="http://up.pnu-club.com/images/h1vu4c3bkerm5nq7i4o5.jpg" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></a><br>نیكی لودا، در كنفرانس مطبوعاتی پس از مسابقه<br></div><br><br>یوخن ریندت: این قهرمان تنها كسی است كه پس از مرگش قهرمان شد. یوخن ریندت راننده آلمانی تیم لوتوس بود كه در سال ۱۹۷۰ به جز در یك مورد، در تمامی مسابقاتی كه به پایان رسانده بود، اول شد. اما متاسفانه او در تمرین برای مسابقه ایتالیا تصادف كرده و كشته شد. ولی اختلاف امتیاز وی با سایرین آنقدر زیاد بود كه سایرین نتوانستند در چهار مسابقه به امتیاز او برسند و او پس از مرگش، برای اولین و آخرین بار قهرمان شد.<br><br><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; "><a href="http://up.pnu-club.com/" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><img src="http://up.pnu-club.com/images/q2x1i4o9m1gap4xuvqh.jpg" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></a><br>یوخن ریندت، تنها كسی كه پس از مرگ قهرمان فرمول یک شد<br></div><br><br>سباستین فتل یكی از نوابغ نوظهور دنیای اتومبیل‌رانی فرمول یک است. او متولد سال ۱۳۶۶ شمسی است و قبل از ۲۰ سالگی اولین امتیاز را در فرمول یک اخذ كرد، در ۲۱ سالگی اولین مسابقه را برد و در ۲۳ سالگی به اولین قهرمانی رسید. قبل از او لوییز همیلتون و قبل از او فرناندو آلونسو جوانترین قهرمانان بودند. او تا سال ۲۰۱۲ سه دوره قهرمان شده‌ است و در فصل ۲۰۱۳ نیز با اختلاف قابل توجهی پیشتاز است.<br><br><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; "><a href="http://up.pnu-club.com/" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><img src="http://up.pnu-club.com/images/b76qzgiwxu81jndw3p80.jpg" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></a><br>سباستین فتل قهرمان سه دوره مسابقات فرمول یك و راننده اول حال حاضر جهان<br></div><br>در حال حاضر در مسابقات سال ۲۰۱۳ قهرمانان زیادی در مسابقات وجود دارند كه هر كدام حداقل یك دوره قهرمان مسابقات بوده‌اند. حضور سباستین فتل (سه دوره قهرمانی)، لوییز همیلتون (یك دوره قهرمانی)، جنسن باتن (یك دوره قهرمانی)، فرناندو آلونسو (دو دوره قهرمانی) و كیمی رایكونن (یك دوره قهرمانی) لذت تماشای این مسابقات را صد چندان كرده‌اند.<br><br><br><div style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: center; "><a href="http://up.pnu-club.com/" target="_blank" style="color: rgb(11, 105, 56); text-decoration: none; "><img src="http://up.pnu-club.com/images/930uita36djit8fzq4.jpg" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></a><br>عكس دسته‌جمعی قدیمی (از راست به چپ: نلسون پیكه، نایجل منسل، الن پروست و آیرتون سنا)<br><br><br><a href="http://up.pnu-club.com/" target="_blank" style="color: rgb(65, 115, 148); text-decoration: none; "><img src="http://up.pnu-club.com/images/uom5x6qyqfbfjvi4g7j.jpg" border="0" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; max-width: 640px; cursor: pointer; "></a><br>عكس دست‌جمعی جدید از رانندگان فرمول یک (از راست به چپ: سباستین فتل، جنسن باتن، مارك وبر، فرناندو آلونسو و لوییز همیلتون)</div></span></font> Sun, 20 Oct 2013 08:39:03 UTC http://varzesh.tarlog.com/comments/1174/ سالن 9 دی دزفول http://varzesh.tarlog.com/post/1171/ <div style="text-align: center;font-family: tahoma; font-size: small; "><span class="Apple-style-span" style="font-family: Arial; font-size: large; background-color: rgb(0, 0, 0);"><font class="Apple-style-span" color="#ff0000"><b>با سلام به ورزشکاران و ورزش دوستان</b></font></span></div><div style="font-family: tahoma; font-size: small; text-align: center; "><font class="Apple-style-span" face="Arial" size="4" color="#ff0000" style="background-color: rgb(0, 0, 0);"><b>اینجانب مسئول برنامه ریزی و سانس های این سالن را برعهده دارم</b></font></div><div style="font-family: tahoma; font-size: small; text-align: center; "><font class="Apple-style-span" face="Arial" size="4" color="#ff0000" style="background-color: rgb(0, 0, 0);"><b>برای استفاده از سالن به شماره تلفن 2284010-0641 تماس بگیرید</b></font></div><div style="font-family: tahoma; font-size: small; text-align: center; "><font class="Apple-style-span" face="Arial" size="4"><b><font class="Apple-style-span" color="#ff0000" style="background-color: rgb(0, 0, 0);">&nbsp;یا حظوری مراجعه فرمایید .</font> </b></font><font class="Apple-style-span" face="Arial" size="1">محمد تازه عصاره</font></div><div style="font-family: tahoma; font-size: small; text-align: center; "><font class="Apple-style-span" face="Arial" size="4"><br></font></div><div style="font-family: tahoma; font-size: small; text-align: center; "><font class="Apple-style-span" face="Arial" size="4">والیبال - بسکتبال - فوتسال - هندبال</font></div><div style="font-family: tahoma; text-align: center; font-size: small; "><br></div><div style="font-family: tahoma; text-align: center; font-size: small; "><span class="Apple-style-span" style="font-size: 12px; line-height: 20px; "><a href="http://www.deztoday.ir/wp-content/uploads/1489.jpg" style="text-decoration: none; "><img alt="1489" src="http://www.deztoday.ir/wp-content/uploads/1489.jpg" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; border-style: initial; border-color: initial; "></a></span></div><div style="font-family: tahoma; text-align: center; font-size: small; "><br></div> Sat, 19 Oct 2013 05:55:56 UTC http://varzesh.tarlog.com/comments/1171/ دانلود کتاب تاریخچه فوتبال در ایران http://varzesh.tarlog.com/post/1168/ <span class="Apple-style-span" style="font-weight: bold; "><ul class="bd-details" style="font-family: 'Times New Roman'; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 15px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; list-style-type: none; list-style-position: initial; list-style-image: initial; line-height: 23px; "><font class="Apple-style-span" face="Arial"><li style="text-align: center; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; "><span class="bd-i" style="padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; color: rgb(128, 0, 0); ">نویسنده:&nbsp;</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(0, 93, 197); ">علی محسنی</span></li></font></ul><ul class="bd-details" style="font-family: 'Times New Roman'; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 15px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; list-style-type: none; list-style-position: initial; list-style-image: initial; line-height: 23px; "><font class="Apple-style-span" face="Arial"><li style="text-align: center;padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; "><span class="bd-i" style="padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; color: rgb(128, 0, 0); ">موضوع:&nbsp;</span><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(0, 93, 197); ">ورزشی</span></li></font></ul><ul class="bd-details" style="font-family: 'Times New Roman'; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 15px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; list-style-type: none; list-style-position: initial; list-style-image: initial; line-height: 23px; "><font class="Apple-style-span" face="Arial"><li style="text-align: center;padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; "><span class="bd-i" style="padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; color: rgb(128, 0, 0); ">تعداد صفحات:&nbsp;</span>۴۵</li></font></ul><ul class="bd-details" style="font-family: 'Times New Roman'; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 15px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; list-style-type: none; list-style-position: initial; list-style-image: initial; line-height: 23px; "><font class="Apple-style-span" face="Arial"><li style="text-align: center;padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; "><span class="bd-i" style="padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; color: rgb(128, 0, 0); ">فرمت:&nbsp;</span>PDF</li></font></ul><ul class="bd-details" style="font-family: 'Times New Roman'; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 15px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; list-style-type: none; list-style-position: initial; list-style-image: initial; line-height: 23px; "><font class="Apple-style-span" face="Arial"><li style="text-align: center; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; "><span class="bd-i" style="padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; color: rgb(128, 0, 0); ">زبان:&nbsp;</span>فارسی</li></font></ul><ul class="bd-details" style="font-size: 26px; font-family: 'Times New Roman'; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 15px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; list-style-type: none; list-style-position: initial; list-style-image: initial; line-height: 23px; "><font class="Apple-style-span" size="4" face="Arial" color="#800000"><li style="text-align: center;padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; "><span class="Apple-style-span" style="font-family: Tahoma, Arial; font-size: 12px; color: rgb(0, 0, 0); font-weight: normal; line-height: normal; "><font class="Apple-style-span" color="#005dc5"><span class="Apple-style-span" style="position: relative; border-style: initial; border-color: initial; border-top-left-radius: 3px 3px; border-top-right-radius: 3px 3px; border-bottom-right-radius: 3px 3px; border-bottom-left-radius: 3px 3px; background-attachment: initial; background-origin: initial; background-clip: initial; background-color: initial;"><img class="bd-img" itemprop="image" src="http://ketabesabz.com/img/s/5677737716497159.jpg" alt="تاریخچه فوتبال در ایران" style="padding-top: 3px; padding-right: 3px; padding-bottom: 3px; padding-left: 3px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; border-top-width: 1px; border-right-width: 1px; border-bottom-width: 1px; border-left-width: 1px; border-style: initial; border-color: initial; width: 190px; min-height: 160px; border-top-style: solid; border-right-style: solid; border-bottom-style: solid; border-left-style: solid; border-top-color: rgb(204, 204, 204); border-right-color: rgb(204, 204, 204); border-bottom-color: rgb(204, 204, 204); border-left-color: rgb(204, 204, 204); border-top-left-radius: 3px 3px; border-top-right-radius: 3px 3px; border-bottom-right-radius: 3px 3px; border-bottom-left-radius: 3px 3px; box-shadow: rgb(212, 212, 212) 0px 0px 3px 1px; background-image: url(http://ketabesabz.com/images/loading2.gif); background-attachment: initial; background-origin: initial; background-clip: initial; background-color: initial; background-position: 50% 50%; background-repeat: no-repeat no-repeat; "></span></font></span></li><li style="text-align: center;padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; "><br></li><li style="text-align: center;padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; "><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 51); font-family: Tahoma, Arial; font-size: 12px; font-weight: normal; line-height: normal; "><a class="dlb-i" href="http://ketabesabz.com/dl/14817" style="padding-top: 8px; padding-right: 19px; padding-bottom: 7px; padding-left: 1px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; color: rgb(0, 93, 197); text-decoration: none; display: inline-block; height: 16px; background-image: url(http://ketabesabz.com/images/dl.png); background-attachment: initial; background-origin: initial; background-clip: initial; background-color: initial; background-position: 100% 50%; background-repeat: no-repeat no-repeat; "><b style="padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; ">دانلود رایگان</b></a></span></li></font></ul></span> Fri, 04 Oct 2013 20:50:14 UTC http://varzesh.tarlog.com/comments/1168/ سلام http://varzesh.tarlog.com/post/1138/ <div style="text-align: center; color: rgb(0, 0, 0);"><font size="4"><span style="font-weight: bold;">دوستانی که در آپلود عکس استادند به من کمک کنند </span></font><br><br style="font-weight: bold;"><font size="4"><font size="4">یه سایت اپلود عکس می خواستم که عکس ها رو برای همشه برام ثبت کنه</font></font><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><font size="4"><span style="font-weight: bold;">لطفا با نظراتتون به بنده کمک کنید</span></font><br><br><span style="font-weight: bold;">تشکر</span><br></div> Mon, 21 Jan 2013 12:25:58 UTC http://varzesh.tarlog.com/comments/1138/ عکاسی مدرسه http://varzesh.tarlog.com/post/1135/ <font style="color: rgb(255, 255, 255); font-family: Arial;" size="7">عکاسی مدرسه</font><br style="font-family: Arial; color: rgb(255, 255, 255);"><br style="font-weight: bold; font-family: Arial; color: rgb(255, 255, 255);"><div style="text-align: center; font-family: Arial; background-color: rgb(0, 0, 0); color: rgb(255, 255, 255); font-weight: bold;"><font size="3"><font size="5">عکاسی مخصوص دانش آموزان با قیمتهای تعجب آور</font><br></font></div><font style="font-family: Arial; background-color: rgb(0, 0, 0); color: rgb(255, 255, 255);" size="4"><br></font><div style="text-align: justify; font-family: Arial; color: rgb(255, 255, 255);"><font style="background-color: rgb(0, 0, 0); color: rgb(255, 255, 255);" size="5">&nbsp;برای دانش آموزان مدارس دزفول&nbsp; 6 عدد عکس پرسنلی 3در4 و 3عدد عکس پرسنلی 2در3 هدیه <span style="font-weight: bold;">فقط به مبلغ 1000 تومان</span> می باشد همراه با سی دی عکسها در با حجم پایینتر برای سامانه توصیفی که ویژه مدارس است .</font><font style="background-color: rgb(0, 0, 0); color: rgb(153, 255, 0);" size="4"><font size="5">اگر فقط سی دی عکس را بخواهید(بدون چاپ عکس)هر نفر <span style="font-weight: bold;">فقط 500 تومان</span> می شود و پرینت عکس رنگی به اندازه A3 همراه با پرس فقط 1800 تومان است .<br></font></font><div style="text-align: center;"><font style="background-color: rgb(0, 0, 255); color: rgb(255, 255, 0);" size="4"><span style="font-weight: bold;">عکس جشن الفبای کلاس اول و پیش دبستانی را هم انجام می دهم</span></font><br></div><div style="text-align: center;"><font style="font-family: Arial; background-color: rgb(0, 0, 255); color: rgb(255, 255, 0);" size="4">(سفارش فقط به صورت تعداد بالا می باشد و حضوری در مدرسه انجام می شود .)</font><font style="background-color: rgb(0, 0, 255); color: rgb(255, 255, 0);" size="4"><br>برای ثبت سفارش از طریق ایمیل </font><span style="background-color: rgb(0, 0, 255);">varzesh1390@yahoo.com </span><font style="background-color: rgb(0, 0, 255); color: rgb(255, 255, 0);" size="4">یا دبستان راجی دزفول اقدان نمایید</font><br style="background-color: rgb(0, 0, 0);"><br></div></div> Sun, 23 Dec 2012 15:39:00 UTC http://varzesh.tarlog.com/comments/1135/